رگ ها – گفتار دوم گردش مواد در بدن

ساختار و بافت شناسی رگ ها

در دستگاه گردش خون، سه نوع رگ در شبکه‌ای مرتبط‌به‌هم وجود دارد. این شبکه، که از قلب شروع می‌شود و پس از عبور از بافت‌ها به قلب بازمی‌گردد، از سرخرگ‌ها، مویرگ‌ها و سیاهرگ‌ها تشکیل شده است.

در دستگاه گردش خون سه نوع رگ داریم. در انسان و در دستگاه گردش مواد پنج نوع رگ داریم.

ساختار هر یک از این رگ‌ها متناسب با کاری است که انجام می‌دهد. دیوارۀ همۀ سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها از سه لایۀ اصلی تشکیل شده است.


لایۀ داخلی

بافت پوششی سنگ‌فرشی است که در زیر آن، غشای پایه قرار گرفته است.


لایۀ میانی

ماهیچه‌ای صاف است که همراه این لایه رشته‌های کشسان (الاستیک) زیادی وجود دارد.


آخرین لایه

بافت پیوندی است که لایۀ خارجی سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها را می‌سازد.


اگرچه ساختار پایه‌ای سرخرگ‌ها با سیاهرگ‌ها شباهت دارد، ضخامت لایۀ ماهیچه‌ای و پیوندی در سرخرگ‌ها بیشتر است تا بتوانند فشار زیاد واردشده از سوی قلب را تحمل و هدایت کنند.

به همین دلیل سرخرگ‌ها در برش عرضی، بیشتر گرد دیده می‌شوند، در حالی که سیاهرگ‌های هم‌اندازۀ آنها، دیوارۀ نازک‌تری دارند و حفرۀ داخل آنها بزرگ‌تر است. درعین‌حال، بسیاری از سیاهرگ‌ها دریچه‌هایی دارند که جهت حرکت خون را یک‌طرفه می‌کنند.

هم در سیاهرگ و هم در سرخرگ لایه میانی رشته‌های کشسان و الاستیک زیادی دارد. اگر بخواهیم این دو رگ را مقایسه کنیم، این رشته‌ها در سرخرگ از سیاهرگ بیشتر هستند.

مویرگ‌ها فقط یک لایۀ بافت پوششی همراه با غشای پایه دارند. این ساختار با وظیفۀ آنها که تبادل مواد بین خون و مایع میان‌بافتی است، هماهنگی دارد. در دیوارۀ مویرگ‌ها لایۀ ماهیچه‌ای نیست؛ ولی در ابتدای بعضی از آنها حلقه‌ای ماهیچه‌ای هست که میزان جریان خون در آنها را تنظیم می‌کند و به آن بندارۀ مویرگی گویند.

در ابتدای مویرگ‌ها یک بنداره (نه دریچه) وجود دارد که جریان خون درون آن‌ها را تنظیم می‌کند.

این بنداره از حلقه‌ای ماهیچه‌ای تشکیل شده (درواقع از یک حلقه تشکیل شده).

اگرچه تنظیم اصلی جریان خون در مویرگ‌ها بر اساس نیاز بافت به اکسیژن و مواد مغذی، با تنگ و گشاد شدن سرخرگ‌های کوچک انجام می‌شود که قبل از مویرگ‌ها قرار دارند.

اگر در مورد رگی سوال شد که دریچه در طول آن دیده می‌شود دو کاندید وجود دارد: سیاهرگ و رگ لنفی.

خون خارج شده از شش لزوما به دهلیز چپ نمی‌رود. درواقع خون خارج شده از شش هم می‌تواند روشن و هم می‌تواند تیره باشد.

گیرنده‌هایی که در رگ‌ها وجود دارند: در سرخرگ‌ها گیرنده درد و در برخی سیاهرگ‌های بزرگ گیرنده‌های دمایی وجود دارد.

سرخرگ ها

همانطور که می‌دانید، سرخرگ‌ها خون را از قلب خارج می‌کنند و به بافت‌های بدن می‌رسانند. علاوه بر این، باعث حفظ پیوستگی جریان خون و هدایت آن در این رگ‌ها می‌شوند.

دیوارۀ سرخرگ قدرت کشسانی زیادی دارد. وقتی بطن منقبض می‌شود، ناگهان مقدار زیادی خون از آن به درون سرخرگ پمپ می‌شود. سرخرگ‌ها در این حالت گشاد می‌شوند تا خونِ رانده‌شده از بطن را در خود جای دهند.

در هنگام استراحت بطن، یعنی وقتی که دیگر خونی از قلب خارج نمی‌شود، دیوارۀ کشسان سرخرگ‌ها به حالت اولیه بازمی‌گردد و خون را با فشار به جلو می‌راند. این فشار باعث هدایت خون در رگ‌ها و پیوستگی جریان خون در هنگام استراحت قلب می‌شود. تغییر حجم سرخرگ، به‌دنبال هر انقباض بطن، به‌صورت موجی در طول سرخرگ‌ها پیش می‌رود و به‌صورت نبض احساس می‌شود.

در سرخرگ‌های کوچک‌تر، میزان رشته‌های کشسان کمتر و میزان ماهیچه‌های صاف بیشتر است. این ساختار باعث می‌شود با ورود خون، قطر این رگ‌ها تغییر زیادی نکند و در برابر جریان خون مقاومت کنند.

میزان این مقاومت در زمان انقباض ماهیچۀ صاف دیواره بیشتر و در هنگام استراحت کمتر می‌شود. کم و زیاد شدن این مقاومت، میزان ورود خون به مویرگ‌ها را تنظیم می‌کند.

تنظیم جریان خون در همه مویرگ‌ها توسط سرخرگ‌های کوچک انجام نمی‌شود. دقت کنید که برخی مویرگ‌ها بین دو سیاهرگ ایجاد می‌شود.

در سرخرگ‌های کوچک‌تر نبض حس نمی‌شود.

در سرخرگ‌های کوچک در برابر جریان خون همیشه مقاومتی وجود دارد. دقت کنید که این مقاومت می‌تواند با توجه به شرایط کم و زیاد شود.

فشار خون

بیشتر سرخرگ‌های بدن در قسمت‌های عمقی هر اندام قرار گرفته‌اند، در حالی که سیاهرگ‌ها بیشتر در سطح قرار دارند. به نظر شما مزیت آن چیست؟

فشار خون، نیرویی است که از سوی خون بر دیوارۀ رگ وارد می‌شود. اگر سرخرگی در بدن بریده شود، خون با سرعت زیاد از آن بیرون خواهد ریخت و بسیار خطرناک است. این خون‌ریزی، ناشی از فشار خون زیاد درون سرخرگ است. چنین فشاری برای کار طبیعی دستگاه گردش خون لازم است.

فشار خون را با دو عدد (مثلاً ۱۲۰ روی ۸۰) بیان می‌کنند. این دو عدد به‌ترتیب، معرف فشار بیشینه و فشار کمینه برحسب میلی‌متر جیوه هستند. فشار بیشینه، فشاری است که خون در نتیجه انقباض بطن بر دیوارۀ سرخرگ وارد می‌کند. فشار کمینه، فشاری است که خون در هنگام استراحت قلب بر دیوارۀ سرخرگ وارد می‌کند.

خودآزمایی

به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

مویرگ ها

سرخرگ‌های کوچک به مویرگ‌هایی منتهی می‌شوند که کوچک‌ترین رگ‌های بدن هستند. تبادل مواد بین خون و یاخته‌های بدن، در این رگ‌ها انجام می‌شود.

دیوارۀ نازک و جریان خون کُند، امکان تبادل مناسب مواد را در مویرگ‌ها فراهم می‌کند. درعین‌حال، مویرگ‌ها شبکۀ وسیعی را در بافت‌ها ایجاد می‌کنند به‌طوری که فاصلۀ بیشتر یاخته‌های بدن تا مویرگ‌ها حدود ۰٫۰۲ میلی‌متر (۲۰ میکرومتر) است. این فاصلۀ کم، مبادلۀ سریع مولکول‌ها را از طریق انتشار آسان‌تر می‌کند.

دیوارۀ مویرگ‌ها فقط از یک لایۀ یاخته‌های پوششی سنگ‌فرشی ساخته شده است و ماهیچۀ صاف ندارد. سطح بیرونی مویرگ‌ها را غشای پایه احاطه می‌کند و نوعی صافی برای محدود کردن عبور مولکول‌های بسیار درشت به وجود می‌آورد. مویرگ‌های بدن در سه گروه قرار می‌گیرند:

  • مویرگ‌های پیوسته: یاخته‌های بافت پوششی با هم‌دیگر ارتباط تنگاتنگی دارند. چنین مویرگ‌هایی به‌عنوان مثال در دستگاه عصبی مرکزی یافت می‌شوند که ورود و خروج مواد در آنها به‌شدت تنظیم می‌گردد.
  • مویرگ‌های منفذدار: منافذ فراوانی در غشای یاخته‌های پوششی دارند. غشای پایه در این مویرگ‌ها ضخیم است که عبور مولکول‌های درشت مانند پروتئین‌ها را محدود می‌کند. این مویرگ‌ها به‌عنوان مثال در کلیه یافت می‌شوند.
  • مویرگ‌های ناپیوسته: یاخته‌های پوششی به‌هم متصل‌اند؛ اگرچه بین آنها فاصله‌هایی به‌صورت حفره‌هایی در دیوارۀ مویرگ دیده می‌شود. چنین مویرگ‌هایی به‌عنوان مثال در جگر یافت می‌شوند.
بیشتر بدانید: مویرگ‌های کبد و کلیه

۱. بررسی مویرگ‌های کبد: مویرگ‌های کبد از نوع ناپیوسته یا سینوزوئیدی هستند .

  • نام تخصصی: به این مویرگ‌های ویژه در کبد، سینوزوئیدهای کبدی (Hepatic Sinusoids) گفته می‌شود .
  • علت این ساختار: کبد به عنوان مرکز متابولیک بدن، وظایف متعددی از جمله دریافت مواد مغذی از دستگاه گوارش، ذخیره‌سازی ویتامین‌ها، سم‌زدایی و تولید پروتئین‌های پلاسما را بر عهده دارد . برای انجام این وظایف، سلول‌های کبدی (هپاتوسیت‌ها) نیاز به تماس مستقیم و گسترده با خون دارند.
  • نتیجه ساختار: ساختار ناپیوسته سینوزوئیدها با شکاف‌های بزرگ بین سلول‌های اندوتلیال و فقدان غشای پایه پیوسته، به مولکول‌های بزرگ مانند پروتئین‌ها و حتی ذرات، اجازه می‌دهد تا به راحتی بین خون و سلول‌های کبدی تبادل شوند. این ویژگی برای عملکردهایی مانند جذب چربی‌ها و ترشح آلبومین توسط کبد حیاتی است .

۲. بررسی مویرگ‌های کلیه: پاسخ دقیق‌تر

این جمله که “همه مویرگ‌های کلیه از نوع منفذدار است” نادرست است. کلیه دارای دو بستر مویرگی کاملاً مجزا با ساختار و عملکرد متفاوت است .

  • مویرگ‌های گلومرولی (Glomerular Capillaries): این مویرگ‌ها که در ابتدای نفرون قرار دارند، از نوع منفذدار (فنسترد) هستند . همانطور که اشاره کردید، این مویرگ‌ها دارای منافذ ریز در دیواره خود هستند که امکان فیلتراسیون (تصفیه) خون و تشکیل ادرار اولیه را فراهم می‌کند. گلومرول در واقع یک “شبکه مویرگی” است که داخل کپسول بومن قرار گرفته و وظیفه اصلی آن صاف کردن خون است .
  • مویرگ‌های پری‌تیوبولار (Peritubular Capillaries): این مویرگ‌ها پس از گلومرول و در اطراف لوله‌های کلیوی قرار دارند. وظیفه آن‌ها بازجذب مواد مفید (مانند آب، گلوکز و یون‌ها) از ادرار در حال تشکیل و بازگرداندن آن‌ها به جریان خون است. ساختار این مویرگ‌ها عمدتاً از نوع پیوسته (کانتینیوس) است تا فرآیند بازجذب به صورت کنترل‌شده و انتخابی انجام شود.

چند نکته

غشای پایه مویرگ‌های ناپیوسته به صورت ناقص است.

توجه کنید غشای پایه در همه‌ی انواع مویرگ‌ها به عنوان نوعی صافی مولکولی عمل می‌کند. این عبارت حتی در مورد مویرگ ناپیوسته هم صادق است.

اگر در مورد نوعی مویرگ در انسان صحبت کردند ما دو کاندید داریم: خونی و لنفی.

در چند جا ما در بین سلول‌های بافت پوششی حفره و یا فاصله می‌بینیم:
۱-مویرگ ناپیوسته
۲-بین سلول‌های پوششی حبابک

بعضی مواقع شبکه مویرگی می‌تواند بین دو سیاهرگ ایجاد شود، مثل مویرگ‌هایی که بین سیاهرگ باب کبدی و فوق کبدی ایجاد می‌شود.

خودآزمایی

به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

تبادل مواد در مویرگ ها

تبادل مواد بین خون و بافت‌ها در مویرگ‌ها انجام می‌شود. مولکول‌های مواد ممکن است از غشای یاخته‌های پوششی مویرگ و یا از فاصله‌های بین این یاخته‌ها عبور کنند.

در ابتدای سرخرگی مویرگ، فشار خون نسبت به فشار اسمزی بیشتر است و باعث خروج مواد از مویرگ می‌شود. در اینجا بخشی از خوناب به جز مولکول‌های درشت از مویرگ خارج و به بافت وارد می‌شود. در نتیجهٔ خروج خوناب، فشار خون کاهش می‌یابد؛ به‌طوری که در بخش سیاهرگی مویرگ، فشار اسمزی از فشار خون بیشتر است، در نتیجه آب همراه با مولکول‌های متفاوت از جمله مواد دفعیِ یاخته‌ها، وارد مویرگ می‌شوند.

نکته: سلول‌هایی مثل گلبول‌های سفید مواد دفعی را مستقیما وارد خون می‌کنند.

کمبود پروتئین‌های خون و افزایش فشار خون درون سیاهرگ‌ها می‌تواند سرعت بازگشت مایعات از بافت به خون را کاهش دهد. در نتیجه، بخش‌هایی از بدن متورم می‌شوند که به این حالت «خیز» یا «اِدم» (edema) می‌گویند. مصرف زیاد نمک و مصرف کمِ مایعات نیز می‌تواند به خیز منجر شود.

چرا فشار اسمزی در طول مویرگ ثابت می‌ماند؟

سوال: چرا فشار اسمزی در طول رگ ثابت می‌ماند؟

این موضوع فراتر از کتاب است. زمانی که پلاسما از رگ خارج می‌شود پروتئین‌های بزرگ مانند آلبومین در رگ می‌مانند. این موضوع باعث می‌شود که فشار اسمزی در حد کمی بالا برود که قابل چشم‌پوشی‌ست.

زیاد پاپیچ این مسئله نشوید. این مسئله یک فرمول دارد و تمام نتیجه‌های بالا از آن فرمول گرفته شده است. با حل کردن آن فرمول قضیه حل می‌شود که فعلا جایش در این صفحه نیست. البته من هم آن فرمول را بلد نیستم.

ادم چگونه ایجاد می‌شود؟

۱-افزایش فشار تراوشی
۲-دوم کاهش فشار اسمزی
۳-اختلال در سیستم لنفاوی
۴-مصرف کم مایعات

فشار تراوشی در مویرگ چطور افزایش می‌یابد؟

چه چیزهایی فشار تراوشی را افزایش می‌دهد؟
هر چیزی که فشار خون را به طور کلی یا در یک قسمت از بدن افزایش بدهد.

مثلا مصرف زیاد نمک و افزایش بیش از حد هورمون‌هایی که فشار خون کل بدن را افزایش می‌دهد می‌تواند باعث ادم شود.
اما مثلا از کار افتادن دریچه‌های لانه کبوتری می‌تواند تجمع خون را در قسمتی از بدن بالا ببرد و باعث خروج بیشتر پلاسما شود. سکته دهلیز چپ می‌تواند منجر به افزایش فشار خون در سیاهرگ ششی شده و احتمال ادم در شش را افزایش بدهد.

فشار اسمزی در مویرگ چطور کاهش می‌یابد؟

چه چیزهایی فشار اسمزی را کم می‌کند؟

فشار اسمزی به پروتئین‌های پلاسما وابسته است. هر چیزی که باعث تجزیه پروتئین‌های پلاسما شود فشار اسمزی را در مویرگ‌ها کم می‌کند.

مثلا:

۱-در دیابت‌های شیرین به دلیل تجزیه پروتئین‌ها احتمال وقوع ادم بالا می‌رود.
۲-افزایش بیش از حد کورتیزول باعث تجزیه بیش از حد پروتئین‌ها می‌شود و باز هم احتمال وقوع ادم بالا می‌رود.
۳-اختلال در کبد یا کم کار آن باعث کاهش تولید پروتئین شده و این موضوع هم می‌تواند به ادم منجر شود.

چند نکته

در ادم همانند تومورها بدن ممکن است ورم کند.

یک سرخرگ کوچک می‌تواند چندین مویرگ ایجاد کند.

سیاهرگ ها

سیاهرگ‌ها با داشتن فضای داخلی وسیع و دیواره‌ای با مقاومت کمتر، می‌توانند بیشتر حجم خون را در خود جای دهند. باقی‌ماندۀ فشار سرخرگی باعث ادامهٔ جریان خون در سیاهرگ‌ها می‌شود؛ اما به علت کاهش شدید فشار خون و جهت حرکت خون در سیاهرگ‌ها که در بیشتر آنها به سمت بالا است، لازم است عواملی به جریان خون در سیاهرگ‌ها کمک کند.

تلمبه ماهیچه اسکلتی

حرکت خون در سیاهرگ‌ها، به‌ویژه در اندام‌های پایین‌تر از قلب، به مقدار زیادی به انقباض ماهیچه‌های اسکلتی وابسته است. انقباض ماهیچه‌های دست و پا، شکم و میان‌بند، به سیاهرگ‌های مجاور خود فشاری وارد می‌کنند که باعث حرکت خون در سیاهرگ به سمت قلب می‌شود (شکل ۱۴).

دریچه‌های لانه‌کبوتری

دریچه‌های لانه‌کبوتری در سیاهرگ‌های دست و پا، جریان خون را یک‌طرفه و به سمت بالا هدایت می‌کنند. در هنگام انقباض هر ماهیچه در سیاهرگ مجاور آن، دریچه‌های بالایی باز و دریچه‌های پایین بسته می‌شوند (شکل ۱۴).

جنس دریچه لانه کبوتری: سنگ فرشی تک لایه.

فشار مکشی قفسۀ سینه

هنگام دم به‌وجود می‌آید، که قفسۀ سینه باز می‌شود. در این حالت فشار از روی سیاهرگ‌های نزدیک قلب برداشته می‌شود و درون آنها فشار مکشی ایجاد می‌شود که خون را به سمت بالا می‌کشد.

فشار مکشی قفسه سینه روی سیاهرگ کرونر تاثیر ندارد.

بررسی کنید

الف. آیا هر دریچه‌ای که جریان خون را یک طرفه می‌کند توسط سیاهرگ‌ها ساخته می‌شود؟

پاسخ

دقت کنید در ابتدای سرخرگ‌ها دریچه وجود دارد و کار این دریچه هم یک طرفه کردن جریان خون است، اما این دریچه‌ها توسط بافت پوششی قلب ایجاد می‌شود و جز ساختار قلب محسوب می‌شود.


ب. آیا بنداره‌های مویرگی در یک طرفه کردن جریان خون نقش دارند؟

پاسخ

خیر. بنداره‌های مویرگی در تنظیم جریان خون ورودی نقش دارند نه یک طرفه کردن جریان خون.


پ. انواع ماهیچه‌هایی که در حرکت خون در سیاهرگ‌های بدن نقش دارد را نام ببرید.

پاسخ

باقی‌مانده فشار سرخرگی باعث ادامه جریان خون در سیاهرگ‌ها می‌شود؛ اما به علت کاهش شدید فشار خون و جهت حرکت خون در سیاهرگ‌ها که در بیشتر آنها به سمت بالا است، لازم است عواملی به جریان خون در سیاهرگ‌ها کمک کند.

پس هم ماهیچه قلب و هم ماهیچه‌های اسکلتی باعث ادامه جریان خون در سیاهرگ‌ها می‌شود.


ت. آیا انقباض دیافراگم و یا ماهیچه شکمی می‌تواند سبب افزایش جریان خون در سیاهرگ‌ها شود؟

پاسخ

بله. حرکت خون در سیاهرگ‌ها، به‌ویژه در اندام‌های پایین‌تر از قلب، به مقدار زیادی به انقباض ماهیچه‌های اسکلتی وابسته است. انقباض ماهیچه‌های دست و پا، شکم و میان‌بند، به سیاهرگ‌های مجاور خود فشاری وارد می‌کنند که باعث حرکت خون در سیاهرگ به سمت قلب می‌شود.


ث. آیا انقباض دیافراگم و یا ماهیچه شکمی می‌تواند روی باز و بسته شدن دریچه‌های لانه کبوتری موثر باشد؟

پاسخ

خیر. دریچه‌های لانه کبوتری در دست و پا قرار دارند.

خودآزمایی

به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

دستگاه لنفی

دستگاه لنفی شامل لنف، رگ‌های لنفی، مجاری لنفی، گره‌های لنفی و اندام‌های لنفی است. کار اصلی آن، تصفیه و بازگرداندن آب و مواد دیگری است که از مویرگ‌ها به فضای میان‌بافتی نشت می‌کنند و به مویرگ‌ها بازنمی‌گردند. نشت این مواد در جریان ورزش و بعضی بیماری‌ها، افزایش قابل‌توجهی پیدا می‌کند. لنف مایعی است تشکیل‌شده از مواد متفاوت و گویچه‌های سفید است.

بیشتر بدانید: لنف از چه چیزی تشکیل شده است؟

لنف در واقع پلاسمای خون تصفیه‌شده است که از دیواره مویرگ‌های خونی به فضاهای بین سلولی (مایع میان‌بافتی) نشت کرده و سپس توسط مویرگ‌های لنفاوی جذب می‌شود . ترکیب آن به طور پویا و دائماً در حال تغییر است.

۱. بخش مایع (پایه)

  • آب: حدود ۹۵٪ حجم لنف را آب تشکیل می‌دهد .
  • الکترولیت‌ها: یون‌هایی مانند سدیم، کلر، پتاسیم و بی‌کربنات با غلظتی مشابه پلاسمای خون در لنف وجود دارند.
  • مواد زائد: اوره، کراتینین و سایر مواد دفعی متابولیسم سلولی نیز از طریق لنف حمل می‌شوند.

۲. پروتئین‌ها (تفاوت کلیدی با مایع میان‌بافتی)

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های لنف، وجود پروتئین‌های پلاسمایی است. هر چه مجرای لنفاوی به سمت مجاری اصلی (مثل مجرای سینه‌ای) پیش می‌رود، غلظت پروتئین آن افزایش می‌یابد. این پروتئین‌ها شامل :

  • آلبومین: فراوان‌ترین پروتئین لنف که نقش اصلی را در حفظ فشار اسمزی دارد.
  • گلوبولین‌ها (ایمونوگلوبولین‌ها): آنتی‌بادی‌هایی که توسط سلول‌های پلاسما ترشح شده و وارد لنف می‌شوند.
  • فیبرینوژن و فاکتورهای انعقادی: به مقدار کم در لنف وجود دارند و به همین دلیل لنف در بیرون از بدن می‌تواند لخته شود (هرچند بسیار کندتر از خون) .

۳. سلول‌ها (عنصر زنده لنف)

لنف برخلاف ادرار یا مایع میان‌بافتی معمولی، حاوی سلول‌های زنده است. مهم‌ترین آن‌ها :

  • لنفوسیت‌ها: این سلول‌ها فراوان‌ترین سلول‌های لنف هستند. جالب است بدانید که لنف خروجی از غدد لنفاوی (لنف وابران) نسبت به لنف ورودی (لنف آوران) بسیار غنی‌تر از لنفوسیت‌هاست، زیرا در داخل گره لنفاوی، لنفوسیت‌های جدید به آن اضافه می‌شوند .
  • ماکروفاژها و سلول‌های عرضه‌کننده آنتی‌ژن (دندریتیک): این سلول‌ها ذرات خارجی و میکروب‌ها را بلعیده و برای شناسایی به گره‌های لنفاوی می‌برند .
  • سایر لکوسیت‌ها: در شرایط التهاب یا عفونت، ممکن است نوتروفیل‌ها و سایر گلبول‌های سفید نیز وارد لنف شوند.

۴. چربی‌ها و ویتامین‌های محلول در چربی (تمایز لنف روده)

لنفی که از پرزهای روده کوچک (عروق شیری یا لاکتئال‌ها) جمع‌آوری می‌شود، ظاهری کاملاً متفاوت دارد و به آن کایل (Chyle) می‌گویند . ویژگی‌های آن:

  • ظاهر شیری: به دلیل وجود قطرات ریز چربی (کیلومیکرون) که پس از هضم وعده‌های غذایی چرب جذب می‌شوند .
  • تری‌گلیسیرید بالا: غلظت چربی در این نوع لنف بسیار زیاد است.

۵. ذرات خارجی و عوامل بیگانه

لنف مانند یک سیستم زهکشی، هر چیزی را که در مایع میان‌بافتی وجود داشته باشد با خود حمل می‌کند :

ذرات خارجی: مانند گرد و غبار یا کربنی که توسط ماکروفاژها بلعیده شده و به لنف منتقل می‌شوند.

میکروب‌ها و ویروس‌ها: باکتری‌هایی که وارد بافت می‌شوند، وارد لنف شده و به غدد لنفاوی منتقل می‌شوند تا منهدم گردند.

سلول‌های سرطانی: یکی از راه‌های اصلی متاستاز (گسترش سرطان) از طریق عروق لنفاوی است.

کار دیگر دستگاه لنفی، انتقال چربی‌های جذب‌شده از دیوارۀ رودۀ باریک به خون و همچنین از بین بردن میکروب‌های بیماری‌زا و یاخته‌های سرطانی است.

لنف بعد از عبور از مویرگ‌ها و رگ‌های لنفی، از طریق دو رگ بزرگ لنفی به نام مجرای لنفی، به سیاهرگ‌های زیرترقوه‌ای چپ و راست می‌ریزد. بنابراین، لنف پس از تصفیه شدن به دستگاه گردش خون بازمی‌گردد.

بیشتر بدانید: مجرای لنفی راست و چپ

به زبان ساده، تمام لنف بدن در نهایت از طریق این دو لوله به سیاهرگ‌های نزدیک قلب تزریق می‌شود. در ادامه، هر یک را به طور جداگانه بررسی می‌کنیم.


۱. مجرای لنفی چپ (مجرای سینه‌ای – Thoracic Duct)

این مجرا مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مجرای لنفی بدن است.

  • محل شروع: از ابتدای شکم، در مقابل مهره‌های کمری، از یک بخش متسع به نام سیسترن شایلی (Cisterna Chyli) شروع می‌شود. سیسترن شایلی محل جمع شدن لنف از اندام‌های تحتانی، لگن و شکم است.
  • مسیر حرکت: از شکم شروع شده، از میان دیافراگم عبور می‌کند و درون قفسه سینه، در امتداد ستون مهره‌ها به سمت بالا می‌رود.
  • محل تخلیه: در نهایت، در ناحیه گردن، به محل اتصال سیاهرگ زیرترقوه‌ای چپ و سیاهرگ وداجی داخلی چپ (زواید وریدی چپ) می‌ریزد.
  • حوزه زهکشی: این مجرا، لنف قسمت‌های زیر را جمع‌آوری کرده و به خون بازمی‌گرداند:
    • تمام اندام‌های تحتانی (پاها)
    • ناحیه لگن و شکم
    • اندام فوقانی چپ (دست چپ)
    • نیمه چپ سر و گردن
    • نیمه چپ قفسه سینه

نتیجه: مجرای سینه‌ای، لنف حدود سه‌چهارم بدن (به استثنای ربع فوقانی راست) را تخلیه می‌کند.


۲. مجرای لنفی راست (Right Lymphatic Duct)

این مجرا بسیار کوتاه‌تر از مجرای سینه‌ای است و در ناحیه گردن قرار دارد.

  • طول و اندازه: طول آن معمولاً حدود ۱ تا ۱.۵ سانتی‌متر است.
  • محل تخلیه: این مجرا به محل اتصال سیاهرگ زیرترقوه‌ای راست و سیاهرگ وداجی داخلی راست (زواید وریدی راست) می‌ریزد.
  • حوزه زهکشی: وظیفه این مجرا جمع‌آوری لنف از قسمت محدودی از بدن است:
    • اندام فوقانی راست (دست راست)
    • نیمه راست سر و گردن
    • نیمه راست قفسه سینه (شامل ریه راست و دیواره قفسه سینه)

نتیجه: مجرای لنفی راست، لنف ربع فوقانی راست بدن را تخلیه می‌کند.

لوزه‌ها، تیموس، طحال، آپاندیس و مغز استخوان، اندام‌های لنفی نامیده می‌شوند.

بیشتر بدانید: لوزه و انواع آن

مطالب زیر برای دانستن بیشتر است و برای امتحان مهم نیستند.

لوزه‌ها را می‌توان به عنوان نگهبانان ورودی دستگاه گوارش و تنفس معرفی کرد. این ساختارهای لنفاوی، اولین خط دفاعی بدن در برابر عوامل بیماری‌زایی هستند که از راه دهان یا بینی وارد می‌شوند.

لوزه‌ها کجا قرار دارند؟ (حلقه والدیر)

لوزه‌ها به صورت یک حلقه حفاظتی در اطراف ورودی حلق قرار گرفته‌اند که به آن حلقه والدیر می‌گویند. این حلقه از چهار گروه اصلی لوزه تشکیل شده است:

  • لوزه‌های کامی در دو طرف عقب دهان، بین دو قوس کام قرار دارند. این همان چیزی است که معمولاً مردم به آن “لوزه” می‌گویند. سطح این لوزه‌ها دارای فرورفتگی‌های عمیقی به نام کریپت است که سطح تماس را افزایش می‌دهد.
  • لوزه حلقی یا آدنوئید در سقف حلق، پشت بینی واقع شده است. این لوزه در کودکان بزرگتر است و معمولاً پس از بلوغ تحلیل رفته و کوچک می‌شود.
  • لوزه زبانی در پشت زبان (قاعده زبان) قرار دارد. سطح آن دارای برجستگی‌های ریز و کریپت‌های ساده‌تری نسبت به لوزه کامی است.
  • لوزه لوله‌ای به صورت توده‌های کوچک لنفاوی در اطراف دهانه شیپور استاش (لوله‌ای که حلق را به گوش میانی وصل می‌کند) پراکنده شده‌اند.

وظیفه لوزه‌ها چیست؟

لوزه‌ها کارخانه‌های تولید سلول‌های ایمنی هستند و نقش کلیدی در دفاع از بدن دارند.

سطح لوزه‌ها دارای سلول‌های ویژه‌ای به نام سلول‌های M است. این سلول‌ها مثل دیده‌بان عمل کرده و میکروب‌ها را دستگیر می‌کنند. سپس آن‌ها را به لنفوسیت‌ها (گلبول‌های سفید) که درون لوزه منتظر هستند معرفی می‌نمایند تا علیه آن میکروب مبارزه کنند.

لوزه‌ها سرشار از سلول‌های لنفوسیت B هستند که در مراکز زایای لوزه تکثیر شده و به سلول‌های پلاسما تبدیل می‌شوند. این سلول‌ها آنتی‌بادی به خصوص نوع IgA ترشح می‌کنند تا عوامل بیماری‌زا را در همان ورودی خنثی سازند.

لوزه‌ها بین سنین ۴ تا ۱۰ سالگی بیشترین فعالیت ایمنی را دارند و پس از بلوغ به تدریج کوچک می‌شوند.

چه زمانی لوزه‌ها مشکل‌ساز می‌شوند؟

همان نگهبانان گاهی خود به منبع مشکل تبدیل می‌شوند.

در التهاب لوزه، زمانی که میکروب‌ها درون کریپت‌های لوزه مستقر شوند، باعث تورم، قرمزی، درد و گاه چرک کردن لوزه‌ها می‌شوند. عامل باکتریایی شایع آن استرپتوکوک گروه A است.

در بزرگی لوزه، اگر لوزه‌ها خیلی بزرگ شوند، می‌توانند راه تنفس را در کودکان ببندند و باعث خر و پف، تنفس دهانی و حتی وقفه تنفسی در خواب شوند.

سنگ لوزه زمانی رخ می‌دهد که مواد چرکی و باکتری درون کریپت‌ها خشک و سفت شده و توده‌های سفید بدبویی را تشکیل می‌دهند.

در موارد عفونت‌های مکرر یا انسداد راه تنفسی، پزشکان ممکن است تصمیم به جراحی (لوزه‌کشی) بگیرند. جالب است بدانید که برداشتن لوزه‌ها نقص ایمنی قابل توجهی در فرد ایجاد نمی‌کند، زیرا سایر بخش‌های سیستم ایمنی این وظیفه را بر عهده می‌گیرند.

بیشتر بدانید: رگ لنفی و گره لنفی

۱. رگ‌های لنفی (عروق لنفاوی)

رگ‌های لنفی شبکه‌ای از کانال‌های نازک هستند که مایع لنف را از بافت‌ها جمع‌آوری کرده و به سمت قلب هدایت می‌کنند. این رگ‌ها مانند شاخه‌های یک درخت، از باریک به پهن تبدیل می‌شوند.

انواع رگ‌های لنفی از نظر ساختار:

  • مویرگ‌های لنفی: اولین و کوچک‌ترین رگ‌ها هستند که در تمام بافت‌های بدن (به جز بافت‌های بدون رگ مثل غضروف، قرنیه و اپیدرم پوست) پراکنده‌اند. این مویرگ‌ها برخلاف مویرگ‌های خونی، سر بسته هستند و دیواره‌شان از سلول‌های هم‌پوشان تشکیل شده که مانند یک دریچه یک‌طرفه عمل می‌کند .
  • عروق لنفی جمع‌کننده: از به هم پیوستن مویرگ‌ها ایجاد می‌شوند و به سمت گره‌های لنفی می‌روند. دیواره آن‌ها کمی ضخیم‌تر بوده و دریچه دارد تا از بازگشت لنف جلوگیری کند.
  • تنه‌های لنفی: عروق بزرگ‌تری هستند که لنف را از نواحی مختلف بدن جمع کرده و به مجاری اصلی (مجرای سینه‌ای و مجرای لنفی راست) می‌ریزند.

ویژگی مهم رگ‌های لنفی:

این رگ‌ها فاقد پمپ مرکزی مانند قلب هستند. حرکت لنف در آن‌ها به عواملی مانند انقباض عضلات اسکلتی، ضربان سرخرگ‌های مجاور، حرکات تنفسی قفسه سینه و وجود دریچه‌های یک‌طرفه بستگی دارد.


۲. گره‌های لنفی (غدد لنفاوی)

گره‌های لنفی ساختارهای کوچک، لوبیایی شکل و برجسته‌ای هستند که در طول مسیر رگ‌های لنفی قرار گرفته‌اند. آن‌ها را بیشتر به نام “غده لنفاوی” می‌شناسیم، اگرچه غده نیستند و هورمون ترشح نمی‌کنند.

ساختمان گره لنفی:

  • کپسول: یک پوشش بیرونی از جنس بافت همبند.
  • قسمت محدب (ورودی): چندین رگ لنفی آوران (وارد شونده) به این قسمت وارد می‌شوند.
  • قسمت مقعر (خروجی): یک یا دو رگ لنفی وابران (خارج شونده) از این قسمت خارج می‌شوند.
  • سینوس‌ها: فضاهای داخلی که لنف به آرامی از آن‌ها عبور می‌کند.
  • بافت لنفاوی: درون گره، تجمع عظیمی از لنفوسیت‌ها (گلبول‌های سفید مخصوص سیستم ایمنی) و ماکروفاژها وجود دارد.

۳. چرا گره‌های لنفی در مسیر رگ‌های لنفی وجود دارند؟

این سؤال کلیدی و بسیار خوبی است. وجود گره‌های لنفی در طول مسیر رگ‌ها بی‌دلیل نیست و سه دلیل اصلی دارد:

۱. فیلتراسیون و پالایش لنف (نقش صافی)

گره‌های لنفی مانند ایستگاه‌های تصفیه عمل می‌کنند. وقتی لنف به آرامی از داخل سینوس‌های گره عبور می‌کند، ماکروفاژهای مستقر در آنجا ذرات خارجی، میکروب‌ها و سلول‌های مرده را شناسایی کرده، می‌بلعند و از بین می‌برند. به این ترتیب، لنف قبل از ورود به جریان خون تصفیه می‌شود و از ورود عوامل بیماری‌زا به خون جلوگیری می‌گردد .

۲. فعال‌سازی سیستم ایمنی (پاسگاه مرزی)

گره‌های لنفی محل تجمع لنفوسیت‌ها (سلول‌های B و T) هستند. این سلول‌ها منتظر می‌مانند تا آنتی‌ژن‌ها (عوامل بیگانه) توسط لنف به آن‌ها برسد. اگر یک میکروب وارد لنف شود، در اولین گره لنفی زندانی شده و به لنفوسیت‌ها معرفی می‌گردد. این معرفی باعث تحریک و تکثیر لنفوسیت‌ها و شروع یک پاسخ ایمنی هدفمند علیه آن میکروب می‌شود .

۳. تکثیر لنفوسیت‌ها و تقویت ایمنی

در داخل گره لنفی، پس از شناسایی یک عامل بیگانه، لنفوسیت‌ها به سرعت تکثیر می‌شوند. به همین دلیل است که هنگام عفونت (مثلاً گلودرد چرکی)، گره‌های لنفی ناحیه (مثلاً زیر فکی) متورم و دردناک می‌شوند. این تورم نشانه فعال بودن سیستم ایمنی و مبارزه با عفونت در همان گره است .

سرخرگ ورودی به طحال از سیاهرگ خروجی از آن بالاتر است.

مجرای لنفی چپ از دیافراگم عبور می‌کند.

از پشت قلب دو رگ عبور می‌کند: مجرای لنفی چپ و یک رگ دیگر. از بین این دو فقط مجرای لنفی چپ به سیاهرگ زیرترقوه‌ای می‌ریزد.

رگ‌های لنفی خارج شده از طحال ابتدا یکی می‌شود و سپس به مجرای لنفی چپ می‌ریزد.

لنف بخش‌های چپ و راست گردن ابتدا با لنف دست‌ها یکی شده و سپس به رگ‌های زیرترقوه‌ای می‌ریزد.

لنف روده بزرگ و اندام‌های پایین‌تر به مجرای لنفی چپ می‌ریزد.

مجرای لنفی چپ از پشت رگ گردنی عبور می‌کند ولی مجرای راست از پشت رگ گردنی عبور نمی‌کند.

لوزه در هر دو سمت بدن وجود دارد و لنف آن هم به مجرای راست و هم به مجرای چپ می‌ریزد.

دقت کنید مغز استخوان هم نوعی اندام لنفی‌ست.

بررسی کنید

خون سیاهرگ خارج شده از طحال به کجا می‌رود؟

پاسخ

همان‌طور که گردش خون دستگاه گوارش خواندیم، خون خارج شده از طحال با خون معده یکی شده و در نهایت به سیاهرگ باب می‌ریزد.

ب. کدام مجرای لنفی مقدار بیشتری لنف را در خود جای می‌دهد؟

پاسخ

مجرای لنفی چپ چون بزرگتر است.

پ. مجرای لنفی چپ از جلوی رگ گردنی عبور می‌کند یا از پشت آن؟

پاسخ

اگر به شکل بالا دقت کنید رگی از گردن به سیاهرگ زیرترقوه‌ای چپ متصل است. مجرای لنفی چپ از پشت این رگ عبور می‌کند.

تنظیم دستگاه گردش خون

گره ضربان‌ساز، تکانه‌های منظمی را ایجاد و در قلب منتشر می‌کند تا چرخۀ ضربان قلب به‌طور منظم تکرار شود. در حالت عادی، این ضربان و برون‌ده قلبی ناشی از آن، نیاز اکسیژن و مواد مغذی اندام‌های بدن را برطرف می‌کند. امّا در هنگام فعالیت ورزشی یا در حالت استراحت، برون‌ده قلب باید تغییر یابد. این تنظیم‌ها با سازوکارهای مختلفی انجام می‌شود:

نقش دستگاه عصبی خودمختار

افزایش و کاهش فعالیت قلب متناسب با شرایط، به‌وسیلۀ اعصاب دستگاه عصبی خودمختار انجام می‌شود. مرکز هماهنگی این اعصاب در بصل‌النخاع و پل مغزی و در نزدیکی مرکز تنظیم تنفس قرار دارد و همکاری این مراکز، نیاز بدن به مواد مغذی و اکسیژن را در شرایط خاص به‌خوبی تأمین می‌کند.

نقش هورمون‌ها

وقتی در فشار روانی مثل نگرانی، ترس و استرس امتحان قرار می‌گیریم، ترشح بعضی هورمون‌ها از غدد درون‌ریز مثل فوق‌کلیه افزایش می‌یابد. این هورمون‌ها مثلاً با اثر بر قلب، ضربان قلب و فشار خون را افزایش می‌دهند.

تنظیم موضعی جریان خون در بافت‌ها

افزایش کربن‌دی‌اکسید، با گشاد کردن سرخرگ‌های کوچک، میزان جریان خون را در آنها افزایش می‌دهد.

نقش گیرنده‌ها در حفظ فشار سرخرگی

گیرنده‌های حساس به فشار، گیرنده‌های حساس به کمبود اکسیژن و گیرنده‌های حساس به افزایش کربن‌دی‌اکسید و یون هیدروژن، پس از تحریک، به مراکز عصبی پیام می‌فرستند تا فشار سرخرگی در حد طبیعی حفظ و نیازهای بدن در شرایط خاص تأمین شود.

خودآزمایی

به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.