دسته: دهم

  • سلول و بافت در بدن انسان – گفتار سوم دنیای زنده

    در بخش اول این گفتار در مورد سلول‌ها و اجزای تشکیل‌دهنده آن‌ها حرف می‌زنیم.

    سلول‌ها

    سلول واحد عملکرد و ساختار در جانداران است. در شکل بالا ما بخش‌های مختلف یک سلول جانوری را می‌بینیم. این سلول از سه بخش هسته، سیتوپلاسم و غشا تشکیل شده است.

    هسته

    هسته شکل اندازه و کار سلول را مشخص و فعالیت‌های آن را کنترل می‌کند. در هسته دنا قرار دارد. دنا دارای اطلاعات لازم برای تعیین صفات است. هسته پوششی دو لایه دارد. در این پوشش منافذی وجود دارند که از طریق آن‌ها ارتباط بین هسته و سیتوپلاسم برقرار می‌شود.

    چند نکته در مورد هسته

    ساختاری کروی شکل در هسته وجود دارد که هستک نام دارد. هستک در ساختن رناتن نقش دارد.

    هسته مانند میتوکندری دو غشا دارد.

    هسته توسط شبکه آندوپلاسمی زبر احاطه شده است.

    سیتوپلاسم

    به قول کتاب درسی، سیتوپلاسم چیزی‌ست که فضای بین غشای سلول و هسته را پر می‌کند. سیتوپلاسم از دو بخش ماده زمینه‌ای و اندامک‌ها تشکیل شده است.

    ماده زمینه‌ای

    شامل آب و مواد دیگر است. در واقع ماده زمینه‌ای مایع روان درون سیتوپلاسم است که اندامک ندارد.

    اندامک‌ها

    سلول از اندامک‌های مختلف تشکیل شده است. این اندامک‌ها به شکل‌های زیر دیده می‌شوند:
    ۱-بدون غشا
    ۲-با یک غشا
    ۳-با دو غشا

    انواع اندامک‌ها

    اندامک‌های بدون غشا

    سانتریول = اندامکی بدون غشاست که به صورت دو استوانه عمود بر هم دیده می‌شود. این اندامک در تقسیم سلولی نقش دارد.

    رناتن = کار رناتن ساخت پروتئین است. با کار رناتن در سال دوازدهم بیشتر آشنا می‌شویم.

    در پروکاریوت‌ها صرفا اندامک‌های بدون غشا مانند رناتن دیده می‌شود.

    اندامک‌های با یک غشا

    شبکه آندوپلاسمی زبر = شبکه آندوپلاسمی زبر متشکل از کیسه‌ها و دارای رناتن است. کار شبکه آندوپلاسمی زبر ساخت پروتئين است. این شبکه گسترده‌تر است و با غشای هسته در تماس است.

    شبکه آندوپلاسمی صاف = شبکه‌ای از لوله‌هاست و رناتن ندارد. درواقع کار این شبکه ساختن لیپید است. مثلا فسفولیپید غشایی توسط این اندامک ساخته می‌شود. این اندامک از هسته دورتر و به غشای سلول نزدیک‌تر است.

    مقایسه شبکه آندوپلاسمی صاف و زبر
    شبکه آندوپلاسمی زبرشبکه آندوپلاسمی صاف
    تک غشایی هستند.تک غشایی هستند.
    شبکه‌ای از کیسه‌های غشایی به هم متصل هستند.شبکه‌ای از لوله‌های غشایی به هم متصل هستند.
    در تولید پروتئين نقش دارند.در تولید لیپیدها نقش دارند.
    رناتن‌ها به آن‌ها چسبیده‌اند.فاقد رناتن است.

    دستگاه گلژی = از کیسه‌هایی تشکیل شده که روی هم قرار می‌گیرند و به هم اتصال ندارند. دستگاه گلژی در بسته‌بندی مواد و ترشح آن‌ها به خارج از سلول نقش دارد.

    لیزوزوم = کیسه‌ای ست که انواعی از آنزیم‌ها برای تجزیه مواد را دارد.

    چند نکته در مورد لیزوزوم

    لیزوزوم در گیاهان وجود ندارد.

    هر جانداری که لیزوزوم دارد لزوما یک جانور نیست. مثلا پاراسمی یک آغازی دارای لیزوزوم است.

    وزیکول = این کیسه در جابه‌جایی مواد در سلول نقش دارد.

    اندامک‌های با دو غشا

    میتوکندری = دو غشا دارد و کار آن تامین انرژی برای سلول است.

    پاسخ مبهم به یک تناقض: آیا هسته اندامک است؟

    از نظر علمی، هسته اندامک است. سوال اینجاست که نظر کتاب درسی چیست، چون مبنای ما برای آزمون‌های مدرسه و کنکور کتاب درسی‌ست.

    به نظر می‌رسد که کتاب درسی هسته را اندامک نمی‌داند. دو دلیل برای این موضوع وجود دارد:

    ۱-کتاب درسی سلول را متشکل از غشا، هسته و سیتوپلاسم می‌داند و سپس توضیح می‌دهد که سیتوپلاسم از یک سری اندامک تشکیل شده است. این می‌تواند به این معنی باشد که هسته جزئی از اندامک‌ها نیست.

    ۲-وقتی کتاب در صفحه یازده انواع اندامک‌ها را معرفی می‌کند اشاره‌ای به هسته نمی‌کند.

    تکلیف ما چیست؟

    در غالب تست‌ها هسته جزئی از اندامک‌های سلولی محسوب نمی‌شود (نقل به مضمون). اما ممکن است تست‌هایی باشد که بخواهند از دیدگاه علمی استفاده کنند و در آن‌ها هسته نوعی اندامک سلولی در نظر گرفته شود.

    شما هم بهتر است هر دو مورد را در نظر داشته باشید. با اینکه این حرف، حرف مسخره‌ای‌ست، چاره دیگری وجود ندارد.

    غشا

    این ساختار اطراف سلول را احاطه می‌کند و مرز بین بیرون و درون سلول است. در مورد غشا ما ابتدا ساختار غشا را بررسی می‌کنیم و سپس به سراغ روش‌های عبور مواد از غشا می‌رویم.

    بخش لیپید غشا

    فسفولیپید: غشای سلول از دو لایه فسفولیپیدی تشکیل شده است. این فسفولیپیدها روبه‌روی هم قرار می‌گیرند و بخش اعظم غشا را می‌سازد.

    یک مفهوم جدید: آب‌دوست و آب‌گریز بودن

    فسفولیپیدها یک سر آبدوست و یک دم آبگریز دارند. سر این مولکول که در کتاب درسی به صورت دایره نشان داده شده است آب دوست، و دم آن که به صورت چند خط منحنی نشان داده شده آب‌گریز است.

    اگر به ساختار دو لایه‌ای فسفولیپیدها در غشا نگاه کنید، دم‌های آب‌گریز آن‌ها به سمت هم قرار دارند و سرهای آب‌دوست آن‌ها از هم دور هستند.

    کلسترول: کلسترول در هر دو لایه غشای سلول جانوری دیده می‌شود. کلسترول‌ها روبه‌روی فسفولیپیدها قرار می‌گیرند. در سلول گیاهی کلسترول وجود ندارد.

    پخش پروتئینی غشا

    به طور کلی در غشا دو مدل پروتئین دیده می‌شود:

    پروتئين‌های سطحی، که در سطح داخلی و خارجی غشا دیده می‌شود.

    پروتئين‌های سراسری، که تمام عرض غشا را رد می‌کنند. این پروتئین‌ها ممکن است توانایی عبور مواد را داشته باشند یا نداشته باشند. پروتئین‌های با توانایی عبور مواد دو دسته هستند: کانال‌ها و پمپ‌ها که جلوتر با آن‌ها آشنا می‌شویم.

    بخش کربوهیدراتی غشا

    کربوهیدرات‌ها در لایه بیرونی غشا قرار می‌گیرند.

    کربوهیدرات‌ها یا به فسفولیپید‌ها متصل هستند و یا به پروتئین‌ها.

    کربوهیدرات‌ها هم به پروتئين‌های سراسری و هم به پروتئين‌های سطحی متصل می‌شوند.

    دقت کنید چون کربوهیدرات‌ها در لایه درونی غشا حضور ندارند پس به پروتئين‌های سطحی داخل غشا متصل نیستند.

    خودآزمایی ۱

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    الف. انتقال مواد در عرض غشا از طریق هر پروتئين سراسری مستقر در آن انجام می‌شود.

    پاسخ سوال الف

    نادرست. بعضی از پروتئين‌های سراسری در عرض غشا فاقد منفذ هستند و در عبور مواد نقشی ندارند.

    ب. نوعی لیپید که در ساخت انواعی از هورمون‌ها شرکت می‌کند به کربوهیدرات غشای سلول متصل نمی‌شود.

    پاسخ سوال ب

    درست. کلسترول نوعی لیپید است که در ساخت انواعی از هورمون‌ها شرکت می‌کند. این نوع مولکول به کربوهیدرات غشا متصل نمی‌شود.

    پ. در یک سلول جانوری شبکه آندوپلاسمی‌ای که واجد رناتن است، نسبت به دیگر شبکه آندوپلاسمی از هسته سلول دورتر است.

    پاسخ سوال پ

    نادرست. شبکه آندوپلاسمی واجد رناتن همان شبکه آندوپلاسمی زبر است که در نزدیکی هسته قرار دارد، در حالی که شبکه آندوپلاسمی صاف از هسته دورتر است.

    ت. مولکول‌هایی در غشای سلول که منشعب هستند و با دیگر مولکول‌ها اتصال دارند، جز گروهی از مولکول‌های زیستی محسوب می‌شوند که می‌توانند در خود انرژی ذخیره کنند.

    پاسخ سوال ت

    درست. کربوهیدرات‌ها در غشای سلول منشعب هستند و با دیگر مولکول‌ها اتصال دارند. این گروه می‌توانند در خود انرژی ذخیره کنند.

    ورود مواد به سلول و خروج از آن

    سلول برای ورود مواد به سلول یا خارج شدن از آن از روش‌های مختلفی استفاده می‌کند. قبل از اینکه درباره انواع روش‌های عبور مواد از غشا صحبت کنیم، بهتر است مطلب زیر را بخوانید. ما برای توضیح انواع روش‌ها به مفاهیم زیر نیاز خواهیم داشت.

    مفاهیمی که برای دسته‌بندی روش‌های عبور مواد از غشا باید بدانیم!

    تراوایی نسبی:

    هر مولکولی نمی‌تواند از غشای سلول عبور کند، این یعنی غشا تراوایی نسبی دارد. درواقع غشای سلول به بعضی مواد اجازه عبور می‌دهد و به بعضی دیگر اجازه عبور نمی‌دهد.

    شیب غلظت:

    وقتی یک مولکول در سمتی از غشا بیشتر از سمت دیگر باشد شیب غلظت برقرار می‌شود و مولکول تمایل دارد از سمتی به سمت دیگر برود. مثلا اگر تراکم سدیم در خارج از سلول بیشتر داخل آن باشد، سدیم تمایل دارد که وارد سلول شود.

    انرژی زیستی:

    سلول انرژی لازم برای انجام کارهایش را از مولکول‌هایی مثل ATP تامین می‌کند. وقتی ما عبور مواد از سلول را بررسی می‌کنیم، برخی روش‌های عبور همراه با مصرف ATP هستند و برخی روش‌ها نه.

    با دانستن سه مفهوم بالا حالا می‌توانیم روش‌های انتقال مواد را بررسی کنیم.

    انتشار ساده

    جریان مولکول‌ها از جای پر غلظت به جای کم غلظت انتشار نام دارد. نتیجه انتشار یکسان شدن غلظت آن در محیط است.

    در انتشار ساده مولکول‌ها به دلیل انرژی جنبشی جابه‌جا می‌شوند بنابراین سلول در این انتقال انرژی مصرف نمی‌کند. به زبان دیگر در این نوع انتقال انرژی زیستی مصرف نمی‌شود.

    اکسیژن و کربن‌دی‌اکسید با این روش از غشا عبور می‌کنند.

    انتشار تسهیل شده

    در این روش مولکول‌ها در جهت شیب غلظت و از طریق پروتئين‌ها از غشای سلولی عبور می‌کنند. این روش نیز نوعی انتشار است و در آن سلول انرژی مصرف نمی‌کند.

    اسمز

    به انتشار از غشایی با تراوایی نسبی اسمز می‌گویند.

    در اسمز آب از جایی با غلظت کمتر به جای با غلظت بیشتر می‌رود. اگر در سلول فشار اسمزی به نسبت مایع بین سلولی زیاد باشد آب وارد سلول می‌شود. برعکس این موضوع نیز ممکن است. اگر فشار اسمزی در مایع بین سلولی بیشتر از سلول باشد آب از سلول به سمت مایع سلولی حرکت می‌کند.

    فشار کامل برای توقف کامل اسمز فشار اسمزی محلول نام دارد.

    آیا ممکن است ورود آب توسط اسمز به ترکیدن سلول‌های ما منجر شود؟ خیر. فشار مایع بین سلولی مشابه فشار درون سلول‌هاست و خطر ترکیدن سلول‌ها را تهدید نمی‌کند.

    در روش‌های دیگر انتقال مواد، سلول انرژی مصرف می‌کند. انتقال فعال، درون‌بری و برون‌رانی از این روش‌های انتقال هستند.

    انتقال فعال

    در این فرایند پروتئین‌ها با صرف انرژی مواد را برخلاف شیب غلظت عبور می‌دهد. این انرژی می‌تواند از مولکول‌هایی مانند ATP به دست بیاید.

    در انتقال فعال شکل فضایی پروتئين تغییر می‌کند.

    درون‌بری و برون‌رانی

    برخی سلول‌ها می‌توانند ذرات بزرگ را با فرایندی به نام درون‌بری جذب کند.

    خروج ذره‌های بزرگ از سلول توسط برون‌رانی انجام می‌شود.

    این فرایند با تشکیل ریزکیسه‌های غشایی همراه است. انرژی این انتقال از ATP به دست می‌آید.

    در درون‌بری و برون‌رانی مواد ممکن است برخلاف شیب غلظت یا در جهت شیب غلظت عبور کند. به زبان دیگر درون‌بری و برون‌رانی مستقل از شیب غلظت عمل می‌کنند.

    نکاتی در مورد درون‌بری و برون‌رانی

    در هر دو فرایند درون‌بری و برون‌رانی در اطراف سلول یک کیسه غشایی وجود دارد.

    غشای این ریزکیسه هم مانند غشای سلول دو لایه دارد با یک تفاوت:

    ساختار لایه داخلی غشای این کیسه همانند ساختار لایه خارجی غشای سلول است. این یعنی محتویات این کیسه در تماس با کربوهیدرات‌های غشایی هستند.

    انواع بافت‌های جانوری

    بافت‌های جانوری در چهار نوع پوششی، پیوندی، ماهیچه‌ای و عصبی دیده می‌شوند که کمی در مورد آن‌ها صحبت می‌کنیم. بعدا بیشتر در مورد این بافت‌ها می‌خوانیم و اطلاعات ما کامل‌تر می‌شود.

    در بافت شناسی چند چیز برای ما مهم است. شکل سلول‌ها، مایع بین سلولی، شکل هسته و جایگاه آن و…

    درواقع ما در این درس و درس‌های جلوتر تلاش می‌کنیم که این موارد را برای بافت‌های مختلف و در اندام‌های مختلف بررسی کنیم. فعلا با بررسی کلی بافت‌های بدن آغاز می‌کنیم:

    بافت پوششی

    بافت پوششی چند ویژگی کلی دارد:

    ۱-این بافت سطح بدن،‌ حفره‌ها و مجاری درون بدن(مانند دهان، معده، روده‌ها و رگ‌ها) را می‌پوشاند.

    ۲-سلول‌های این بافت به هم نزدیک هستند و بین آن‌ها فضای بین سلولی اندکی وجود دارد.

    ۳-در زیر سلول‌های این بافت بخشی به نام غشای پایه وجود دارد که این سلول‌ها را به یک‌دیگر و به بافت‌های زیر آن متصل نگه می‌دارد.

    غشای پایه شبکه‌ای از رشته‌های پروتئینی و گلیکوپروتئينی‌ست.

    بافت پوششی به شکل‌های سنگ فرشی، استوانه‌ای و مکعبی دیده می‌شوند.

    بافت پوششی سنگ فرشی

    این بافت به شکل یک لایه و چند لایه دیده می‌شود.

    بافت پوششی سنگ فرشی یک لایه مثلا در مویرگ‌ها وجود دارد. در این بافت همه‌ی سلول‌ها با غشای پایه در تماس هستند.

    بافت پوششی سنگ فرشی چند لایه مثلا در دهان وجود دارد. در این سلول‌های سطحی‌تر ظاهری سنگ فرشی و سلول‌های عمیق‌تر ظاهری مکعبی دارند. در این بافت سلول‌های سطحی‌تر با غشای پایه در تماس نیستند.

    بافت پوششی استوانه‌ای

    این بافت ظاهری استوانه‌ای دارد. در این بافت هسته ظاهری کشیده دارد و به غشای پایه نزدیک است. یکی از جاهایی که این بافت در آن دیده می‌شود روده باریک است.

    چند نکته

    در فصل‌های بعد متوجه می‌شویم که سلول‌های بافت استوانه‌ای می‌توانند دارای ریزپرز یا مژک‌دار باشد. با این موضوع بعدا بیشتر آشنا می‌شویم. فعلا حتی دانستن این موضوع هم زیاد و پرت کننده حواس شماست.

    بافت پوششی مکعبی

    سلول‌های این بافت ظاهری مکعبی دارند و هسته در مرکز سلول قرار دارند. در فصل پنج می‌بینیم که این بافت در نفرون دیده می‌شود.

    بافت پیوندی

    بافت پیوندی از انواع سلول‌ها، رشته‌های پروتئينی مانند رشته‌های کلاژن و رشته‌های کشسان و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است. ماده زمینه‌ای بافت پیوندی ممکن است مایع، جامد و یا نیمه جامد باشد.

    رشته‌های کلاژن و کشسان بخشی از ماده زمینه‌ای نیستند.

    بافت‌های پیوندی انواع مختلفی دارد: متراکم، سست، چربی، خون، استخوان و غضروف.

    بافت پیوندی سست

    معمولا بافت زیر بافت پوششی قرار دارد.

    ماده زمینه‌ای آن بیشتر از بافت پیوندی متراکم است.

    رشته‌های کلاژن کمتری نسبت به بافت پیوندی متراکم دارد.

    در این بافت تعداد سلول‌ها نسبت به بافت پیوندی متراکم بیشتر و متنوع‌تر است.

    در این بافت ممکن است سلول‌های چربی دیده شوند.

    رشته‌های کلاژن از رشته‌های کشسان ضخیم‌تر هستند.

    بافت پیوندی متراکم

    سلول‌های کمتری نسبت به بافت پیوندی سست دارند.

    شکل سلول‌های این بافت دوکی شکل است.

    رشته‌های کلاژن بیشتری نسبت به بافت پیوندی سست دارند.

    این نوع بافت ماده زمینه‌ای کمی دارد.

    بافت پیوندی چربی

    این بافت از سلول‌های چربی ساخته شده است.

    این سلول‌ها مولکول‌های چربی زیاد در خود دارند به طوری که هسته به غشای سلول چسبیده است.

    فضای بین سلول‌های چربی متغیر است. اگر این سلول‌ها چربی ذخیره کنند فضای بین سلولی آن‌ها کمتر می‌شود و با از دست دادن چربی فضای بین سلولی آن‌ها بیشتر می‌شود.

    در گفتار قبل خواندیم تری‌گلیسیریدها در ذخیره انرژی نقش مهمی دارند. این مولکول‌ها در سلول‌های چربی ذخیره می‌شوند.

    در مورد بافت‌های خون (فصل چهار دهم) و استخوان (فصل سه یازدهم) در آینده صحبت خواهیم کرد.

    بافت ماهیچه‌ای

    در این بخش انواع بافت ماهیچه‌ای را به اختصار بررسی می‌کنیم. برای این کار آن‌ها را از نظر شش ویژگی (تعداد هسته، شکل سلول، مخطط بودن یا نبودن، نوع عملکرد، دوام انقباض و سرعت انقباض) بررسی می‌کنیم.

    بافت ماهیچه‌ای صاف

    ۱-سلول‌های این بافت تک هسته‌ای هستند.

    ۲-شکل دوکی دارند.

    ۳-مخطط نیستند.

    ۴-عملکرد غیرارادی دارند.

    ۵-دوام انقباض آن‌ها زیاد است.

    ۶-سرعت انقباض آن‌ها کم است.

    بافت ماهیچه‌ای قلبی

    ۱-بسیاری از آن‌ها تک هسته‌ای هستند (سلول‌های دو هسته‌ای هم در آن‌ها دیده می‌شود).

    ۲-شکل این سلول‌ها رشته‌ای منشعب است.

    ۳-این سلول‌ها مخطط هستند.

    ۴-عملکرد این سلول‌ها غیرارادی‌ست.

    ۵-دوام انقباض آن‌ها کم است.

    ۶-سرعت انقباض آن‌ها زیاد است.

    بافت ماهیچه‌ای اسکلتی

    ۱-این سلول‌ها چند هسته‌ای هستند.

    ۲-شکل این سلول‌ها رشته‌ای غیرمنشعب است.

    ۳-نوع عملکرد آن‌ها ارادی‌ست.

    ۴-شکل این سلول‌ها مخطط است.

    ۵-دوام انقباض آن‌ها کم است.

    ۶-سرعت انقباض این سلول‌ها زیاد است.

    خودآزمایی

    الف. در سطحی از سازمان‌یابی حیات که بلافاصله بعد از سلول قرار دارد، همواره سلول‌هایی با شکل‌های گوناگون دیده می‌شود.

    پاسخ سوال الف

    نادرست. در بافت‌های مختلف سلول‌ها می‌توانند شبیه به هم باشند یا نباشند. مثلا در بافت پوششی سنگ‌فرشی تک‌لایه همه سلول‌ها به هم شبیه هستند در حالی که در بافت پوششی سنگ‌فرشی چندلایه این‌گونه نیست.

  • گستره حیات – گفتار دوم دنیای زنده

    در این گفتار ابتدا با تعریف حیات آشنا شده و سپس به سراغ بررسی مولکول‌های زیستی می‌رویم.

    حیات چیست؟

    تعریف حیات بسیار دشوار و گاه حتی غیرممکن است. زیست‌شناسان به جای تعریف حیات ویژگی‌های آن را بررسی می‌کنند:

    ویژگی‌های حیات

    ۱-نظم و ترتیب: همه‌ی جانداران سطحی از سازمان‌یابی دارند و منظم هستند.

    ۲-هومئوستازی: جاندار می‌تواند وضعیت درونی خود را در محدوده ثابتی نگه دارد. مجموعه اعمالی که جاندار برای پایدار نگه داشتن وضعیت درونی خود انجام می‌دهد هومئوستازی نام دارد.

    ۳-رشد و نمو:
    رشد به معنی بزرگ شدن و شامل افزایش برگشت ناپذیر ابعاد یا تعداد سلول‌هاست.
    نمو به معنی عبور از مرحله‌ای به مرحله دیگری از زندگی‌ست. درواقع نمو به معنی به دست آوردن چیزی‌ست که قبلا وجود نداشته است.

    در تک سلولی‌ها رشد تنها با افزایش ابعاد سلول رخ می‌دهد و تقسیم آن‌ها باعث «تولید مثل» می‌شود نه «رشد».

    ۴-فرایند جذب و استفاده از انرژی: جانداران انرژی می‌گیرند، از آن برای انجام فعالیت ‌های زیستی خود استفاده می‌کنند و بخشی از آن را به صورت گرما از دست می‌دهند.

    ۵-تولید مثل: جانداران موجوداتی کم و بیش شبیه به خود را به وجود می‌آورند.

    توانایی تولید مثل ممکن است در همه طول عمر یک موجود زنده دیده نشود. مثلا ما انسان‌ها در ابتدای زندگی توانایی تولید مثل نداریم.

    ۶-پاسخ به محیط: همه جانداران به محرک‌های محیطی پاسخ می‌دهند.

    ۷-سازش با محیط: این ویژگی باعث می‌شود جمعیتی از جانداران با محیطی که در آن زندگی می‌کنند متناسب و در آن ماندگار باشند.

    برخی از ویژگی‌های بالا برای زنده ماندن فرد ضروری هستند مثل هم ایستایی و یا جذب و استفاده از انرژی. اما برخی از ویژگی‌ها مثل تولید مثل برای زنده ماندن فرد ضروری نیستند و فرد بدون وجود آن‌ها هم می‌تواند به زندگی ادامه بدهد.

    سطوح سازمان‌یابی حیات

    ۱-پایین‌ترین سطح سازمان‌یابی حیات سلول است. همه جانداران از سلول تشکیل شده‌اند.

    موجودات تک سلولی فقط یک سطح از سازمان‌یابی را حیات دارند. باکتری‌ها، برخی آغازی‌ها و برخی قارچ‌ها تک سلولی هستند.

    ۲-تعدادی سلول در کنار هم بافت را به وجود می‌آورند.

    ۳-هر انجام از چندین بافت مختلف تشکیل می‌شود.

    ۴-هر دستگاه از چندین اندام تشکیل شده است.

    ۵-جانداری مانند گوزن، فردی از جمعیت گوزن‌هاست.

    اگر به شکل کتاب درسی دقت کنید می‌بینید که لزوما همه اعضای جمعیت شبیه به هم نیستند. مثلا برخی از گوزن‌ها شاخ‌دار هستند و برخی دیگر نه.

    ۶-افراد یک گونه که در یک مکان و زمان خاص زندگی می‌کنند یک جمعیت را به وجود می‌آورند.

    ۷-جمعیت‌های گوناگونی که با هم تعامل دارند یک اجتماع را به وجود می‌آورند.

    ۸-عوامل زنده و غیر زنده محیط و تاثیرهایی که روی هم می‌گذارند بوم‌سازگان را می‌سازند.

    بوم‌سازگان اولین سطحی‌ست که تاثیر عوامل غیرزنده مانند خاک، دما و نور خورشید در آن بررسی می‌شود. برای فهم بهتر شکل اجتماع و بوم‌سازگان را در کتاب درسی با هم مقایسه کنید.

    ۹-زیست بوم از چند بوم‌سازگان تشکیل شده که از نظر اقلیم و پراکندگی جانداران مشابه‌اند.

    ۱۰-زیست‌کره شامل همه زیست بوم‌های زمین است.

    خودآزمایی ۱

    الف. همه جانداران می‌توانند با کمک انرژی حاصل از جذب و استفاده از انرژی، از طریق افزایش برگشت ناپذیر تعداد سلول‌ها رشد کنند.

    پاسخ سوال الف

    نادرست. می‌دانیم رشد شامل افزایش برگشت ناپذیر ابعاد یا تعداد سلول‌هاست. موجودات پرسلولی و تک سلولی از طریق بزرگ شدن ابعاد می‌توانند رشد کنند، اما رشد از طریق تقسیم سلولی فقط در پرسلولی‌ها دیده می‌شود.

    ب. همه جانداران در تمام طول حیات خود می‌توانند طی فرایندی که در نتیجه آن موجوداتی کم و بیش شبیه خود را به وجود می‌آورند، ماده وراثتی را به نسل بعدی منتقل کنند.

    پاسخ سوال ب

    نادرست. به قید «در تمام طول حیات خود» توجه کنید. جانداران فقط زمانی که بالغ هستند می‌توانند تولید مثل کنند و زمانی که نابالغ هستند توانایی تولید مثل ندارند.

    پ. به طور معمول جانداران با استفاده از یکی از ویژگی‌های اساسی خود که باعث پایداری وضعیت درونی آن‌ها می‌شود، حفظ نظم و ترتیب خود را امکان پذیر کنند.

    پاسخ سوال پ

    درست. هم ایستایی یکی از ویژگی‌هایی‌ست که برای زنده ماندن فرد ضروری‌ست. این ویژگی باعث می‌شود که جانداران بتوانند حفظ نظم و ترتیب خود را امکان‌پذیر کنند.

    ت. همه جانداران به همه محرک‌های محیطی پاسخ می‌دهند.

    پاسخ سوال ت

    نادرست. همه جانداران به محرک‌های محیطی پاسخ می‌دهند، اما همه جانداران به همه محرک‌های محیطی پاسخ نمی‌دهند.

    ث. هر جانداری که توانایی ذخیره مولکول‌های دنا در سلول‌های مختلف را دارد، قطعا با کمک مایع بین سلولی خود به حفظ هم ایستایی می‌پردازد.

    پاسخ سوال ث

    درست. هر جانداری که توانایی ذخیره مولکول‌های دنا در سلول‌های مختلف را دارد یک موجود پرسلولی‌ست. این جاندار می‌تواند از طریق مایع بین سلولی هم ایستایی خود را حفظ کند.

    ج. هر جانداری که توانایی پاسخ به محرک‌های موجود در محیط را دارد، قطعا بخشی از اطلاعات ژنتیکی خود را در هسته ذخیره می‌کند.

    پاسخ سوال ج

    نادرست. همه جانداران به محرک‌های موجود در محیط پاسخ می‌دهند، اما همه جانداران لزوما هسته‌دار نیستند مثل باکتری‌ها.

    چ. در نوعی از ویژگی جانداران که سبب افزایش پیکر جانداران می‌شود، می‌تواند با افزایش برگشت ناپذیر ابعاد یا تعداد سلول‌ها همراه است.

    پاسخ سوال چ

    درست. جانداران رشد و نمو می‌کنند. رشد به معنای بزرگ شدن و شامل افزایش برگشت ناپذیر ابعاد یا تعداد سلول‌هاست.

    ح. در نوعی از ویژگی جانداران که سبب فراهم کردن انرژی مورد نیاز برای رشد و نمو می‌شود، به طور حتم بخشی از انرژی غذا باعث افزایش دمای بدن جاندار می‌شود.

    پاسخ سوال ح

    درست. جانداران از محیط انرژی می‌گیرند و از آن استفاده می‌کنند و بخشی از آن را به صورت گرما از دست می‌دهند. این گرمای از دست رفته می‌تواند باعث گرم شدن بدن و افزایش دمای آن بشود.

    خ. به دلیل اینکه تعریف کردن حیات غیرممکن است، ویژگی‌های مشترک جانداران قابل بررسی نیست.

    پاسخ سوال خ

    نادرست. تعریف حیات بسیار دشوار است و شاید حتی غیرممکن باشد، به همین دلیل به جای تعریف آن ویژگی‌های حیات را بررسی می‌کنند.

    د. سطحی از سازمان‌یابی حیات که به طور مستقیم باعث تشکیل یک اجتماع می‌شود، قطعا از یک گونه موجود در یک مکان و زمان خاص تشکیل شده است.

    پاسخ سوال د

    درست. سطحی از سازمان‌یابی حیات که به طور مستقیم باعث تشکیل یک اجتماع می‌شود جمعیت است. جمعیت از گونه که در یک مکان و زمان خاص زندگی می‌کند تشکیل شده است.

    ذ. در دهمین سطح سازمان‌یابی حیات برخلاف نهمین سطح، بوم‌سازگان‌های متفاوت از نظر اقلیم و پراکندگی جانداران دیده می‌شود.

    پاسخ سوال ذ

    درست. نهمین سطح سازمان‌یابی حیات زیست‌بوم است. در زیست‌بوم بوم‌سازگان‌هایی وجود دارند که از نظر اقلیم و پراکندگی جانداران مشابه هستند. زیست‌کره شامل همه بوم‌سازگان‌های زمین است و زیست‌بوم‌های مختلف بوم‌سازگان‌هایی مختلف از نظر اقلیم و پراکندگی جانداران دارند.

    ر. وجود بعضی از ویژگی‌ها در بدن جاندار، منجر به افزایش نیاز جاندار به ویژگی‌های دیگر می‌شود.

    پاسخ سوال ر

    درست. مثلا وجود تولید مثل باعث می‌شود که جانور نیاز داشته باشد انرژی بیشتری را از محیط جذب کند.

    ز. هر جاندار که توانایی حفظ وضعیت درونی خود در یک محدوده ثابت را دارد، به طور حتم از دستگاه‌های مختلف برای حفظ پایداری بهره می‌برد.

    پاسخ سوال ز

    نادرست. جانداران چه تک سلولی باشند و چه پرسلولی توانایی حفظ وضعیت درونی خود در یک محدوده ثابت را دارند، اما جانداران تک سلولی دارای دستگاه نیستند.

    ژ. در اولین سطح از سطوح سازمان‌یابی حیات که از تعامل بین جمعیت‌های گوناگون تشکیل می‌شود به طور حتم عوامل غیرزنده محیط در آن نقشی ندارند.

    پاسخ سوال ژ

    درست. منظور صورت سوال سطح اجتماع است. این سطح اولین سطحی‌ست که در آن جمعیت‌های گوناگون در کنار هم جمع می‌شوند. در این سطح عوامل غیرزنده محیط نقشی ندارند.

    س. در اولین سطح از سطوح سازما‌ن‌یابی حیات که از تعامل بین افراد یک گونه تشکیل می‌شود، به طور حتم ویژگی‌های ظاهری همه افراد، مشابه می‌باشد.

    پاسخ سوال س

    نادرست. منظور سوال سطح جمعیت است که برای اولین بار تعامل بین افراد یک گونه در این سطح دیده می‌شود. در جمعیت یک گونه ویژگی‌های ظاهری همه افراد مشابه نیست. مثلا اگر به شکل کتاب درسی نگاه کنید در جمعیت گوزن‌ها برخی شاخ‌دار و برخی بدون شاخ هستند.

    ش. در ارتباط با سطوح سازمان‌یابی حیات، پایین‌ترین سطحی که در آن عوامل غیر زنده محیط مشاهده می‌شود، بلافاصله پس از سطحی قرار دارد که در آن تعامل جمعیت‌های مختلف دیده می‌شود.

    پاسخ سوال ش

    درست. پایین‌ترین سطحی که در آن عوامل غیر زنده محیط مشاهده می‌شود سطح بوم‌سازگان است. بوم‌سازگان بلافاصله بعد از اجتماع قرار دارد. در اجتماع تعامل بین جمعیت‌های گوناگون دیده می‌شود.

    ص. در ارتباط با پنجمین سطح سازمان‌یابی حیات می‌توان گفت برخلاف سطح دوم و چهارم، هر جز سازنده آن همواره تمامی ویژگی‌های حیات را از خود نشان می‌دهد.

    پاسخ سوال ص

    نادرست. پنجمین سطح سازمان‌یابی حیات جاندار است. یک جاندار تا زمانی که بالغ نباشد نمی‌تواند تولید مثل کند. بنابراین نمی‌تواند این ویژگی را همواره از خود نشان بدهد.

    مولکول‌های زیستی

    برای بررسی سلول‌ها، ابتدا باید گروه‌های اصلی تشکیل دهنده آن‌ها را بشناسیم. چهار گروه کربوهیدرات‌ها، لیپیدها، پروتئین‌ها و نوکلئیک اسید‌ها مولکول‌های تشکیل دهنده سلول هستند. این مولکول‌ها، مولکول‌های زیستی نام دارند.

    کربوهیدرات‌ها

    همان‌طور که از نام‌شان پیداست از کربن، هیدروژن و اکسیژن ساخته شده‌اند.

    مونوساکاریدها

    ساده‌ترین قندها مونوساکارید‌ها هستند.

    گلوکز و فروکتوز مونوساکاریدهایی با شش کربن هستند.

    ریبوز مونوساکاریدی با پنج کربن است.

    دی‌ساکاریدها

    دی‌ساکاریدها از ترکیب دو مونوساکارید تشکیل می‌شود. دی‌ساکاریدهایی که در کتاب درسی وجود دارند:

    ساکارز (دی‌ساکارید موجود در قند و شکر) = گلوکز + فروکتوز

    مالتوز (قند موجود در جوانه گندم و جو) = گلوکز + گلوکز

    پلی‌ساکاریدها

    پلی‌ساکاریدها از ترکیب چند مونوساکارید به دست می‌آید. سلولز و گلیکوژن پلی‌ساکارید هستند.

    انواعی از پلی‌ساکاریدهای معرفی شده در کتاب درسی:

    نشاسته = در سیب‌زمینی و غلات وجود دارند.

    گلیکوژن = در جانوران و قارچ‌ها ساخته می‌شود. این پلی ساکارید در کبد و ماهیچه وجود دارد و منبع ذخیره گلوکز در جانوران است.

    قارچ‌ها کبد و ماهیچه ندارند بنابراین نمی‌توان گفت گلیکوژن در هر جاندار دارای آن در کبد و ماهیچه ذخیره می‌شود.

    در گیاهان گلیکوژن وجود ندارد.

    سلولز = در گیاهان ساخته می‌شود و در تولید پارچه و کاغذ استفاده می‌شود.

    لیپیدها

    لیپیدها مانند کربوهیدرات‌ها از سه عنصر کربن، هیدروژن و اکسیژن ساخته شده‌اند.

    لیپیدهای معرفی شده در کتاب درسی:

    تری‌گلیسیرید = هر تری‌گلیسیرید از یک مولکول گلیسرول و سه اسید چرب تشکیل شده است. روغن‌ها و چربی‌ها از انواع تری‌گلیسیریدها هستند. نقش تری‌گلیسیریدها ذخیره انرژی در بدن است. سوختن هر گرم تری‌گلیسیرید دو برابر سوختن هر گرم کربوهیدرات است.

    فسفولیپیدها = فسفولیپیدها بخش اصلی غشای یاخته‌ای را تشکیل می‌دهند. ساختار آن‌ها شبیه تری‌گلیسیریدهاست، با این تفاوت که مولکول گلیسرول در فسفولیپیدها به دو اسید چرب و یک گروه فسفات متصل می‌شود.

    کلسترول = این لیپید در ساخت غشای سلول‌های جانوری و نیز انواعی از هورمون‌ها شرکت می‌کند.

    پروتئین‌ها

    پروتئين‌ها به نسبت دو گروه اول یک عنصر بیشتر دارند. درواقع آن‌ها از کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن تشکیل شده‌اند. از به هم پیوستن این عناصر آمینواسیدها تشکیل می‌شود. پروتئین‌ها از هم به پیوستن این آمینواسیدها تشکیل می‌شوند.

    نوکلئیک‌اسیدها

    این مولکول‌ها به نسبت پروتئین‌ها یک عنصر بیشتری دارند. آن‌ها از کربن، هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن و فسفر تشکیل شده‌اند.

    مولکول دنا که کار ذخیره اطلاعات وراثتی را انجام می‌دهد یک نوع نوکلئیک اسید است.

    خودآزمایی ۲

    الف. نوعی کربوهیدرات که در شکر و قندی و که می‌خوریم وجود دارد، به طور حتم از اتصال دو مونوساکارید مشابه ایجاد شده است.

    پاسخ سوال الف

    نادرست. قند موجود در شکر و قند ساکارز است. ساکارز از پیوند یک گلوکز و یک فروکتوز تشکیل می‌شود. بنابراین این قند از دو مونوساکارید مشابه تشکیل نشده است.

    ب. نوعی کربوهیدرات که در سیب‌زمینی و غلات دیده می‌شود، به طور حتم ساخت آن توسط قارچ‌ها نیز صورت می‌گیرد.

    پاسخ سوال ب

    نادرست. کربوهیدراتی که در سیب‌زمینی و غلات دیده می‌شود نشاسته است اما گلیکوژن که منبع ذخیره گلوکز جانوران است در جانوران و قارچ‌ها ساخته می‌شود.

    پ. مقدار انرژی تولید شده از یک گرم تری‌گلیسیرید با مقدار انرژی تولید شده از دو گرم گلیکوژن تقریبا یکسان است.

    پاسخ سوال پ

    درست. انرژی تولید شده از یک گرم تری‌گلیسیرید حدود دو برابر انرژی تولید شده از یک گرم کربوهیدرات است. از همین جمله کتاب می‌توانیم متوجه شویم مقدار انرژی تولید شده از یک گرم تری‌گلیسیرید با مقدار انرژی تولید شده از دو گرم گلیکوژن تقریبا یکسان است.

    ت. پلی‌ساکارید ذخیره‌ای گیاهان همانند کربوهیدرات شکر، انواع یکسانی از ساده‌ترین کربوهیدرات‌ها را دارد.

    پاسخ سوال ت

    نادرست. پلی‌ساکارید ذخیره‌ای گیاهان نشاسته است. در نشاسته فقط گلوکز وجود دارد، در حالی که کربوهیدرات شکر ساکارز است و از یک گلوکز و یک فروکتوز تشکیل شده است.

    ث. به طور حتم همه عناصر سازنده گروهی از لیپیدها که در آن‌ها گلیسرول به سه بخش دیگر متصل شده است با کربوهیدرات‌ها یکسان هستند.

    پاسخ سوال ث

    نادرست. در تری‌گلیسیریدها مولکول گلیسرول به سه اسید چرب متصل شده و در فسفولیپیدها گلیسرول به دو اسید چرب و یک فسفات متصل است. پس در هر دو مولکول گلیسرول به سه بخش دیگر متصل شده است. عناصر سازنده تری‌گلیسریدها با کربوهیدرات‌ها یکسان است، اما این موضوع برای فسفولیپیدها (به دلیل داشتن گروه فسفات) صادق نیست.

    ج. در ساختار آمینواسیدها برخلاف بخش اصلی تشکیل دهنده غشای سلول فسفات دیده می‌شود.

    پاسخ سوال ج

    نادرست. آمینواسیدها از کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن تشکیل شده‌اند و در ساختار آن‌ها فسفات به کار نرفته است. بخش اصلی تشکیل دهنده غشای سلول فسفولیپید است که دارای فسفات است، پس عبارت صورت سوال برعکس گفته است.

    چ. گروهی از مولکول‌های زیستی که در انقباض ماهیچه‌ها نقش اصلی را بر عهده دارند، به هیچ‌وجه درون اندامک کیسه‌ای شکل سلول‌های بدن انسان یافت نمی‌شوند.

    پاسخ سوال چ

    نادرست. برای حل سوال باید بدانیم پروتئین‌ها در انقباض ماهیچه‌ها نقش اصلی را بر عهده دارند، همچنین اندامک کیسه‌ای شکل سلول‌های بدن انسان می‌تواند کافنده‌تن یا ریزکیسه باشد. می‌دانیم که در کافنده‌تن انواعی از آنزیم‌های پروتئینی وجود دارد.

    ح. در سطحی از سطوح سازمان‌یابی که بلافاصله پیش از جمعیت قرار گرفته است، به طور حتم میزان مولکول‌های زیستی آن نسبت به سطح اول بیشتر است.

    پاسخ سوال ح

    نادرست. پیش از جمعیت سطح فرد قرار دارد. می‌دانیم در تک سلولی‌ها یک سلول می‌تواند یک فرد باشد. بنابراین در تک سلولی‌ها تعداد مولکول‌های سطح اول با سطح پنجم برابر است.

    خ. هر مولکولی که دارای اسید چرب است جز لیپیدهای ذخیره کننده انرژی بوده و در تشکیل ساختار اجزای سلول نقش ندارد.

    پاسخ سوال خ

    نادرست. تری‌گلیسیرید‌ها و فسفولیپیدها دارای اسید چرب هستند. می‌دانیم فسفولیپیدها در تشکیل غشا نقش اصلی را برعهده دارد.

    د. هیچ یک از مولکول‌های زیستی که دارای عناصر C و H و O هستند، نمی‌توانند در کاغذسازی و تولید انواعی از پارچه‌ها به کار بروند.

    پاسخ سوال د

    درست. همه مولکول‌های زیستی دارای C و H و O هستند. یکی از مولکول‌های زیستی کربوهیدرات است که برخی از آن‌ها مانند سلولز در کاغذسازی و تولید انواعی از پارچه‌ها به کار می‌روند.

    ذ. نوعی مولکول زیستی که در ساخت انواعی از هورمون‌ها نقش دارد به طور حتم در ساختار غشای سلول‌های جانوری دیده می‌شود.

    پاسخ سوال ذ

    درست. پروتئین‌ها و کلسترول در ساخت انواعی از هورمون‌ها نقش دارند. هر دو نوع مولکول نام برده در غشای سلول‌های جانوری دیده می‌شود.

    ر. نوعی مولکول زیستی که نقش مهمی در ذخیره اطلاعات وراثتی دارد به طور حتم تنها گروه مولکول‌های زیستی دارای فسفر است.

    پاسخ سوال ر

    نادرست. اطلاعات وراثتی در دنا ذخیره می‌شود. دنا یک نوع نوکلئيک‌اسید است و می‌دانیم نوکلئیک‌اسیدها دارای فسفر هستند. دقت کنید فسفر در برخی لیپیدها مانند فسفولیپید دیده می‌شود.

    ز. هر مولکول پروتئینی که در سلول بدن انسان دیده می‌شود، الزاما به گذر مواد از عرض غشای کوچکترین واحد ساختاری حیات کمک می‌کند.

    پاسخ سوال ز

    نادرست. کوچکترین واحد ساختار حیات سلول است. پروتئين‌ها کارها مختلفی را در سلول انجام می‌دهد که یکی از آن‌ها کمک به گذر از عرض غشاست.

  • انتقال مواد در گیاهان – گفتار سوم جذب و انتقال مواد در گیاهان

    انتقال از خاک به برگ

    آب و مواد مورد نیاز گیاهان، که از خاک اطراف ریشه‌ها جذب می‌شود و در مسیرهایی به ساقه و برگ می‌رود. بخش زیادی از آب جذب شده از سطح برگ‌ها به هوا تبخیر می‌شود. خروج آب به صورت بخار از سطح اندام‌های هوایی گیاه تعرق نامیده می‌شود. تعرق، سازوکار لازم را برای جابه‌جایی آب و مواد معدنی به برگ فراهم می‌کند.

    جابه‌جایی مواد در گیاهان را می‌توان در دو مسیر کوتاه و بلند بررسی کرد؛ در مسیر کوتاه، جابه‌جایی آب و مواد در سطح یاخته یا چند یاخته بررسی می‌شود. در مسیر بلند، جابه‌جایی مواد در مسیرهای طولانی‌تر بررسی می‌شود. این مسافت در بعضی درختان به بیش از صدمتر می‌رسد. در هر دوی این مسیرها آب به عنوان انتقال‌دهنده مواد، نقش اساسی دارد که این نقش به علت ویژگی‌های آن است.

    جابه‌جایی مواد در مسیر کوتاه

    انتقال مواد در سطح یاخته‌ای

    در این حالت،جابه‌جایی مواد با فرایندهای فعّال و غیرفعّال و در حد یاخته انجام می‌شود. با این فرایندها قبلا آشنا شدید. شیوه‌هایی مثل انتشار و انتقال فعّال، نمونه‌هایی از این روش‌هاست. برای انتقال آب در عرض غشای بعضی یاخته‌های گیاهی و جانوری و غشای واکوئول بعضی یاخته‌های گیاهی، پروتئین‌هایی دخالت دارند که سرعت جریان آب را افزایش می‌دهند. هنگام کم آبی، ساخت این پروتئین‌ها تشدید می‌شود.

    پروتئین تسهیل کننده عبور آب در غشا فاقد دریچه است.

    بررسی کنید

    الف. آیا پروتئین تسهیل‌کننده عبور آب در سلول‌های جانوری به صورت درون‌سلولی دیده می‌شوند؟

    پاسخ

    خیر. برای انتقال آب در عرض غشای بعضی یاخته‌های گیاهی و جانوری و غشای واکوئول بعضی یاخته‌های گیاهی، پروتئین‌هایی دخالت دارند که سرعت جریان آب را افزایش می‌دهند. پس در سلول‌های گیاهی می‌توان آن‌ها را به صورت درون‌سلولی دید اما در سلول‌های جانوری چنین امکانی وجود ندارد.

    انتقال مواد در عرض ریشه

    در عرض ریشه، انتقال آب و مواد محلول معدنی به سه روش انجام می‌شود؛ انتقال از عرض غشا، انتقال سیمپلاستی و انتقال آپوپلاستی.

    ۱-انتقال عرض غشایی شامل جابه‌جایی مواد از عرض غشای یاخته است.

    ۲-سیمپلاست به معنی پروتوپلاست همراه با پلاسمودسم‌ها است. انتقال سیمپلاستی حرکت مواد از پروتوپلاست یک یاخته به یاخته مجاور، از راه پلاسمودسم‌هاست. آب و بسیاری از مواد محلول می‌تواند از فضای پلاسمودسم به یاخته‌های دیگر منتقل شود. منافذ پلاسمودسم آن‌قدر بزرگ است که پروتئین‌ها، نوکلئیک‌اسیدها و حتی ویروس‌های گیاهی از آن عبور می‌کند.

    ۳-در مسیر آپوپلاستی، حرکت مواد محلول از فضاهای بین یاخته‌ای و دیواره یاخته‌ای انجام می‌شود.

    آب و مواد محلول در عرض ریشه سرانجام به درونی‌ترین لایۀ پوست به نام درون‌پوست می‌رسند. درون‌پوست استوانه‌ای ظریف از یاخته‌ها است که یاخته‌های آن کاملا به هم چسبیده‌اند و سدی را در مقابل آب و مواد محلول ایجاد می‌کنند.

    یاخته‌های درون‌پوست در دیواره جانبی خود دارای نواری از جنس چوب‌پنبه(سوبرین) هستند که به آن نوار کاسپاری گفته می‌شود. بنابراین آب و مواد محلول آن نمی‌توانند از طریق مسیر آپوپلاستی وارد یاخته‌های درون‌پوست شوند.

    یاخته‌های درون‌پوست انتقال مواد را کنترل می‌کنند. این لایه در ریشه مانند صافی عمل می‌کند که مانع از ورود مواد ناخواسته یا مضر مسیر آپوپلاستی به درون گیاه می‌شوند. درون‌پوست، همچنین از برگشت مواد جذب شده به بیرون از ریشه جلوگیری می‌کند.

    بعد از درون پوست حرکت در هر سه مسیر ادامه می‌یابد. مواد به آوندهای چوبی منتقل، و آماده جابه‌جایی برای مسیرهای طولانی‌تر می‌شود که به این فرایند، بارگیری چوبی گفته می‌شود.

    خارجی‌ترین سلول‌های استوانه آوندی هستند.

    فاقد نوار کاسپاری هستند.

    نسبت به سلول‌های درون‌پوست اندازه کوچکتری دارند.

    در تماس با آوندهای آبکش و آوندهای چوبی نازک هستند.

    حرکت آب و مواد محلول در آن از هر سه مسیر در آن‌ها صورت می‌گیرد.

    در ریشه بعضی گیاهان، نوار کاسپاری علاوه بر دیواره‌های جانبی درون‌پوست، دیواره پشتی را نیز می‌پوشاند و انتقال مواد از این یاخته‌ها را غیرممکن می‌کند. در برش عرضی و زیر میکروسکوپ نوری این یاخته‌ها ظاهر نعلی یا U شکل دارند.

    در این گیاهان یاخته‌های درون‌پوستی ویژه‌ای، به نام یاخته معبر وجود دارند که فاقد نوار کاسپاری در اطراف خود هستند و انتقال مواد به آوندها از طریق این یاخته‌ها انجام می‌شود.

    بررسی کنید

    الف. سلول‌های نعلی شکل درون پوست جز کدام سامانه بافتی هستند؟

    پاسخ

    همه سلول‌های درون‌پوست جز سامانه بافت زمینه‌ای هستند.


    ب. آب و مواد مختلف از طریق چه مسیرهایی از سلول‌های نعلی شکل درون پوست عبور می‌کنند؟

    پاسخ

    آب و مواد محلول از سلول‌های نعلی شکل نمی‌توانند عبور کنند. به همین دلیل سلول‌هایی به نام معبر وجود دارند.


    پ. آیا فقط گیاهان با رشد پسین سلول‌هایی با دیوار چوب‌پنبه‌ای شده دارند؟

    پاسخ

    خیر. همه ریشه‌دار در درون‌پوست خود دارای سلول‌هایی با دیواره چوب‌پنبه‌ای هستند.

    انتقال آب و مواد معدنی در مسیر بلند

    شیره خام در گیاهان، گاه تا فواصل بسیار طولانی جابه‌جا می‌شود. انتشار برای فواصل طولانی، کارآمد نیست. در گیاهان، جابه‌جایی مواد در مسیرهای طولانی توسط جریان توده‌ای انجام می‌شود. سرعت انتشار آب و مواد در گیاه، چند میلی‌متر در روز است ولی در جریان توده‌ای، این سرعت به چندین متر در روز می‌رسد. جریان توده‌ای در آوندهای چوبی تحت اثر دو عامل فشار ریشه‌ای و تعرق، و با همراهی خواص ویژه آب انجام می‌شود.

    نیروهای موثر در حرکت شیره خام: تعریق، فشار ریشه‌ای، نیروهای هم‌چسبی و دگرچسبی.

    فشارریشه‌ای

    یاخته‌های درون‌پوست و یاخته‌های زنده پیرامون آوندهای ریشه، با انتقال فعّال، یون‌های معدنی را به درون آوندهای چوبی منتقل می‌کنند. این عمل باعث افزایش مقدار این یون‌ها، افزایش فشار اسمزی و در نتیجه ورود آب به درون آوند چوبی می‌شود. در اثر تجمع آب و یون‌ها، فشار در آوندهای چوبی ریشه افزایش می‌یابد و فشار ریشه‌ای را ایجاد می‌کند. فشار ریشه‌ای باعث هل دادن شیره خام به سمت بالا می‌شود. در بیشتر گیاهان، فشار ریشه‌ای در صعود شیره خام نقش کمی دارد و در بهترین حالت می‌تواند چند متر آن را به بالا بفرستد. پس چه عاملی باعث حرکت شیره خام به نوک درختان بسیار بلند می‌شود؟

    تعرق

    عامل اصلی انتقال شیره خام، مکشی است که در اثر تعرق از سطح گیاه ایجاد می‌شود. علت تعرق نیز حرکت آب از محل دارای آب بیشتر به محل با آب کمتر است. ستون آب درون آوندهای چوبی پیوسته است. این پیوستگی به علت ویژگی‌های هم‌چسبی و دگرچسبی مولکول‌های آب است.

    بیشتر تعرق گیاهان از روزنه‌های برگ انجام می‌شود. نیروی مکش تعرق آن‌قدر زیاد است که در یک روز گرم می‌تواند باعث کاهش قطر تنه یک درخت شود؛ هرچند این کاهش اندک است. اگر دیواره آوندهای چوبی استحکام کافی نداشت به راحتی در اثر مکش تعرق، له می‌شد.

    در گیاهان، تعرق می‌تواند از طریق روزنه‌های هوایی، پوستک و عدسک‌ها انجام شود. بیشتر تبادل گازها و در نتیجه تعرق برگ‌ها از منفذ(روزن) بین یاخته‌های نگهبان روزنه هوایی انجام می‌شود.

    روزنه‌های هوایی می‌توانند با باز و بسته شدن، مقدار تعرق را تنظیم کنند. باز و بسته شدن روزنه به دلیل ساختار خاص یاخته‌های نگهبان روزنه و تغییر فشار تورژسانس آن‌ها است. جذب آب به دنبال انباشت مواد محلول در یاخته‌های نگهبان روزنه انجام می‌شود.

    عوامل محیطی و عوامل درونی گیاه باز و بسته شدن روزنه ها را تنظیم می‌کنند. مثلا نور با تحریک انباشت ساکارز و یون‌های Cl و +K در یاخته نگهبان، فشار اسمزی یاخته‌ها را افزایش می‌دهد و آب از یاخته‌های مجاور به یاخته‌های نگهبان روزنه وارد می‌شود. در نتیجه، یاخته‌ها دچار تورژسانس شده و به علت ساختار ویژه آن‌ها، روزنه باز می‌شود. بسته شدن روزنه‌ها هم، به علت خروج آب از یاخته‌های نگهبان روزنه انجام می‌شود.

    ساختار یاخته‌های نگهبان روزنه

    دیواره یاخته‌های نگهبان روزنه، ساختار خاصی دارند که با جذب آب، افزایش طول پیدا می‌کنند.

    یکی از این عوامل، آرایش شعاعی رشته‌های سلولزی است که مانند کمربندی دور دیواره یاخته‌های نگهبان روزنه قرار دارند. این کمربندهای سلولزی، هنگام تورژسانس یاخته، مانع از گسترش عرضی یاخته شده، ولی مانع افزایش طول یاخته نمی‌شوند.

    عامل دیگر، اختلاف ضخامت در دیواره یاخته‌های نگهبان روزنه است. هنگام تورژسانس، به علت ضخامت کمتر، دیواره پشتی یاخته بیشتر منبسط می‌شود. این دو ویژگی باعث می‌شود هنگام جذب آب و تورژسانس، یاخته‌ها خمیدگی پیدا کند و روزنه هوایی باز شود. در این حالت امکان تبادل گازها، فراهم می‌شود.

    سلول‌های نگهبان روزنه با جذب آب از سلول‌های کناری متورم می‌شوند و باعث می‌شوند سلول‌های کناری پلاسمولیز شوند. در حالتی که روزنه بسته می‌شود حالت برعکس حالت بالا رخ می‌دهد.

    رشته‌های سلولزی یک انتها در سمت شکمی و یک انتها در سطح پشتی دارند. در سمت شکمی انتهای این رشته‌ها به هم نزدیک‌تر است.

    عوامل موثر بر باز و بسته شدن روزنه‌ها

    در گیاهان، تغییرات مقدار نور، دما، رطوبت و کربن دی‌اکسید از مهم‌ترین عوامل محیطی موثر بر حرکات روزنه‌های هوایی است. مقدار آب گیاه و نیز هورمون‌های گیاهی، از عوامل درونی مهم هستند.

    افزایش مقدار نور، دما و کاهش کربن دی‌اکسید، تا حدی معین، می‌تواند باعث باز شدن روزنه‌ها در گیاهان شود. کاهش شدید رطوبت هوا باعث بسته شدن روزنه‌ها می‌شود.

    رفتار روزنه‌های برخی گیاهان نواحی خشک مانند بعضی کاکتوس‌ها، در حضور نور متفاوت است و سبب می‌شود در طول روز، روزنه‌ها بسته بمانند و از هدر رفتن آب جلوگیری شود.

    کاهش تعداد روزنه‌ها،کاهش تعداد یا سطح برگ‌ها نیز از سازگاری‌های گیاهان برای زندگی در محیط‌های خشک هستند.

    با توجه به تعرق

    الف. آیا در هر اندام دارای عدسک تعرق انجام می‌شود؟

    پاسخ

    خیر. مثلا ریشه نیز دارای عدسک است اما تعرق از طریق آن انجام نمی‌شود.


    ب. افزایش سلول‌های دارای ظاهر نعلی‌شکل در درون‌پوست موجب افزایش تعرق می‌شود یا کاهش آن؟

    پاسخ

    سلول‌های دارای ظاهر نعلی شکل آب را از خود عبور نمی‌دهند(این سلول‌های هیچ‌ موادی را از خود عبور نمی‌دهند) و در نتیجه موجب کاهش ورود آب به ریشه می‌شود. کاهش ورود آب به ریشه نیز از میزان تعرق می‌کاهد.


    پ. افزایش تعرق موجب افزایش سرعت انتقال آب از لایه آندودرم به لایه ریشه‌زا می‌شود(ص-غ).

    پاسخ

    درست.

    عوامل موثر در باز و بسته شدن روزنه‌های هوایی

    *

    عاملنحوه تاثیر بر روزنه
    نورافزایش نور => باز شدنافزایش شدید => بسته شدن
    دماافزایش دما => باز شدنافزایش شدید => بسته شدن
    کربن دی‌اکسیدکاهش CO2 => باز شدنافزایش شدید => بسته شدن
    رطوبتکاهش رطوب => باز شدنافزایش شدید => بسته شدن
    آبسیزیک اسید(+یازدهم)افزایش آبسیزیک اسید => بسته شدن روزنه

    تعریق

    در هنگام شب یا در هوای بسیار مرطوب که شدت تعرق کاهش می‌یابد، یاخته‌های درون‌پوست همچنان به پمپ کردن یون‌های معدنی به درون استوانه آوندی ادامه می‌دهند. اگر مقدار آبی که در اثر فشار ریشه‌ای به برگ‌ها می‌رسد از مقدار تعرق آن از سطح برگ بیشتر باشد، آب به صورت قطراتی از انتها یا لبه برگ‌های بعضی گیاهان علفی خارج می‌شود که به آن تعریق می‌گویند.

    گرچه شرایط محیطی ایجادکننده تعریق مشابه شرایط ایجاد شبنم است، این دو پدیده را نباید با هم اشتباه گرفت. تعریق از ساختارهای ویژه‌ای به نام روزنه‌های آبی انجام می‌شود و نشانه فشار ریشه‌ای است. این روزنه‌ها همیشه باز هستند و محل آن‌ها در انتها یا لبه برگ‌هاست.

    موارد زیر با هم رابطه عکس دارند:

    رطوبت هوا با تعرق – تعرق با تعریق – آبسیزیک اسید با میزان تعرق(+یازدهم)

    موارد زیر با هم رابطه مستقیم دارند:

    رطوبت هوا با با تعریق – فشار ریشه‌ای با تعریق – آبسیزیک اسید با تعریق(+یازدهم)

    شبنم در هر قسمت از برگ می‌تواند ایجاد شود اما تعریق فقط از لبه یا انتهای برگ صورت می‌گیرد.

    مقایسه تعریق و تعرق

    *

    تعریقتعرق
    خروج آب به شکل مایع از گیاهخروج آب به شکل گاز از گیاه
    فقط از طریق برگ انجام می‌شودعلاوه بر برگ از محل‌هایی مانند ساقه نیز می‌تواند انجام شود
    از طریق روزنه آبی انجام می‌شوداز طریق روزنه‌های هوایی، عدسک و پوستک انجام می‌شود.

    حرکت شیره پرورده

    می‌دانید که شیره پرورده، درون آوندهای آبکشی حرکت می‌کند. حرکت شیره پرورده در همه جهات می‌تواند انجام شود.

    بخشی از گیاه که ترکیبات آلی مورد نیاز بخش‌های دیگر گیاه را تأمین می‌کند، محل منبع و بخشی از گیاه که ترکیبات آلی به آنجا می‌روند و ذخیره(مثلًا ریشه) یا مصرف (گل) می‌شوند، محل مصرف نامیده می‌شود.

    برگ ها از مهم‌ترین محل‌های منبع هستند. بخش‌های ذخیره‌کننده مواد آلی، هنگام ذخیره این مواد، محل مصرف و هنگام آزادسازی آن، محل منبع به شمار می‌آیند. برای تعیین سرعت و ترکیب شیره پرورده میتوان از شته‌ها استفاده کرد.

    خرطوم شته وارد آوند آبکش می‌شود.

    شته‌ها بال ندارند.

    در نزدیکی دم شته‌ها دو زائده دیده می‌شود.

    چگونگی حرکت شیره پرورده

    حرکت شیره پرورده از طریق سیتوپلاسم یاخته‌های زنده آبکشی و از یاخته‌ای به یاخته دیگر انجام می‌شود. بنابراین حرکت شیره پرورده از شیره خام کندتر و پیچیده‌تر است. یک گیاه‌شناس آلمانی به نام ارنست مونش، الگوی جریان فشاری را برای جابه‌جایی شیره پرورده، ارائه داده است.

    مرحله ۱

    قند و مواد آلی در محل منبع، به روش انتقال فعّال، وارد یاخته‌های آبکش می‌شوند. به این عمل، بارگیری آبکشی می‌گویند.


    مرحله ۲

    با افزایش مقدار مواد آلی و به ویژه ساکارز، فشار اسمزی یاخته‌های آبکشی افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه، آب از یاخته‌های مجاور و آوندهای چوبی به آوند آبکش وارد می‌شود.


    مرحله ۳

    در یاخته‌های آبکشی، فشار افزایش یافته و در نتیجه محتویات شیره پرورده به صورت توده‌ای از مواد به سوی محل دارای فشار کمتر(محل مصرف) به حرکت درمی‌آید.


    مرحله ۴

    در محل مصرف، مواد آلی شیره پرورده، با انتقال فعّال، باربرداری(باربرداری آبکشی) و آن‌جا مصرف یا ذخیره می‌شوند.

    جابه‌جا شدن آب بین دو آوند بدون صرف انرژی انجام می‌شود.

    با توجه به الگوی جریان فشاری

    الف. در کدام مرحله فشار اسمزی محل مبدا افزایش می‌یابد؟

    پاسخ

    در مرحله دوم آب از سلول‌های محل منبع وارد آوندهای آبکش می‌شود. در نتیجه فشار اسمزی افزایش پیدا می‌کند.


    ب. در مرحله سوم پتانسیل آب درون آوندهای آبکش افزایش می‌یابد یا کاهش؟

    پاسخ

    در مرحله سوم نه آب وارد آوندهای آبکش می‌شود و نه خارج می‌شود. در نتیجه پتانسیل آب درون آوندها ثابت است.

    مقایسه شیره خام و پرورده

    *

    شیره خامشیره پرورده
    درون آوندهای چوبی جابه‌جا می‌شوددرون آوندهای آبکشی جابه‌جا می‌شود
    فقط از ریشه به اندام هوایی حرکت می‌کند(در یک جهت)در همه جهان حرکت می‌کند
    شامل آب و مواد معدنی‌ست که توسط ریشه جذب شده استشامل آب و مواد آلی‌ست که توسط گیاه تولید شده است
    حرکت ساده و سریع‌تری داردحرکت پیچیده و کندتری دارد

    مواد آلی در گیاهان به صورت تنظیم‌شده، تولید و مصرف می‌شوند. برای مثال در گل‌دهی یا تولید میوه، گاهی تعداد محل‌های مصرف، بیشتر از آن است که محل‌های منبع بتوانند مواد غذایی آن‌ها رافراهم کنند. در این موارد ممکن است گیاه به حذف بعضی گل‌ها، دانه‌ها یا میوه‌های خود اقدام کند تا مقدار کافی مواد قندی به محل‌های مصرفِ باقی‌مانده برسد. در باغبانی، برای داشتن میوه‌های درشت‌تر، تعدادی ازگل‌ها یا میوه‌های جوان را می‌چینند تا درختان میوه‌هایی کمتر ولی درشت‌تر به بار آورند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • جاندار موثر در تغذیه گیاهی – گفتار دوم جذب و انتقال مواد در گیاهان

    گیاهان شیوه‌های شگفت‌انگیزی برای گرفتن مواد مورد نیاز خود از جانداران دیگر دارند. گیاهان با بعضی از این جانداران ارتباط همزیستی برقرار می‌کنند. از مهم‌ترین انواع این همزیست‌ها، قارچ ریشه‌ای‌ها(میکوریزا) و باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن هستند.

    قارچ‌ریشه‌ای

    یکی از معمول‌ترین سازگاری‌ها برای جذب آب و مواد مغذّی، هم‌زیستی ریشه گیاهان با انواعی از قارچ‌ها است که به آن قارچ‌ریشه‌ای گفته می‌شود. حدود ۹۰ درصد گیاهان دانه‌دار با قارچ‌ها همزیستی دارند. این قارچ‌ها در سطح ریشه زندگی می‌کنند. رشته‌های ظریفی به درون ریشه می‌فرستد که تبادل مواد را با آن انجام می‌دهند.

    در قارچ‌ریشه‌ای، قارچ، مواد آلی را از ریشۀ گیاه می‌گیرد و برای گیاه، مواد معدنی و به خصوص فسفات فراهم می‌کند. پیکر رشته‌ای و بسیار ظریف قارچ‌ها، نسبت به ریشه گیاه با سطح بیشتری از خاک در تماس است و می‌تواند مواد معدنی بیشتری را جذب کند.

    فسفات در خاک زیاد است اما به خاک چسبیده و در دسترس آن نیست. به همین دلیل قارچ به اغلب گیاهان برای جذب فسفات کمک می‌کند. البته افزایش انشعاب ریشه و تار کشنده هم جزئی از راهکارهای گیاه است.

    قارچ ریشه‌ای به درون آوندها نفوذ نمی‌کند.

    رشته‌هایی که به درون ریشه نفوذ می‌کند نسبت به رشته‌هایی که روی ریشه قرار می‌گیرند کمتر هستند.

    بررسی کنید:

    الف. قارچ‌ریشه‌ای بخش‌های زمینی گیاه را احاطه می‌کند یا بخش‌های هوایی؟

    پاسخ

    بخش‌های زمینی


    ب. آیا رشته‌های قارچ‌ریشه‌ای به درون بخش انگشتانه‌مانند ریشه نفوذ می‌کند؟

    پاسخ

    خیر. بخش انگشتانه‌مانند ریشه کلاهک است. قارچ‌ریشه‌ای به درون کلاهک نفوذ نمی‌کند.

    همزیستی گیاه با تثبیت‌کننده‌های نیتروژن

    برخی گیاهان با انواعی از باکتری‌ها همزیستی دارند که این هم‌زیستی برای به دست آوردن نیتروژنِ بیشتر است. دو گروه مهم این باکتری‌ها عبارت‌اند از: ریزوبیوم‌ها و سیانوباکتری‌ها.

    ریزوبیوم‌ها

    از گذشته برای تقویت خاک، تناوب کشت انجام می‌شد که در آن گیاهان زراعی مختلف به صورت پی‌در پی کشت می‌شد. یکی از انواع گیاهانی که در تناوب کشت مورد استفاده قرار می‌گیرد، گیاهان تیرۀ پروانه‌واران است(دلیل این نام‌گذاری، شباهت گل‌های آن‌ها به پروانه است).

    سویا، نخود و یونجه از گیاهان مهم زراعی این تیره هستند. در ریشه این گیاهان و در محل برجستگی‌هایی به نام گرهک، نوعی باکتری تثبیت‌کننده نیتروژن به نام ریزوبیوم زندگی می‌کند. هنگامی که این گیاهان می‌میرند یا بخش‌های هوایی آن‌ها برداشت می‌شود، گرهک‌های آن‌ها در خاک باقی می‌ماند و گیاخاک غنی از نیتروژن ایجاد می‌کنند. ریزوبیوم‌ها با تثبیت نیتروژن، نیاز گیاه را به این عنصر برطرف می‌کنند و گیاه نیز مواد آلی مورد نیاز باکتری را برای آن فراهم می‌کند.

    گرهک همان گره نیست. گرهک در اثر ورود باکتری به ریشه ایجاد می‌شود. ولی گره محل اتصال برگ به ساقه و یا شاخه است.

    پروانه‌واران دو لپه‌ای هستند. این گیاهان روی ریشه‌های جانبی گرهک ایجاد می‌کنند. ریزوبیوم داخل این گرهک‌ها نیتروژن را تثبیت می‌کنند(+یازدهم).

    بررسی کنید

    الف. در گیاهان تیره پروانه‌واران چه چیزی شبیه پروانه است؟ برگ یا گل؟

    پاسخ

    در این گیاهان گل‌ها شبیه پروانه هستند.

    باکتری‌های موثر در تغذیه غذایی

    *

    ریزوبیومسیانوباکتریآمونیاک‌سازنیترات‌ساز
    توانایی تثبیت نیتروژن را داردداردبرخینداردندارد
    می‌تواند آمونیوم را از مواد آلی تولید کندخیرخیربلهخیر
    آمونیوم را مصرف می‌کندخیرخیرخیربله
    با گیاه تیره پروانه‌واران همزیستی داردبلهخیرخیرخیر
    با گونرا همزیستی داردخیربلهخیرخیر
    با گیاه آزولا همزیستی داردخیربلهخیرخیر
    توانایی فتوسنتز داردخیربلهخیرخیر
    مواد آلی مورد نیاز را از یک جاندار دیگر می‌گیردبلهبله

    همزیستی با سیانوباکتری‌ها

    سیانوباکتری‌ها نوعی از باکتری‌های فتوسنتزکننده هستندکه بعضی از آن‌ها می‌توانند علاوه بر فتوسنتز، تثبیت نیتروژن هم انجام دهند. آزولا گیاهی کوچک است که در تالاب‌های شمال و مزارع برنج کشور به فراوانی وجود دارد. گیاه آزولا با سیانوباکتری‌ها هم‌زیستی دارد و نیتروژن تثبیت‌شده آن را دریافت می‌کند.

    گیاه گونرا نیز در نواحی فقیر از نیتروژن رشد شگفت‌انگیزی دارد. چگونه این گیاه با وجود کمبود نیتروژن چنین رشدی دارد؟ سیانوباکتری‌های هم‌زیست درون ساقه و دمبرگ این گیاه، تثبیت نیتروژن انجام می‌دهند و از محصولات فتوسنتزی گیاه استفاده می‌کنند.

    برخی از سیانوباکتری می‌تواند دو نوع ماده معدنی(کربن و نیتروژن) را تثبیت کند.

    گونرا گیاهی دو لپه است.


    باکتری‌ها

    سیانوباکتری= تثبیت نیتروژن و کربن(فتوسنتز)، همزیست با ساقه و دمبرگ(اندام‌های هوایی).

    ریزوبیوم= تثبیت نیتروژن، همزیست با ریشه.

    سیانوباکتری با آزولا و گونرا همزیستی دارد.


    قارچ‌ها

    قارچ ریشه‌‌ای= گرفتن مواد آلی از گیاه، تامین مواد معنی برای گیاه(به‌خصوص فسفات)، همزیست با ریشه.

    روش‌های دیگر به دست آوردن مواد غذایی در گیاهان

    گیاهان حشره‌خوار

    این گیاهان فتوسنتزکننده‌اند، ولی در مناطقی زندگی می‌کنند که از نظر نیتروژن فقیرند. در این گیاهان برخی برگ‌ها برای شکار و گوارش جانوران کوچک مانند حشرات، تغییر کرده است. گیاه توبره‌واش که از گیاهان حشره‌خوار است در تالاب‌های شمال کشور می‌روید. این گیاه حشرات و لارو آن‌ها را به سرعت به درون بخش کوزه مانند خود می‌کشد و سپس گوارش می‌دهد. در شکل زیر، انواع دیگری از گیاهان حشره‌خوار نشان داده شده است.

    گیاهان گونرا و حشره‌خوار در مناطق فقیر از نیتروژن زندگی می‌کنند.

    گیاهان انگل

    انواعی از گیاهان انگل وجود دارند که همه یا بخشی از آب و مواد غذایی خود را از گیاهان فتوسنتزکننده دریافت می‌کنند. گیاه سِس، نمونه‌ای از این گیاهان است. این گیاه ساقه نارنجی یا زردرنگی تولید می‌کند که فاقد ریشه است. گیاه سس به دور گیاه سبز میزبان خود می‌پیچد و اندام‌های مکنده ایجاد می‌کند. که به درون آوندهای گیاه نفوذ، و مواد مورد نیاز انگل را جذب می‌کند. گل جالیز نمونه دیگری از این گیاهان است که با ایجاد اندام مکنده و نفوذ آن به ریشه گیاهان جالیزی، مواد مغذی را دریافت می‌کند.

    انگل گیاهان می‌تواند قارچ، گیاه انگل، ویروس‌های گیاهی، باکتری‌های بیماری‌زا و شته باشد.

    ۱-گیاه جالیزی با گل جالیز فرق می‌کند. به عنوان مثال گل جالیز می‌تواند انگل گوجه فرنگی باشد که یک نوع گیاه جالیزی‌ست.

    ۲-سس گیاه نارنجی رنگ است که از ساقه گیاهان تغذیه می‌کند. برگ میزبان سس دارای کرک با اندازه‌های مختلف است. گیاه میزبان سس دو لپه‌ای‌ست.

    ۳-میزبان گل جالیز دو لپه‌ای است.

    از بین گل جالیز و سس

    الف. کدام گیاه اندام مکنده دارد؟

    پاسخ

    هر دو گیاه اندام مکنده دارند.


    ب. کدام گیاه به ساقه میزبان خود حمله می‌کند؟

    پاسخ

    گیاه سس به ساقه میزبان حمله می‌کند، گل جالیز مواد خود را از ریشه گیاهان می‌گیرد.


    پ. کدام گیاه سبزینه دارد؟

    پاسخ

    هر دو گیاه انگل و فاقد سبزینه هستند.


    ت. کدام گیاه برخلاف قارچ‌ریشه‌ای به درون آوند نفوذ می‌کند؟

    پاسخ

    هر دو گیاه مواد غذایی خود را مستقیما از آوندها دریافت می‌کنند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • تغذیه گیاهی – گفتار اول جذب و انتقال مواد در گیاهان

    گیاهان، مواد مورد نیاز را از هوا، آب یا خاک اطراف خود جذب می‌کنند. کربن دی‌اکسید یکی از مهم‌ترین موادی است که گیاهان از هوا جذب می‌کنند. کربن، اساس ماده آلی و بنابراین یکی از عناصر مورد نیاز گیاهان است.

    در ساختار همه مواد آلی کربن وجود دارد.

    ۱-به همراه سایر گازها از طریق روزنه‌ها وارد فضاهای بین یاخته‌ای گیاه می‌شود(به صورت مولکولی).

    ۲-مقداری از کربن دی‌اکسید هم با حل شدن در آب، به صورت بی‌کربنات درمی‌آید که می‌تواند توسط برگ یا ریشه گیاه جذب شود(به صورت یونی).

    سایر مواد مغذی هم بیشتر از طریق خاک جذب می‌شوند.

    خاک و مواد مغذی مورد نیاز گیاهان

    خاک، ترکیبی از مواد آلی، غیرآلی و ریزجانداران(میکرو ارگانیسم‌ها) است. خاک‌های مناطق مختلف به علت تفاوت در این ترکیبات، توانایی متفاوتی در نگهداری آب، مقدار هوای خاک، pH و مواد معدنی دارند.

    گیاخاک(هوموس)، لایه سطحی خاک است و به طور عمده از بقایای جانداران و به ویژه اجزای در حال تجزیۀ آن‌ها تشکیل شده است. گیاخاک، با داشتن بارهای منفی، یون‌های مثبت را در سطح خود نگه می‌دارند و در نتیجه مانع از شست‌وشوی این یون‌ها می‌شوند. گیاخاک همچنین باعث اسفنجی شدن حالت خاک می‌شود که برای نفوذ ریشه مناسب است.

    ذرات غیر آلی خاک از تخریب فیزیکی و شیمیایی سنگ‌ها در فرایندی به نام هوازدگی ایجاد می‌شوند. این ذرات از اندازه بسیار کوچک رس تا درشت شن و ماسه را شامل می‌شوند. تغییرات متناوب یخ زدن و ذوب شدن، که باعث خرد شدن سنگ‌ها می‌شود، نمونه‌ای از اثر هوازدگی فیزیکی است. اسیدهای تولید شده توسط جانداران و نیز ریشه گیاهان هم می‌توانند هوازدگی شیمیایی ایجاد کنند.

    با توجه به اجزای خاک

    الف. بخش زنده خاک از چه اجزایی تشکیل شده است؟ کدام اجزای خاک غیرزنده هستند؟

    پاسخ

    گیاخاک(هوموس) و ذرات غیر آلی بخش غیرزنده خاک را تشکیل می‌دهند. میکروارگانیسم‌ها بخش زنده خاک را تشکیل می‌دهند.


    ب. کدام بخش خاک می‌تواند منشا گیاهی داشته باشد؟

    پاسخ

    بخش آلی خاک می‌تواند منشا گیاهی داشته باشد. بخش غیر آلی و ریزجانداران منشا گیاهی ندارند.

    جذب مواد معدنی خاک

    نیتروژن و فسفر دو عنصر مهمی هستند که در ساختار پروتئین‌ها و مولکول‌های وراثتی شرکت می‌کنند. گیاهان، ترکیبات این دو عنصر را بیشتر از خاک جذب می‌کنند.

    جذب نیتروژن

    با اینکه جوِّ زمین دارای ۷۸ درصد نیتروژن(N2) است، گیاهان نمی‌توانند شکل مولکولی نیتروژن را جذب کنند. بیشتر نیتروژنِ مورد استفاده گیاهان به صورت یون آمونیوم (+NH) یا نیترات (NO) است. این ترکیبات در خاک و توسط ریزجانداران تشکیل می‌شوند. خلاصه‌ای از این فرایندها در شکل ۱ نشان داده شده است. به تبدیل نیتروژن جو به نیتروژن قابل استفاده گیاهان تثبیت نیتروژن گفته می‌شود.

    بخشی از نیتروژن تثبیت شده در خاک، حاصل عملکرد زیستی باکتری‌هاست. باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن، به صورت آزاد در خاک یا همزیست با گیاهان زندگی می‌کنند. نیتروژن تثبیت شده در این باکتری‌ها به مقدار قابل توجهی دفع، و یا پس از مرگ آن‌ها برای گیاهان قابل دسترس می‌شود.

    امروزه تلاش‌های زیادی برای انتقال ژن‌های موثر در تثبیت نیتروژن به گیاهان در جریان است، تا بدون نیاز به این باکتری‌ها، نیتروژن موردنیاز در اختیار گیاه قرار گیرد.

    باکتری‌های آمونیاک‌ساز و نیترات‌ساز تثبیت نیتروژن انجام نمی‌دهند(دقت کنید به تبدیل نیتروژن جو به نیتروژن قابل استفاده گیاهان تثبیت نیتروژن گفته می‌شود).

    نیتروژن در ساختار DNA ،RNA ،ATP ،FADH2 ،NADH ،NADPH وجود دارد(+دوازدهم).

    مقایسه آمونیوم و نیترات
    مقایسه آمونیوم و نیترات
    آمونیومنیترات
    جاندار تولیدکنندهباکتری تثبیت‌کننده نیتروژن+آمونیاک‌سازباکتری‌های نیترات‌ساز
    جاندار مصرف‌کنندهگیاه+باکتری نیترات‌سازگیاه
    نوع بار الکتریکیمثبتمنفی
    تعداد اتم۵۴
    منشانیتروژن جو+نیتروژن درون مواد آلی خاکآمونیوم
    به اندام هوایی گیاه می‌رودبلهخیر

    با توجه به تثبیت و چرخه نیتروژن در خاک:

    الف. از بین آمونیوم و نیترات کدام یک توسط هوموس جذب می‌شود؟

    پاسخ

    هوموس به دلیل داشتن یون‌های منفی یون‌ها مثبت را جذب می‌کند، پس آمونیوم جذب گیاخاک می‌شود.


    ب. آیا می‌توان ژن تثبیت نیتروژن را از باکتری‌های آمونیاک‌ساز به گیاه منتقل کرد؟

    پاسخ

    خیر. دقت کنید باکتری‌های آمونیاک‌ساز تثبیت نیتروژن انجام نمی‌دهند.

    جذب فسفر

    فسفر (P) از دیگر عناصر معدنی است که کمبود آن، رشد گیاهان را محدود می‌کند. گیاهان، فسفر مورد نیاز خود را به‌صورت یون‌های فسفات از خاک به دست می‌آورند. گرچه فسفات در خاک فراوان است، اغلب برای گیاهان غیرقابل دسترس است. یکی از دلایل، این است که فسفات به بعضی ترکیبات معدنی خاک به طور محکمی متصل می‌شود. برخی گیاهان برای جبران، شبکه گسترده‌تری از ریشه‌ها و یا ریشه‌های دارای تار کشنده بیشتر ایجاد می‌کنند که جذب را افزایش می‌دهد.

    فسفات به بخش معدنی خاک متصل می‌شود.

    دقت کنید که گیاخاک(هوموس) دارای بارهای منفی‌ست و فسفات نمی‌تواند به آن متصل شود.

    بهبود خاک

    خاکِ مناطق مختلف ممکن است دچار کمبود برخی مواد یا فزونی مواد دیگر باشد. اصلاح این خاک‌ها می‌تواند آن‌ها را برای گیاهان قابل کشت کند. اگر این خاک‌ها دچار کمبود باشند، با افزودن کود میتوان حاصل‌خیزی آن‌ها را افزایش داد. زیست‌شناسان برای تشخیص نیازهای تغذیه‌ای گیاهان، آن‌ها را در محلول‌های مغذّی رشد می‌دهند. این محلول‌ها، آب و عناصر مغذی محلول به مقدار معین دارند. از این شیوه برای تشخیص اثرات عناصر بر رشد و نمو گیاهان نیز استفاده می‌شود.

    مقدار نیتروژن، فسفر و پتاسیم قابل دسترس در اغلب خاک‌ها محدود است، به همین دلیل در بیشتر کودها این عناصر وجود دارند. کودهای مهم در انواع آلی، شیمیایی و زیستی(بیولوژیک) وجود دارند. کودهای آلی، شامل بقایای درحال تجزیه جانداران‌اند. این کودها مواد معدنی را به آهستگی آزاد می‌کنند و چون به نیازهای جانداران شباهت بیشتری دارند، استفاده بیش از حد آن‌ها به گیاهان آسیب کمتری می‌زند. از معایب این کودها، احتمال آلودگی به عوامل بیماری‌زاست.

    کودهای شیمیایی شامل مواد معدنی هستند که به راحتی در اختیار گیاه قرار می‌گیرند؛ بنابراین می‌توانند به سرعت، کمبود مواد مغذّی خاک را جبران کنند. مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی می‌تواند آسیب‌های زیادی به خاک و محیط زیست وارد و بافت خاک را تخریب کند. از طرفی، با شسته شدن توسط بارش‌ها، این مواد به آب‌ها وارد می‌شوند. حضور این مواد باعث رشد سریع باکتری‌ها، جلبک‌ها و گیاهان آبزی می‌شود. افزایش این عوامل مانع نفوذ نور و اکسیژن کافی به آب می‌شود و می‌تواند باعث مرگ و میر جانوران آبزی شود.

    کودهای زیستی شامل باکتری‌هایی هستند که برای خاک مفید و با فعّالیت و تکثیر خود، مواد معدنی خاک را افزایش می‌دهند. استفاده از این کودها بسیار ساده‌تر و کم هزینه‌تر است. این کودها معمولًا به همراه کودهای شیمیایی به خاک افزوده می‌شوند و معایب دو نوع کود دیگر را ندارند.

    همان‌طور که کاهش عناصر مغذی در خاک برای گیاهان زیان‌بار است، افزایش بیش از حدّ بعضی مواد در خاک می‌تواند مسمومیت ایجاد کند و مانع رشد گیاهان شود. بعضی گیاهان می‌توانند غلظت‌های زیادی از این مواد را درون خود به صورت ایمن نگهداری کنند؛ مثلا نوعی سرخس می‌تواند آرسنیک را که ماده‌ای سمّی برای گیاه است، در خود جمع کند. بعضی گیاهان می‌توانند آلومینیم را نیز در بافت‌ها ذخیره کنند. مثلًا گیاه گل ادریسی که در خاک‌های خنثی و قلیایی صورتی رنگ هستند در خاک‌های اسیدی آبی رنگ می‌شوند. این تغییر رنگ به علت تجمع آلومینیوم در گیاه است. بعضی گیاهان نیز با جذب و ذخیرۀ نمک‌ها، موجب کاهش شوری خاک می‌شوند. با کاشت و برداشت این گیاهان در چند سال پی‌درپی می‌توان باعث کاهش شوری خاک و بهبود کیفیت آن شد.

    بررسی کنید:

    الف. می‌توان گفت نوعی گیاه با قابلیت جمع کردن آرسنیک سلول‌های همراه دارند؟

    پاسخ

    خیر. نوعی سرخس می‌تواند آرسنیک را در خود جمع کند. سرخس‌ها بازدانه هستند و سلول‌های همراه فقط در نهان‌دانگان قرار دارد.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • ساختار گیاهان – گفتار سوم از سلول تا گیاه

    از دانه تا درخت

    چگونه از دانه‌ای کوچک، گیاهی چندین برابر بزرگ‌تر یا درختی با چندین متر طول ایجاد می‌شود؟ چه چیزی سبب می‌شود که گیاهان، شاخه و برگ جدید تولید کنند؟ یا چرا از شاخه یا ساقه جدا شده، گیاه کاملی ایجاد می‌شود؟

    تا به اینجا دانستید که پیکر گیاه آوندی از سه سامانه بافتی ساخته می‌شود. اما منشا این سامانه‌های بافتی چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید به نوک ساقه و ریشه توجه کنیم.

    در نوک ساقه و ریشه، یاخته‌های مریستمی وجود دارند که دائماً تقسیم می‌شوند و یاخته‌های موردنیاز برای ساختن سامانه‌های بافتی را تولید می‌کنند. این یاخته‌ها به طور فشرده قرار می‌گیرند و هسته درشت آنها که در مرکز قرار دارد، بیشترِ حجمِ یاخته را به خود اختصاص می‌دهد. در ادامه، انواع مریستم را بررسی می‌کنیم.

    سلول‌های مریستمی فقط در بخش‌های خاصی از گیاه حضور دارند.

    مریستم نخستین ریشه

    این مریستم نزدیک به انتهای ریشه قرار دارد و با بخش انگشتانه مانندی به نام کلاهک پوشیده می‌شود. کلاهک ترکیب پلی‌ساکاریدی ترشح می‌کند که سبب لزج شدن سطح آن و درنتیجه نفوذ آسان ریشه به خاک می‌شود. یاخته‌های سطح بیرونی کلاهک به طور مداوم می‌ریزند و با یاخته‌های جدید، جانشین می‌شوند. کلاهک این مریستم را در برابر آسیب‌های محیطی، حفظ می‌کند.

    تارهای کشنده در سطحی بالاتر از کلاهک ایجاد می‌شوند.

    بررسی کنید:

    آیا می‌توان گفت مریستم نوک ریشه می‌تواند هر سه نوع سامانه بافتی را ایجاد کند؟

    پاسخ

    مریستم ریشه می‌تواند هر سه نوع سامانه بافتی را ایجاد کند. اما دقت کنید این مریستم نزدیک به نوک ریشه قرار دارد نه در نوک ریشه.

    مریستم نخستین ساقه

    این مریستم عمدتاً در جوانه‌ها قرار دارد. جوانه‌ها مجموعه‌ای از یاخته‌های مریستمی و برگ‌های بسیار جوان‌اند . رشد جوانه‌ها علاوه بر افزایش طول ساقه، به ایجاد شاخه‌ها و برگ‌های جدیدی نیز می‌انجامد. جوانه‌ها را براساس محلی که قرار دارند در دو گروه جوانه راسی(انتهایی) و جوانه جانبی قرار می‌دهند.

    مریستم نخستین علاوه بر جوانه‌ها، در فاصله بین دو گره در ساقه یا شاخه نیز وجود دارد. گره، محلی است که برگ به ساقه یا شاخه متصل است.

    نتیجه فعّالیت مریستم نخستین، افزایش طول و تا حدودی عرضِ ساقه، شاخه و ریشه و نیز تشکیل برگ و انشعاب‌های جدید ساقه و ریشه است. چون با فعّالیت این مریستم ساختار نخستین گیاه شکل می‌گیرد، به آن، مریستم نخستین می‌گویند.

    همه‌ی مریستم‌های نخستین ساقه توسط برگ‌های جوان محافظت نمی‌شوند.

    با توجه به جوانه جانبی و جوانه انتهایی:

    الف. کدام جوانه توسط برگ‌های بزرگ‌تری محافظت می‌شود؟

    پاسخ

    جوانه جانبی نسبت به جوانه انتهایی توسط برگ‌های بزرگ‌تری احاطه می‌شود.


    ب. کدام جوانه سلول‌های بیشتری دارد؟

    پاسخ

    جوانه انتهایی


    پ. در مشاهده با میکروسکوپ نوری کدام جوانه به رنگ تیره دیده می‌شود؟

    پاسخ

    هر دو جوانه به رنگ تیره دیده می‌شوند

    ساختار نخستین ساقه و ریشه

    مقایسه ریشه گیاه تک‌لپه و دولپه
    ریشه گیاه تک‌لپهریشه گیاه دو لپه
    دسته آوندیدارددارد
    استوانه آوندیدارددارد
    قطر استوانه آوندیبیشترکمتر
    شکل ریشهافشانمستقیم
    بافت مغزداردندارد
    حجم پوستکمزیاد
    پوستکنداردندارد
    عدسکندارددارد(مسن)
    مقایسه ساقه تک‌لپه و دولپه

    .

    ساقه گیاه تک‌لپهساقه گیاه دولپه
    تعداد دسته آوندیبیشترکمتر
    استوانه آوندیندارددارد
    قطر استوانه آوندیزیاد
    آرایش آوندهاپراکندهروی یک دایره
    بافت مغزندارددارد
    پوستخیلی نازکدارد
    پوستکدارددارد(جوان)
    عدسکندارددارد(مسن)

    با توجه به ریشه و ساقه‌ی تک‌لپه‌ای‌ها و دو لپه‌ای‌ها:

    سلول‌های پوست ریشه در کدام گیاهان بزرگ‌تر هستند؟

    پاسخ

    با توجه به تصویر سلول‌های پوست ریشه در دولپه‌ای‌ها بزرگ‌تر هستند.


    ضخامت روپوست در ریشه تک‌لپه‌ای‌ها بیشتری است یا دولپه‌ای‌ها؟

    پاسخ

    با توجه به تصویر ضخامت روپوست در تک‌لپه‌ای‌ها بیشتر است.


    حداقل فاصله بین دسته‌های آوندی در ساقه دولپه‌ای‌ها کمتر است یا تک‌لپه‌ای‌ها؟

    پاسخ

    حداقل فاصله بین دسته‌های آوندی در ساقه تک‌لپه‌ای‌ها کمتر است.


    اندازه دستجات آوندی در ساقه تک‌لپه‌ای‌ها بزرگ‌تر است یا دولپه‌ای‌ها؟

    پاسخ

    این اندازه در ساقه دولپه‌ای‌ها بزرگ‌تر است.

    مریستم‌هایی که بعدا عمل می‌کنند

    تشکیل ساقه‌ها و ریشه‌هایی با قطر بسیار در نهان‌دانگان دولپه‌ای نمی‌تواند حاصل فعّالیت مریستم نخستین در این گیاهان باشد. بنابراین باید مریستم‌های دیگری باشند تا بتوانند با تولید مداوم یاخته‌ها، بافت‌های لازم برای این افزایش قطر را فراهم کنند. به این مریستم‌ها که در افزایش ضخامت نقش دارند، مریستم پسین می‌گویند. دو نوع مریستم پسین در گیاهان دو لپه ای وجود دارد.

    ۱-دقت کنید مریستم‌های نخستین نیز نقش کمی در افزایش قطر دارند.

    ۲-در گیاهان تک‌لپه فقط مریستم‌های نخستین در رشد عرضی نقش دارند.

    کامبیوم چوب آبکش

    این مریستم همانطورکه از نامش پیداست، منشا بافت‌های آوندی چوب و آبکش است. این مریستم بین آوندهای آبکش و چوب نخستین تشکیل می‌شود و آوندهای چوبِ پسین را به سمت داخل و آوندهای آبکشِ پسین را به سمت بیرون تولید می‌کند. مقدار بافت آوند چوبی‌ای که این مریستم می‌سازد، به مراتب بیشتر از بافت آوند آبکشی است.

    ۱-کامبیوم آوندساز در ریشه شکلی تقریبا ستاره‌ای دارد.

    ۲-کامبیوم آوندساز در ریشه در نزدیک آوند‌های آبکش فرورفته و در نزدیک آوند‌های چوبی برآمده است.

    ۳-در ریشه آوندهای چوب و آبکش دقیقا مقابل یکدیگر نیستند.

    کامبیوم چوب‌پنبه‌ساز

    این مریستم در سامانه بافت زمینه‌ای ساقه و ریشه تشکیل می‌شود، به سمت درون، یاخته‌های پارانشیمی و به سمت بیرون، یاخته‌هایی را می‌سازد که دیواره آنها به تدریج چوب‌پنبه‌ای می‌شود و در نتیجه، بافتی به نام بافت چوب‌پنبه را تشکیل می‌دهند. چوب‌پنبه از ترکیبات لیپیدی و نسبت به آب نفوذناپذیر است. بافت چوب‌پنبه بافت مرده‌ای است.

    کامبیوم چوب‌پنبه‌ساز و یاخته‌های حاصل از آن در مجموع پیراپوست(پریدرم) را تشکیل می‌دهند. پیراپوست در اندام‌های مسن، جانشین روپوست می‌شود. پیراپوست به علت داشتن یاخته‌های چوب‌پنبه‌ای شده، نسبت به گازها نیز نفوذناپذیر است، در حالی‌که بافت‌های زیر آن زنده‌اند و برای زنده  ماندن به اکسیژن نیاز دارند؛ به همین علت در پیراپوست مناطقی به نام عدسک ایجاد می‌شود. در این مناطق یاخته‌ها از هم فاصله دارند و امکان تبادل گازها را فراهم می‌کنند.

    آنچه به عنوان پوست درخت می‌شنـاسیم، مجـموعـه‌ای از لایه‌های بافتی است که از آوند آبکش پسین شروع می‌شود و تا سطح اندام ادامه دارد. با کندن پوست درخت، کامبیوم آوندساز در برابر آسیب‌های محیطی قرار می‌گیرد.

    ۱-هم در پوست و هم در زیر پوست می‌توان کامبیوم را دید.

    ۲-کامبیوم آوندساز در دو سمت خود با سلول‌های بدون هسته مجاورت دارد.

    ۳-بعد از فعالیت کامبیوم آوندساز چیزی به نام دستجات آوندی وجود ندارد.

    بسیار مهم: مسئله فاصله

    در مبحث مریستم‌های پسین مسائلی وجود دارد برای مقایسه فاصله لایه‌ها. به شکل شماتیک که مربوط به یک درخت پنج ساله است توجه کنید.

    از کامبیوم آوندساز شروع می‌کنیم.

    کامبیوم آوندساز آوندهای چوبی را به سمت داخل و آوندهای آبکش‌ها به سمت خارج می‌سازند. اعداد نشان دهنده سال ساخت است. مثلا عدد یک نشان دهنده آوند چوب و آبکشی‌ست که در سال اول ساخته شده و عدد ۵ نشان دهنده آوند چوب و آبکشی‌ست که در سال پنجم ساخته شده است.

    همان‌طور که می‌بینید آوند چوب و آبکش‌های قدیمی به تدریج از کامبیوم آوندساز فاصله می‌گیرند و جدیدترین آوندهای ساخته شده همواره در کنار کامبیوم قرار دارد.

    حالا یک سوال: فاصله بین چوب سال اول و پنجم بیشتر است یا آوندهای آبکش سال اول و پنجم؟

    به دلیل اینکه آوندهای چوب ضخیم‌تر هستند فاصله بین آوندهای چوبی نیز بیشتر است.

    حالا به سراغ کامبیوم چوب‌پنبه ساز می‌رویم.

    این کامبیوم به سمت داخل سلول‌های پارانشیم و به سمت خارج سلول‌هایی می‌سازند که بعدا چوب‌پنبه‌ای می‌شود. با توجه به این موضوع سلول‌های پارانشیم در کنار آوند‌های آبکش قرار می‌گیرند.

    حالا سوالی دیگر: در درخت بالا، فاصله بین سلول‌های پارانشیم و آوند آبکش سال اول بیشتر است، یا فاصله بین آبکش سال پنجم و کامبیوم آوندساز؟

    پاسخ این است که فاصله برابر است. سلول‌های پارانشیم در کنار آوند آبکش سال پنجم قرار دارد و آبکش سال پنجم نیز در کنار کامبیوم.

    یکی از سوالات خودآزمایی مربوط به این مسئله است. خودتان آن را حل کنید و سپس پاسخنامه را چک کنید.

    مقایسه انواع کامبیوم

    .

    کامبیوم آوندسازکامبیوم چوب‌پنبه‌ساز
    در چه گیاهانی وجود دارند؟دو لپه‌ای چوبی
    چه سلول‌های تولید می‌کنند؟آوند چوبی(به داخل)-آوندی آبکش(به خارج) پارانشیم(به داخل)-سلول‌های که چوب‌پنبه‌ای می‌شوند(به خارج)
    ایجاد سلول‌هایی با دیواره لیگنینیداردندارد
    ایجاد سلول‌های زنده بدون هستهداردندارد
    سلول‌های تولیدی آن جز پوست درخت است؟فقط آوند آبکشهمه سلول‌های تولیدی
    محل قرارگیریبین آوند چوب و آبکش نخستیندر سامانه زمینه‌ای
    بخش اعظم سلول‌های تولیدیآوند چوبپارانشیم
    در پوست درخت قرار داردندارددارد

    سازش با محیط

    مساحت پهناوری از سرزمین ایران را مناطق خشک و کم آب تشکیل می‌دهند؛ اما در این مناطق انواعی از گیاهان زندگی می‌کنند. برای اینکه بدانیم این گیاهان چه ویژگی‌های ساختاری متناسب با محیط دارند، ابتدا باید به این موضوع توجه کنیم که این گیاهان با چه مشکلاتی مواجه‌اند.

    همانطور که از نام این مناطق پیداست، آب در این مناطق کم، و به همین علت پوشش گیاهی اندک است. تابش شدید نور خورشید و دمای بالا، به ویژه در روز، از ویژگی‌های دیگر این مناطق است. در نتیجه، گیاهانی می‌توانند در چنین مناطقی زندگی کنند که توانایی بالایی در جذب آب و نیز سازوکارهایی برای کاهش تبخیر آن داشته باشند.

    روزنه‌هایی در غار

    خرزهره گیاهی است که به طور خودرو در چنین مناطقی رشد می‌کند. پوستک در برگ‌های این گیاه ضخیم است و روزنه‌های آن در فرورفتگی‌های غارمانندی قرار می‌گیرند.

    در این فرورفتگی‌ها تعداد فراوانی کرک وجود دارد. این کرک‌ها با به دام انداختن رطوبت هوا، اتمسفر مرطوبی در اطراف روزنه‌ها ایجاد می‌کنند و مانع خروج بیش از حد آب از برگ می‌شوند.

    ۱-روپوست بالایی همانند روپوست پایینی بیش از یک لایه سلول دارد.

    بعضی گیاهان در این مناطق ترکیب‌های پلی ساکاریدی در واکوئول‌های خود دارند. این ترکیبات مقدار فراوانی آب جذب می‌کنند و سبب می‌شوند تا آب فراوانی در واکوئول‌ها ذخیره شود. گیاه در دوره‌های کم آبی از این آب استفاده می‌کند.

    شما چه ویژگی‌های دیگری می‌شناسید که به حفظ زندگی گیاهان در چنین محیط‌هایی کمک می‌کند؟

    با توجه به اینکه کشور ما با مشکل کم آبی مواجه است، شناخت ساختار گیاهان، نقش مهمی در انتخاب گونه‌های گیاهی مناسب برای کشاورزی و توسعه فضای سبز دارد.

    زندگی در آب

    بعضی گیاهان در آب و یا جاهایی زندگی می‌کنند که زمان‌هایی از سال با آب پوشیده می‌شوند. این گیاهان با مشکل کمبود اکسیژن مواجه‌اند، به همین علت برای زیستن در چنین محیط‌هایی سازش‌هایی دارند. تشکیل فضاهای وسیع در بافت پارانشیم ریشه، ساقه و برگ از سازش‌های چنین گیاهانی است.

    جنگل‌های حرّا در سواحل استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان از بوم سازگان‌های ارزشمند ایران‌اند. ریشه‌های درختان حرّا در آب و گِل قرار دارند. درختان حرّا برای مقابله با کمبود اکسیژن، ریشه‌هایی دارند که از سطح آب بیرون آمده‌اند. این ریشه‌ها با جذب اکسیژن، مانع از مرگ ریشه‌ها به علت کمبود اکسیژن می‌شوند. به همین علت به این ریشه‌ها، شُش ریشه می‌گویند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    در تک لپه‌ها ما انشعاب ساقه نداریم. جوانه جانبی هم نداریم.

  • سامانه بافتی – گفتار دوم از سلول تا گیاه

    انواع بافت‌های گیاهی

    اگر ریشه، ساقه و برگ را در نهان‌دانگان برش دهیم، سه بخش در آنها قابل تشخیص است؛ به هر یک از این بخش‌ها سامانه بافتی می‌گویند؛ زیرا هر سامانه از بافت‌ها و یاخته‌های گوناگونی تشکیل شده است؛ بنابراین پیکر گیاهان نهان‌دانه(گلدار) از سه سامانه بافتی به نام‌های پوششی، زمینه‌ای و آوندی تشکیل می‌شود. هر سامانه بافتی، عملکرد خاصی دارد؛ مثلا سامانه بافت پوششی، اندام‌ها را در برابر خطرهایی حفظ می‌کند که در محیط بیرون قرار دارند. به نظر شما عملکرد دو سامانه دیگر چیست؟ در ادامه، به توضیح هر یک از این سامانه‌ها می‌پردازیم.

    سامانه بافت پوششی

    چند نکته در ارتباط با گوجه فرنگی

    میوه گوجه فرنگی در ابتدا سبز است و سپس قرمز می‌شود. در زمان رسیده شدن کلروپلاست‌ها به کروموپلاست تبدیل می‌شود.

    گوجه فرنگی گیاهی دو لپه است.

    در نوک ریشه کلاهک قرار دارد.

    هر چه در طول ریشه به سمت نوک پیش می‌رویم اندازه و تراکم تارهای کشنده کمتر می‌شود.

    این سامانه سراسر اندام گیاه را می‌پوشاند و آن را در برابر عوامل بیماری‌زا و تخریب‌گر، حفظ می‌کند؛ بنابراین عملکردی شبیه پوست در جانوران دارد.

    سامانه بافت پوششی دربرگ‌ها، ساقه‌ها و ریشه‌های جوان روپوست نامیده می‌شود و معمولا از یک لایه یاخته تشکیل شده است. سامانه بافت پوششی در اندام‌های مسن گیاه، پیراپوست(پری‌درم) نامیده می‌شود(با آن در گفتار۳، آشنا می‌شوید).

    یکی از کارهای روپوست، کاهش تبخیر آب از اندام‌های هوایی گیاه است؛ اما روپوست چگونه این کار را انجام می‌دهد؟ لایه‌ای روی سطح بیرونیِ یاخته‌های روپوست قرار دارد. این لایه پوستک نامیده می‌شود. پوستک از ترکیبات لیپیدی ساخته شده است. یاخته‌های روپوستی این ترکیبات را می‌سازند. پوستک از ورود نیش حشرات و عوامل بیماری‌زا به گیاه، نیز جلوگیری می‌کند و در حفظ گیاه در برابر سرما نیز نقش دارد. بعضی گیاهان پوستک ضخیم دارند. پوستک به علت لیپیدی بودن به کاهش تبخیر آب از سطح برگ کمک می‌کند.

    پوستک ساختار سلولی ندارد.

    هر ساقه‌ای پوستک ندارد(ساقه زیرزمینی سیب‌زمینی فاقد پوستک است).

    در ریشه(چه مسن و چه جوان) هیچ‌گاه پوستک دیده نمی‌شود.

    پوستک بر روی سلول‌های نگهبان روزنه وجود ندارد.

    روزنه = روزن + دو سلول نگهبان روزنه

    بعضی یاخته‌های روپوستی دراندام‌های هوایی گیاه، به یاخته‌های نگهبان روزنه، کُرک و یاخته‌های ترشحی، تمایز می‌یابند. یاخته‌های نگهبان روزنه برخلاف یاخته‌های دیگر روپوست، سبزینه دارند. تار کشنده در ریشه‌های جوان، از تمایز یاخته‌های روپوست ایجاد می‌شود. روپوستِ ریشه، پوستک ندارد.

    با توجه به سامانه بافت پوششی

    الف. پوستک در کدام اندامک سلولی ساخته می‌شود؟

    پاسخ

    پوستک ترکیبات لیپیدی دارد و در شبکه آندوپلاسمی صاف ساخته می‌شود.


    ب. چرا روپوست ریشه پوستک ندارد؟

    پاسخ

    بخش پوششی در داخل و بیرون از خاک اهداف متفاوتی را دنبال می‌کند. در درون خاک این بخش لیپید ترشح نمی‌کند، چون ریشه مسئول دریافت آب از خاک است.

    ما باید در اندام‌های هوایی به دنبال پوستک بگردیم، زیرا در اندام‌های هوایی نمی‌خواهیم آب از دست بدهیم.

    سامانه بافت زمینه‌ای

    این سامانه که فضای بین روپوست وبافت آوندی را پر می‌کند از سه نوع بافت پارانشیمی(نرم‌آ کَند)، کُلانشیمی(چسب آ کَند) و اسکلرانشیمی(سخت آ کَند) تشکیل می‌شود.

    بافت پارانشیمی رایج‌ترین بافت در این سامانه است. یاخته‌های پارانشیمی، دیواره نخستین نازک و چوبی نشده دارند؛ بنابراین نسبت به آب نفوذپذیرند. وقتی گیاه زخمی می‌شود، این یاخته‌ها تقسیم می‌شوند و آن را بازسازی می‌کنند. بافت پارانشیمی کارهای متفاوتی، مانند ذخیره مواد و فتوسنتز انجام می‌دهد. پارانشیم سبزینه‌دار به فراوانی در اندام‌های سبز گیاه، مانند برگ دیده می‌شود.

    سلول‌های پارانشیمی شکلی چند وجهی و کوتاه دارند.

    بافت کلانشیم از یاخته‌هایی با همین نام ساخته شده است. این یاخته‌ها دیواره پسین ندارند؛ اما دیواره نخستین آنها ضخیم است. به همین علت ضمن ایجاد استحکام، سبب انعطاف‌پذیری اندام می‌شوند. این بافت مانع رشد اندام گیاهی نمی‌شود. یاخته‌های کلانشیمی معمولا زیرِ روپوست قرار می‌گیرند.

    بافت اسکلرانشیم از یاخته‌هایی با همین نام ساخته شده است. ذره‌های سختی که هنگام خوردن گلابی زیر دندان حس می‌کنیم، مجموعه‌ای از این یاخته‌هاست. این یاخته‌ها دیواره پسین ضخیم و چوبی شده دارند. چوبی شدن دیواره، به علت تشکیل ماده‌ای به نام لیگنین(چوب) است که در نهایت سبب مرگ پروتوپلاست میشود. این یاخته‌ها نقش استحکامی دارند.

    دو نوع یاخته اسکلرانشیمی وجود دارد. اسکلرئیدها، یاخته‌های کوتاه وفیبرها، یاخته‌های دراز اسکلرانشیمی‌اند. از فیبرها در تولید طناب و پارچه نیز استفاده می‌کنند.

    با توجه به سامانه بافت زمینه‌ای

    الف. آیا می‌توان گفت در اسکلرئیدها انشعابات سیتوپلاسمی زیاد وجود دارد؟

    پاسخ

    خیر. دقت کنید اسکلرئید‌ها سلول‌های مرده گیاهی هستند و اصلا سیتوپلاسم ندارند. صرفا می‌توان گفت در دیواره آن‌ها انشعابات زیادی وجود دارد.

    سامانه بافت آوندی

    این سامانه بافتی، ترابری مواد را در گیاه بر عهده دارد، زیرا دارای بافت آوندی چوبی و بافت آوندی آبکشی است. به یاد می‌آورید این دو نوع بافت چه تفاوت اساسی با هم دارند؟

    اصلی‌ترین یاخته‌های این بافت‌ها، یاخته‌هایی‌اند که آوندها را می‌سازند و همان‌طور که می‌دانید شیره خام و پرورده را در سراسر گیاه جابه‌جا می‌کنند. در این بافت‌ها علاوه بر آوندها، یاخته‌های دیگری مانند یاخته‌های پارانشیمی و فیبر نیز وجود دارد.

    آوندهای چوبی یاخته‌های مرده‌ای‌اند که دیواره چوبی شده آن‌ها، به جا مانده است. لیگنین در دیواره یاخته‌های آوندچوبی به شکل‌های متفاوتی قرار می‌گیرد.

    بعضی آوندهای چوبی از یاخته‌های دوکی شکل دراز به نام تراکئید ساخته شده‌اند. درحالی که بعضی دیگر، از به دنبال هم قرار گرفتنِ یاخته‌های کوتاهی به نام عنصر آوندی تشکیل می‌شوند. در عناصر آوندی دیواره عرضی از بین رفته و لوله پیوسته‌ای تشکیل شده است.

    آوند آبکش از یاخته‌هایی ساخته می‌شود که دیواره نخستین سلولزی دارند. دیواره عرضی در این یاخته‌ها صفحه آبکشی دارد. این یاخته‌ها هسته ندارند، اما زنده‌اند؛ زیرا سیتوپلاسم آن‌ها از بین نرفته است. در کنار آوندهای آبکشِ نهان‌دانگان، یاخته‌های همراه قرار دارند. این یاخته‌ها به آوندهای آبکش در ترابری شیره پرورده کمک می‌کنند. همانطور که در شکل زیر می‌بینید، دسته‌های فیبر، آوندها را در بر گرفته‌اند.

    شکل بالا نشان‌دهنده یک دسته آوندی است، نه استوانه آوندی. درواقع استوانه آوندی از کنار هم قرار گرفتن تعدادی از چیزهایی مثل تصویر بالا تشکیل می‌شود.

    در یک دسته آوندی مرکزی‌ترین آوندها، تراکئید‌ها هستند.

    در یک دسته آوندی آوندهای آبکش با تراکئیدها در تماس است اما با عناصر آوندی تماسی ندارد.

    در یک دسته آوندی فیبرها با همه آوندها در تماس است.

    در یک دسته آوندی نازک‌ترین سلول‌ها سلول‌های همراه هستند.

    حرکت در آوند چوبی یک طرفه و در آوند آبکش دو طرفه است.

    تراکئيد دارای دیواره عرضی هستند که لان‌های زیادی دارند و تراکئيد‌ها به واسطه این لان‌ها با هم ارتباط دارند.

    بررسی کنید

    الف. از بین آوندهایی که در یک دسته آوندی قرار دارند، کدام آوندها به روپوست نزدیک‌تر و کدام آوندها از روپوست دورتر است؟

    پاسخ

    برای فهم بهتر تصویر دسته‌های آوندی به شکل زیر نگاه کنید. دقت کنید که مرکز دسته‌های آوندی با مرکز گیاه متفاوت است.

    با توجه به تصویر بالا نزدیک‌ترین آوند‌ها به روپوست آوند‌های آبکش هستند و دورترین آوندها از روپوست عناصر آوندی هستند.

    تراکئید، عناصر آوندی و آوند آبکش

    جدول مقایسه

    تراکئیدعنصر آوندیآوند آبکش
    هستهنداردندارددارد
    دیواره پسینداردداردندارد
    دیواره عرضیداردندارددارد
    شکل سلولکشیده و دوکی شکلکوتاه و پهندراز
    روش انتقال مواداز طریق لاناز طریق انتهای به هم متصل سلول‌هااز طریق صفحات آبکش

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • ویژگی‌های سلول گیاهی – گفتار اول از سلول تا گیاه

    دیواره سلولی

    اگر از شما بپرسند که یاخته در گیاهان چه تفاوتی با یاخته در جانوران دارد، احتمالًا علاوه بر سبزدیسه(کلروپلاست)، دیواره را نیز نام می‌برید. یاخته، اولین بار در بافت چوب‌پنبه، مشاهده شد. چوب پنبه از یاخته‌های مرده تشکیل شده است. یاخته‌های این بافت در مشاهده با میکروسکوپ به صورت مجموعه حفره‌هایی دیده می‌شوند که دیواره‌هایی آن‌ها را از یکدیگر جدا کرده‌اند. این دیواره‌ها، دیواره یاخته‌ای و تنها بخش باقی‌مانده از یاخته گیاهی در بافتی مرده‌اند.

    دیواره یاخته‌ای دربافت‌های زنده گیاه، بخشی به نام پروتوپلاست را در بر می‌گیرد. پروتوپلاست شامل غشا، سیتوپلاسم و هسته است.

    دیواره عملکردهای متفاوتی دارد. حفظ شکل و استحکام یاخته‌ها و در نتیجه استحکام پیکر گیاه، کنترل تبادل مواد بین یاخته‌ها و جلوگیری از ورود عوامل بیماری‌زا از کارهای دیواره یاخته‌ای است.

    برای پی بردن به نقش دیواره در هر یک از این کارها ابتدا باید ساختار دیواره را بشناسیم. این دیواره از سه بخش تشکیل شده است: تیغه میانی، دیواره نخستین و دیواره پسین.

    ۱. در تقسیم یاخته گیاهی لایه‌ای به نام تیغه میانی تشکیل می‌شود. این لایه، سیتوپلاسم را به دوبخش تقسیم می‌کند و در نتیجه، دو یاخته ایجاد می‌شود. تیغه میانی از پکتین ساخته شده است. پکتین مانند چسب عمل می‌کند و دو یاخته را درکنار هم نگه می‌دارد.

    تیغه میانی لزوما سیتوپلاسم را به دو قسمت مساوی تقسیم نمی‌کند و ممکن است تقسیم سلول به صورت نامساوی انجام شود. سال یازدهم بیشتر با این موضوع آشنا می‌شوید.

    تیغه میانی ابتدا به صورت قطعه قطعه است و سپس به هم متصل می‌شود.

    ۲. پروتوپلاست هریک از یاخته‌های تازه تشکیل شده، دیواره نخستین را می‌سازد. در این دیواره، علاوه بر پکتین رشته‌های سلولز وجود دارند. دیواره نخستین، مانند قالبی، پروتوپلاست را در بر می‌گیرد؛ اما مانع رشد آن نمی‌شود؛ زیرا قابلیت گسترش و کشش دارد و همراه با رشد پروتوپلاست و اضافه شدن ترکیبات سازنده دیواره، اندازه آن نیز افزایش می‌یابد.

    ۳. در بعضی یاخته‌های گیاهی، لایه‌های دیگری نیز ساخته می‌شود که به مجموع آن‌ها دیواره پسین می‌گویند. رشته‌های سلولزی در هر لایه از دیواره پسین با هم موازی و با لایه دیگر زاویه دارند. استحکام و تراکم این دیواره از دیواره نخستین بیشتر است. دیواره پسین مانع از رشد یاخته می‌شود.

    بین دو سلول گیاهی(طبق شکل بالا بین سلول ۱ و سلول ۲) یک تیغه میانی، دو دیواره نخستین و دو دیواره پسین وجود دارد.

    دیواره‌سازی در سلول گیاهی از غشا به سمت سیتوپلاسم(از خارج به سمت داخل) انجام می‌شود.

    تیغه میانی می‌تواند بین دو و یا چند سلول مشترک باشد.

    رشته‌های سلولزی،
    -در دیواره نخستین: به صورت موازی قرار ندارد.
    -در دیواره پسین: در هر لایه به صورت موازی قرار دارد.

    بررسی یک دیدگاه اشتباه در مورد دیواره سلول‌های گیاهی

    تصور ما از دیواره در سلول‌های گیاهی به شکل زیر است:

    ۱-یک پروتوپلاست بدون دیوار اولیه وجود دارد.

    ۲-این پروتوپلاست تقسیم می‌شود و دو پروتوپلاست جدید می‌سازد.

    ۳-پروتوپلاست‌های جدید در اطراف خود دیوار می‌سازند. به این صورت که:

    الف. ابتدا تیغه‌ی میانی ایجاد می‌شود و به غشا می‌چسبد.

    ب. سپس دیوار نخستین در سمت خارج تیغه میانی ایجاد می‌شود(درواقع دور از غشا ایجاد می‌شود).

    پ. در مرحله آخر دیواره پسین در سمت خارج دیواره نخستین تشکیل می‌شود(و همچنان تیغه میانی چسبیده به غشا باقی می‌ماند).

    اما تصور بالا تصور اشتباهی از سلول‌های گیاهی‌ست. سلول‌های گیاهی اصلا سلول‌های جدا از هم نیستند و تقریبا به شکل زیر قرار می‌گیرند. درواقع:

    الف. اگر دقت کنید همانند تعریف کتاب درسی تیغه میانی مثل چسب عمل کرده و سلول‌های گیاهی را به هم می‌چسباند.

    ب. با توجه به تعریف بالا و تصویر پایین، تیغه میانی می‌تواند بین سلول‌های مختلف مشترک باشد.

    پ. اگر دقت کنید دیواره نخستین برخلاف تصویر غلطی که قبلا توضیح دادم در کنار غشا قرار می‌گیرد نه دور از آن.

    ت. اگر به تصویر دقت کنید متوجه می‌شوید که دیواره نخستین برخلاف تیغه میانی بین سلول‌های مختلف مشترک نیست. حالا باید متوجه شوید چرا کتاب درسی می‌گوید دیواره نخستین مانند قالبی عمل کرده و سلول را در بر می‌گیرد.

    با توجه به لایه‌های مختلف دیواره سلولی

    الف. آیا بین همه سلول‌های گیاهی تیغه میانی، دیواره نخستین و دیواره پسین وجود دارد؟

    پاسخ

    خیر. در بین سلول‌های گیاهی تیغه میانی و دیواره نخستین وجود دارد اما دیواره پسین فقط در بعضی از سلول‌های گیاهی تشکیل می‌شود.


    ب. در سلولی که دیواره پسین دارد کدام لایه دیواره در مجاورت غشا قرار می‌گیرد؟

    پاسخ

    در سلولی که دیواره پسین تشکیل شده، سه لایه دیده می‌شود: تیغه میانی، دیواره نخستین و دیواره پسین. از بین این‌ها دیواره پسین در کنار غشا قرار می‌گیرد. برای فهم بهتر این موضوع از تشکیل تیغه میانی تا دیواره پسین را بررسی می‌کنیم:

    اولین لایه دیواره سلولی که تشکیل می‌شود تیغه میانی‌ست و در زمان تشکیل در مجاورت غشا قرار دارد.

    غشای سلول ۱تیغه میانیغشای سلول ۲

    وقتی دیواره نخستین تشکیل شد، هم غشای سلول ۱ و هم غشای سلول ۲ از تیغه میانی فاصله می‌گیرد.

    غشای سلول ۱ دیواره نخستین ۱ تیغه میانیدیواره نخستین ۲غشای سلول ۲

    در صورت تشکیل دیواره پسین ترتیب اجزای سلول از داخل به خارج این‌گونه است(از سمت راست به چپ بخوانید):

    غشای سلول ۱دیواره پیسن ۱دیواره نخستین ۱تیغه میانیدیواره نخستین ۲دیواره پسین ۲غشای سلول ۲

    پ. در سلولی که دیواره پسین تشکیل شده است، آیا همه لایه‌های دیواره پسین در تماس با غشا قرار می‌گیرد؟

    پاسخ

    نه. دیواره پسین چند لایه است و همیشه آخرین لایه ساخته شده در مجاورت غشا قرار می‌گیرد.


    ت. در سلولی که دیواره پسین تشکیل شده است، کدام لایه دیواره سلولی از غشای سلول دورتر است؟

    پاسخ

    تیغه میانی اولین لایه دیواره سلولی‌ست که تشکیل می‌شود. از زمانی که دیواره نخستین تشکیل شد، تیغه میانی همواره دورترین لایه دیواره سلولی نسبت به غشاست. پس در زمانی که دیواره پسین تشکیل می‌شود تیغه میانی همچنان دورترین لایه دیواره نسبت به غشا محسوب می‌شود.

    با توجه به جنس لایه‌های مختلف دیواره سلولی

    الف. جنس تیغه میانی چیست؟

    پاسخ

    تیغه میانی از پکتین ساخته شده است.


    ب. تیغه میانی و دیواره نخستین چه ماده سازنده مشترکی دارند؟

    پاسخ

    تیغه میانی از پکتین و دیواره نخستین از پکتین و سلولز ساخته شده است. بنابراین پکتین در تیغه میانی و دیواره نخستین مشترک است.


    پ. آیا در دیواره پسین به جز سلولز می‌توان مواد دیگری نیز مشاهده کرد؟

    پاسخ

    بله. در دیواره پسین در کنار سلولز موادی مثل لیگنین نیز می‌تواند قرار بگیرد. با این موضوع در گفتارهای بعدی بیشتر آشنا می‌شوید.

    دیدیم که دیواره یاخته‌ای، دور تا دور یاخته را می‌پوشاند. آیا این دیواره، یاخته‌ها را به‌طور کامل از هم جدا می‌کند؟ مشاهده بافت‌های گیاهی با میکروسکوپ الکترونی نشان می‌دهد که کانال‌های سیتوپلاسمی از یاخته‌ای به یاخته دیگر کشیده شده‌اند. به این کانال‌ها،پلاسمودسم می‌گویند.

    مواد مغذی و ترکیبات دیگر می‌توانند از راه پلاسمودسم‌ها از یاخته‌ای به یاخته دیگر بروند. پلاسمودسم‌ها در مناطقی از دیواره به نام لان، به فراوانی وجود دارند. لان به منطقه‌ای گفته می‌شود که دیواره یاخته‌ای در آنجا نازک مانده است.

    با توجه به متن و شکل لان و پلاسمودسم

    الف. با توجه به انواع لایه‌های دیواره سلولی(تیغه میانی، دیواره نخستین و دیواره پسین) در محل لان کدام لایه وجود ندارد؟

    پاسخ

    با توجه به شکل بالا در محل لان دیواره پسین وجود ندارد، اما دیواره نخستین و تیغه میانی در لان حضور دارند.


    ب. در محل پلاسمودسم کدام لایه از دیواره سلولی وجود دارد؟

    پاسخ

    در محل پلاسمودسم هیچ‌کدام است بخش‌های دیوار سلول وجود ندارند. درواقع دسم کانالی‌ست که بین دو سلول ارتباط برقرار می‌کند و چون سیتوپلاسم از آن عبور می‌کند به آن پلاسمودسم گفته می‌شود.


    در سلول‌هایی که رابرت هوک مشاهده کرد پلاسمودسم دیده می‌شود؟ لان چطور؟

    پاسخ

    دقت کنید سلول‌هایی که رابرت هوک مشاهده کرد سلول‌های گیاهی مرده با دیواره چوب‌پنبه‌ای شده بودند. پلاسمودسم فقط در بین سلول‌های گیاهی زنده وجود دارد ولی لان در هر سلول گیاهی دیواره‌دار دیده می‌شود.

    منافذ پلاسمودسم آن‌قدر بزرگ است که پروتئین‌ها، نوکلئیک‌اسیدها و حتی ویروس‌های گیاهی از آن عبور می‌کند.

    لان و پلاسمودسم

    جدول مقایسه لان و پلاسمودسم

    ویژگیلانپلاسمودسم
    در چه سلولی وجود داردزنده و مردهزنده
    تیغه میانیداردندارد
    دیواره نخستینداردندارد
    دیواره پسیننداردندارد
    تعداد در یک سلول زندهکمتربیشتر
    اندازه نسبیبزرگترکوچکتر

    واکوئول محلی برای ذخیره

    چگونه گیاه پژمرده بعد از آبیاری شاداب می‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش باید نگاهی دقیق به یاختۀ گیاه داشته باشیم. می‌دانیم یکی از ویژگی‌های یاخته‌های گیاهی، داشتن اندامکی به نام واکوئول است. در این اندامک، مایعی به نام شیرۀ واکوئولی قرار دارد. شیرۀ واکوئولی ترکیبی از آب و مواد دیگر است. مقدار و ترکیب این شیره، از گیاهی به گیاه دیگر و حتی از بافتی به بافت دیگر فرق می‌کند.

    بعضی یاخته‌های گیاهی واکوئول درشتی دارند که بیشترِ حجم یاخته را اشغال می‌کند.

    سلول‌های گیاهی یک واکوئل مرکزی دارند که در سلول‌های جانوری وجود ندارد. این واکوئل به عنوان انباری گیاه عمل می‌کند و موادی مثل مواد دفعی در آن وجود دارد.

    وقتی تعداد مولکول‌های آب در واحد حجم در محیط بیشتر از یاخته باشد، آب وارد یاخته می‌شود، در نتیجه پروتوپلاست حجیم و به دیواره فشار می‌آورد. در این حالت واکوئول‌ها پرآب و حجیم‌اند. دیواره یاخته‌ای در برابر این فشار تا حدی کشیده می‌شود، اما پاره نمی‌شود. یاخته در این وضعیت در حالت تروژسانس یا تورم است. حالت تورم یاخته‌ها در بافت‌های گیاهی سبب می‌شود که اندام‌های غیر چوبی، مانند برگ و گیاهان علفی استوار بمانند.

    اگر به هر علتی تراکم آب کم شود، پروتوپلاست جمع می‌شود و از دیواره فاصله می‌گیرد. این وضعیت، پلاسمولیز نامیده می‌شود. اگر پلاسمولیز طولانی‌مدت باشد، پژمردگی حتی با آبیاری فراوان نیز رفع نمی‌شود و گیاه به دنبال مرگ یاخته‌هایش، می‌میرد.

    به جز آب، واکوئول محل ذخیره ترکیبات پروتئینی، اسیدی و رنگی است که در گیاه ساخته می‌شوند؛ آنتوسیانین یکی از ترکیبات رنگی است که در واکوئول ذخیره می‌شود. آنتوسیانین در ریشه چغندر قرمز، کلم بنفش و میوه‌هایی مانند پرتقال توسرخ، به مقدار فراوانی وجود دارد. جالب است که رنگ آنتوسیانین در pHهای متفاوت تغییر می‌کند.

    پروتئین، یکی دیگر از ترکیباتی است که در واکوئول ذخیره می‌شود. گِلوتن یکی از این پروتئین‌هاست که در گندم و جو ذخیره می‌شود و برای رشد و نمو رویان به مصرف می‌رسد.

    رنگ در گیاهان

    گیاهان را به سبز بودن می‌شناسیم؛ در حالی که انواعی از رنگ‌ها در گیاهان دیده می‌شود. دانستیم که بعضی رنگ‌ها به علت وجود مواد رنگی در واکوئول است. آیا رنگ زرد یا نارنجی ریشه هویج، و رنگ قرمز میوه گوجه فرنگی مربوط به ترکیبات رنگی در واکوئول‌هاست؟ پاسخ منفی است.

    یکی دیگر از ویژگی‌های یاخته‌های گیاهی، داشتن اندامکی به نام دیسه(پلاست) است. انواعی از دیسه‌ها در گیاهان وجود دارد. سبزدیسه(کلروپلاست) به مقدار فراوانی سبزینه دارد. به همین علت گیاهان، سبز دیده می‌شوند.

    نوع دیگری دیسه وجود دارد که در آن، رنگیزه‌هایی با نام کارتنوئیدها ذخیره می‌شوند. به این دیسه‌ها، رنگ‌دیسه(کروموپلاست) می‌گویند؛ مثلا رنگ‌دیسه‌ها در یاخته‌های ریشۀ گیاه هویج، مقدار فراوانی کاروتن دارند که نارنجی است.

    مشخص شده است که ترکیبات رنگی در واکوئول و رنگ‌دیسه، پاداکسنده (آنتی‌اکسیدان)اند. ترکیبات پاداُکسنده در پیش‌گیری از سرطان و نیز بهبود کارکرد مغز و اندام‌های دیگر نقش مثبتی دارند.

    بعضی دیسه‌ها رنگیزه ندارند، مثلا در دیسه‌های یاخته‌های بخش خوراکی سیب زمینی، به مقدار فراوانی نشاسته ذخیره شده است که به همین علت به آن نشادیسه(آمیلوپلاست) می‌گویند. وجود نشادیسه در بخش خوراکی سیب زمینی را چگونه نشان می‌دهید؟

    ذخیره نشاسته، هنگام رویش جوانه‌های سیب زمینی، برای رشد جوانه‌ها و تشکیل پایه‌های جدید از گیاه سیب زمینی مصرف می‌شود. سبزدیسه‌ها کاروتنوئید هم دارند که با رنگ سبزینه پوشیده می‌شوند؛ در پاییز با کاهش طول روز و کم شدن نور، ساختار سبزدیسه‌ها در بعضی گیاهان تغییر می‌کند و به رنگ‌دیسه تبدیل می‌شوند. در این هنگام سبزینه در برگ تجزیه می‌شود و مقدار کاروتنوئیدها افزایش می‌یابد.

    با توجه به انواع پلاست در گیاهان

    الف. با توجه به شکل بالا آیا آمیلوپلاست‌ها در بخش خوراکی سیب‌زمینی در زیر میکروسکوپ به صورت تیره دیده می‌شوند؟

    پاسخ

    طبق تعریف کتاب: بعضی دیسه‌ها رنگیزه ندارند، مثلا در دیسه‌های یاخته‌های بخش خوراکی سیب زمینی، به مقدار فراوانی نشاسته ذخیره شده است که به همین علت به آن نشادیسه(آمیلوپلاست) می‌گویند.

    پس چرا در شکل کتاب آمیلوپلاست‌ها تیره رنگ هستند؟

    نشادیسه در صورتی که به محلول لوگول آغشته شود به رنگ تیره درمی‌آید و در حالت عادی بدون رنگ است.


    ب. از بین کلروپلاست‌ها و کروموپلاست‌ها کدام‌یک در کناره‌های سلول قرار می‌گیرند؟

    پاسخ

    با توجه به شکل بالا کلروپلاست‌ها در کناره‌ها قرار می‌گیرند و کروموپلاست‌ها به صورت یکنواخت پخش شده‌اند.


    پ. از بین کلروپلاست و کروموپلاست کدام‌یک دو نوع رنگیزه دارد؟

    پاسخ

    کلروپلاست‌ها هم کاروتنوئید هم و کلروفیل(سبزینه) دارند، در حالی که کروموپلاست‌ها صرفا کلروفیل دارند.


    ت. آیا رنگ در ریشه چغندر و ریشه هویج منشا یکسانی دارد؟

    پاسخ

    خیر. رنگ ریشه چغندر به دلیل آنتوسیانین است که در واکوئول‌های آن قرار دارد اما رنگ در ریشه هویج به دلیل حضور کاروتن در کروموپلاست است.


    ث. دلیل رنگ قرمز میوه گوجه فرنگی واکوئول است یا کروموپلاست؟

    پاسخ

    دلیل رنگ قرمز گوجه فرنگی کروموپلاست‌ها هستند نه واکوئول‌ها.

    ترکیبات دیگر در گیاهان

    معمولا گیاهان را به عنوان جانداران غذا ساز می‌شناسیم، اما گیاهان ترکیبات دیگری می‌سازند که استفاده‌هایی به غیر از غذا دارند؛ مثلا قبل از تولید رنگ‌های شیمیایی، گیاهان از منابع اصلی تولید رنگ برای رنگ‌آمیزی الیاف بودند.آیا می‌دانید قبل از تولید رنگ‌های شیمیایی از چه گیاهانی برای رنگ‌آمیزی الیاف فرش استفاده می‌شد؟

    اگر دمبرگ انجیر را ببرید یا اینکه میوه تازه انجیر را از شاخه جدا کنید، از محل برش، شیرۀ سفید رنگی خارج می‌شود که به آن شیرابه می‌گویند. ترکیب شیرابه، در گیاهان متفاوت، فرق می‌کند. لاستیک برای اولین بار از شیرابه نوعی درخت ساخته شد.

    آلکالوئیدها از ترکیبات گیاهی‌اند و در شیرابه بعضی گیاهان به مقدار فراوانی وجود دارند. نقش آن‌ها دفاع از گیاهان در برابر گیاه‌خواران است.

    آلکالوئیدها را در ساختن داروهایی مانند مسکن‌ها، آرام‌بخش‌ها و داروهای ضد سرطان به کار می‌برند. اما بعضی آلکالوئیدها اعتیادآورند. امروزه مصرف مواد اعتیادآور، از معضلات بسیاری از کشورهاست که سلامت و امنیت آن‌ها را تهدید می‌کند.

    شیرابه می‌تواند آلکالوئیددار یا بدون آلکالوئيد باشد.

    آلکالوئید‌ها می‌توانند اعتیادآور باشند. برخی از آن‌ها نقش دفاعی در برابر گیاه‌خواران دارند.

    برخی از آن‌ها نقش دارویی دارند و به عنوان مسکن و ضدسرطان استفاده می‌شوند.

    آیا گیاهی بودن یک ترکیب به معنی بی‌ضرر بودن آن است؟ شرکت‌های تجاری در تبلیغ محصولات خود و تشویق مردم برای خرید، عبارت محصول کاملا گیاهی‌ست و هیچ ضرری ندارد! را به کار می‌برند. در حالی که ترکیباتی در گیاهان ساخته می‌شود که در مقادیر متفاوت، ممکن است سرطان زا، مسموم کننده یا حتی کشنده باشند.

    فعالیت

    برگ بعضی از گیاهان بخش‌های غیر سبز مثلا سفید، زرد، قرمز یا بنفش دارد. دیده می‌شود که کاهش نور در چنین گیاهانی سبب افزایش مساحت بخش‌های سبزرنگ می‌شود. چرا؟

    پاسخ

    کمی قبل‌تر خواندیم که مثلا در رسیدن گوجه فرنگی یا در پاییز با کاهش طول روز، کلروپلاست‌ها به کروموپلاست تبدیل می‌شوند.

    حالا اینجا با موقعیتی روبه‌رو هستیم که کلروموپلاست‌ها به کلروپلاست تبدیل می‌شود. در اینجا با کاهش نور کروموپلاست‌ها به کلروپلاست تبدیل می‌شود تا کاهش نور را با افزایش کلروپلاست‌ها جبران کنند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • تنوع دفع و تنظیم اسمزی در جانداران – گفتار سوم تنظیم اسمزی و دفع

    تنوع دفع و تنظیم اسمزی در جانداران – گفتار سوم تنظیم اسمزی و دفع

    تک‌سلولی‌ها

    ۱-در بسیاری از تک یاخته‌ای‌ها تنظیم اسمزی با انتشار انجام می‌شود.

    ۲-در برخی از تک‌سلولی‌ها مانند پارامسی آبی که در نتیجه اسمز وارد می‌شود به همراه مواد دفعی توسط واکوئول‌های انقباضی دفع می‌شود.

    واکوئول انقباضی نوعی واکوئول دفعی‌ست (کنکور ۱۴۰۰).

    پارامسی در آب شیرین زندگی می‌کند.

    بی‌مهرگان

    بیشتر بی‌مهرگان دارای ساختار مشخصی برای دفع هستند. در این بخش سه ساختار نفریدی،‌ آبشش و لوله‌های مالپیگی را بررسی می‌کنیم.

    نفریدی

    نفریدی برای دفع، تنظیم اسمزی یا هر دو استفاده می‌شود.

    نفریدی لوله‌ای‌ست که با منفذی به بیرون باز می‌شود.

    آبشش

    در سخت پوستان دفع مواد زائد از طریق آبشش انجام می‌شود، اما حواستان باشد همه سخت پوستان آبشش ندارند.

    در این نوع سخت پوستان آبشش به نواحی خاص محدود می‌شود.

    لوله‌های مالپیگی

    حشرات سامانه دفعی متصل به روده به نام لوله‌های مالپیگی دارند.

    ماده دفعی در حشرات اوریک اسید است. اوریک اسید همراه با آب به لوله‌های مالپیگی وارد می‌شود. محتوای لوله‌های مالپیگی به روده تخلیه می‌شود. سپس آب و یون با عبور مایعات در راست روده بازجذب می‌شود. اوریک اسید به همراه مواد دفعی دستگاه گوارش دفع می‌شود.

    ترتیب ورود مواد به لوله‌های مالپیگی همان ترتیبی‌ست که در شکل نوشته شده است:

    ۱-نمک

    ۲-آب

    ۳-ترکیبات دفعی نیتروژن‌دار

    بررسی شکل ملخ

    لوله‌ها مالپیگی به قسمت قطور روده متصل می‌شود.

    بافت پوششی روده ملخ پوششی تک لایه است (نوع آن در تصویر مشخص نیست) و بافت پوششی راست روده استوانه‌ای‌ست.

    هسته این سلول‌های استوانه‌ای در یک سطح نیست.

     ساختار لوله مالپیگی از بافت تک لایه درست شده که انتهای بسته دارد.

    مهره‌داران

    همه مهره‌داران کلیه دارند.

    ماهیان

    ساکن آب شور

    ماهیان غضروفی مثل کوسه‌ها و سفره‌ماهی‌ها ساکن آب شور هستند.

    ماهیان غضروفی علاوه بر کلیه‌ها دارای غدد راست روده‌ای هستند که محلول نمک بسیار غلیظ را به روده ترشح می‌کنند تا از طریق مدفوع دفع شود.

    ماهیان غضروفی استخوان ندارند.

    ماهیان غضروفی غدد راست روده‌ای دارند نه یک غده. این غده‌ها نمک ترشح نمی‌کنند، بلکه محلول نمک غلیظ ترشح می‌کنند.

    در ماهیان آب شور فشار اسمزی مایعات بدن کمتر از فشار اسمزی محیط است و آب تمایل به خروج از بدن دارد. به همین دلیل این ماهیان آب زیادی می‌نوشند.

    در ماهیان آب شور برخی یون‌ها توسط کلیه به صورت ادرار غلیظ و برخی از طریق سلول‌های آبشش دفع می‌شود.

    آب شیرین

    در ماهیان آب شیرین فشار اسمزی مایعات بدن بیشتر از محیط است و آب زیادی وارد بدن می‌شود.

    این ماهی‌ها آب زیاد نمی‌نوشند و باز و بسته شدن دهان به منظور تبادل گاز در شش‌هاست.

    این ماهی‌ها حجم زیاد از آب را به صورت ادرار رقیق دفع می‌کنند.

    دوزیستان

    مثانه دوزیستان محل ذخیره آب و یون‌هاست.

    به هنگام خشک شدن محیط دفع ادرار کم و مثانه برای ذخیره بیشتر آب بزرگتر می‌شود و سپس بازجذب آب از مثانه به خون افزایش پیدا می‌کند.

    خزندگان و پرندگان

    کلیه در پرندگان و خزندگان توانمندی زیادی در بازجذب دارد. خزندگان و پرندگان بیابانی و دریایی قطره‌های غلیظ نمک را از طریق غدد نمکی نزدیک چشم یا زبان دفع می‌کنند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید. می‌توانید از سوالات ترکیبی رد شوید.

  • تشکیل ادرار و تخلیه آن – گفتار دوم تنظیم اسمزی و دفع مواد

    تشکیل ادرار و تخلیه آن – گفتار دوم تنظیم اسمزی و دفع مواد

    فرایند تشکیل ادرار، شامل سه مرحله تراوش، بازجذب و ترشح است.

    تراوش

    تراوش، نخستین مرحله تشکیل ادرار است. در این مرحله بخشی از خوناب در نتیجه فشار خون از کلافک خارج شده به کپسول بومن وارد می‌شوند. این فرایند را تراوش می‌نامند. هم ساختار کلافک و هم ساختار کپسول بومن برای تراوش متناسب شده است. مویرگ‌های کلافک از نوع منفذدار هستند و بنابراین امکان خروج مواد از آن‌ها به خوبی فراهم است. مولکول‌های بزرگ نمی‌توانند وارد کپسول بومن شوند.

    برای اینکه فشارِ تراوشی به حد کافی زیاد باشد سازوکار ویژه‌ای در نظر گرفته شده است. قطر سرخرگ آوران بیشتر از قطر سرخرگ وابران است و این، فشار تراوشی را در مویرگ‌های کلافک افزایش می‌دهد. اطراف کلافک را کپسول بومن احاطه کرده است. کپسول بومن شامل دو دیواره است؛ یکی بیرونی و دیگری درونی. دیواره بیرونی از یاخته‌های پوششی سنگ‌فرشی ساده و دیواره درونی که با کلافک در تماس است، از یاخته‌هایی به نام پودوسیت تشکیل شده است.

    هریک از پودوسیت‌ها رشته‌های کوتاه و پا مانند فراوانی دارد. پودوسیت‌ها با پاهای خود اطراف مویرگ‌های کلافک را احاطه کرده‌اند. شکاف‌های باریک متعددی که در فواصل بین پاها وجود دارد به خوبی امکان نفوذ مواد را به دیواره درونی فراهم می‌کند.

    ۱-سرخرگ آوران از سرخرگ وابران قطورتر است.

    ۲-سرخگ آوران نسبت به سرخرگ وابران هماتوکریت کمتر و مواد زائد بیشتری دارد.

    ۱-هسته سلول پودوسیت و دیواره خارجی کپسول بومن هر دو بیضی‌ست اما هسته پودوسیت بزرگتر است.

    ۲-پودوسیت هم از سلول دیواره بیرونی بزرگتر است.

    باز جذب

    در تراوش، مواد براساس اندازه وارد گُردیزه می‌شوند و هیچ انتخاب دیگری صورت نمی‌گیرد. بنابراین، هم مواد دفعی مثل اوره وهم مواد مفید مثل گلوکز و آمینواسیدها به گُردیزه وارد می‌شوند. مواد مفید دوباره باید به خون بازگردند. این مواد از طریق مویرگ‌های دورِ لوله‌ای، دوباره جذب و به این ترتیب به خون وارد می‌شوند. این فرایند را بازجذب می‌نامند.

    به محض ورود مواد تراوش شده به لوله پیچ‌خورده نزدیک، بازجذب آغاز می‌شود. دیواره لوله پیچ خورده نزدیک از یک لایه بافت پوششی مکعبی تشکیل شده است که ریزپرز دارند. ریزپرزها سطح بازجذب را افزایش می‌دهند. به علت وجود ریزپرزهای فراوان در لوله پیچ‌خورده نزدیک، مقدار مواد بازجذب شده در این قسمت از گُردیزه، بیش از سایر قسمت‌هاست.

    در بیشتر موارد، بازجذب فعّال است و با صرف انرژی انجام می‌گیرد؛ گرچه بازجذب ممکن است غیرفعّال باشد مثل بازجذب آب که با اسمز انجام می‌شود.

    در کسپول بومن بازجذب نداریم. بازجذب در لوله پیچ خورده نزدیک آغاز می‌شود.

    هر بخشی از کلیه که بازجذب دارد لزوما در نفرون نیست و می‌تواند مجرای جمع کننده باشد.

    ۱-هسته و میتوکندری‌ها در سلول مکعبی پیچ خورده نزدیک از ریزپرز دور و به غشای پایه نزدیک تر هستند.

    ۲-در نزدیک سطح غشای پایه نیز یک سری چین‌خوردگی‌ها دیده می‌شود.

    ۳-در سطح زیر ریزپرزها تعداد زیاد وزیکول وجود دارد.

    ترشح

    ترشح در جهت مخالف بازجذب رخ می‌دهد و در آن موادی که لازم است دفع شوند از مویرگ‌های دورِ لوله‌ای یا خودِ یاخته‌های گُردیزه به درون گُردیزه ترشح می‌شوند. این فرایند را ترشح می‌نامند. ترشح در بیشتر موارد به روش فعّال و با صرف انرژی زیستی انجام می‌گیرد.

    ترشح در تنظیم میزان pH خون، نقش مهمی دارد. اگر pH خون کاهش یابد، کلیه‌ها یون هیدروژن را ترشح می‌کنند. اگر pH خون افزایش یابد، کلیه بی‌کربنات بیشتری دفع می‌کند و به این ترتیب pH خون را در محدوده ثابتی نگه می‌دارد. بعضی سموم و داروها به وسیله ترشح دفع می‌شوند.

    ۱-بازجذب از ترشح بیشتر است.

    ۲-ترشح دو نوع دارد، یکی ورود مواد دفعی از خون به نفرون و دیگری ورود مواد دفعی از سلول‌های خود نفرون به داخل نفرون!

    ۳-بی‌کربنات ترشح نمی‌شود، بلکه در زمانی که PH خون قلیایی‌ست بازجذب آن کمتر می‌شود و در نتیجه دفع آن بیشتر می‌شود.

    بررسی کنید

    الف. چند مرحله از مراحل تشکیل ادرار در کپسول بومن انجام می‌شود؟ در بقیه اجزای نفرون چطور؟

    پاسخ

    تنها یک مرحله از مراحل تشکیل ادرار(تراوش) در کپسول بومن انجام می‌شود. در سایر اجزای نفرون دو مرحله‌ی تراوش و بازجذب انجام می‌شود.


    ب. درست است بگوییم تراوش برخلاف بقیه مراحل تشکیل ادرار فقط در نفرون انجام می‌شود؟

    پاسخ

    بله. تراوش فقط در نفرون و در کپسول بومن انجام می‌شود. بازجذب و ترشح علاوه بر نفرون در لوله جمع کننده نیز دیده می‌شود.

    تخلیه ادرار

    ادرار پس از ساخته شدن در کلیه، از طریق میزنای به مثانه وارد می‌شود. حرکت کرمی دیواره میزنای، که نتیجه انقباضات ماهیچه صاف دیوارۀ آن است، ادرار را به پیش می‌راند. پس از ورود به مثانه، دریچه‌ای که حاصل چین‌خوردگی مخاط مثانه روی دهانه میزنای است، مانع بازگشت ادرار به میزنای می‌شود.

    ۱-جنس دریچه ابتدای مثانه از بافت پوششی است.

    مثانه، کیسه‌ای است ماهیچه‌ای که ادرار را موقتاً ذخیره می‌کند. چنانچه حجم ادرار جمع‌شده در آن از حدِّ مشخصی فراتر رود، کشیدگی دیوارۀ مثانه باعث فعال شدن سازوکار تخلیه ادرار می‌شود.

    در محلِ اتصال مثانه به میزراه، بنداره‌ای قرار دارد که به هنگام ورود ادرار باز می‌شود. این بنداره، که بنداره داخلی میزراه نام دارد، از نوع ماهیچه صاف و غیرارادی است. بعد از این بنداره، بنداره دیگری به نام بنداره خارجی میزراه وجود دارد که از نوع ماهیچه مخطط و ارادی است. در نوزادان و کودکانی که هنوز ارتباط مغز و نخاعِ آنان به طور کامل شکل نگرفته است، تخلیه مثانه به صورت غیرارادی صورت می‌گیرد.

    ترکیب شیمیایی ادرار

    دو فرایند بازجذب و ترشح، ترکیب مایع تراوش شده را هنگام عبور از گردیزه و مجرای جمع‌کننده، تغییر می‌دهند و آنچه به لگنچه می‌ریزد، ادرار است.

    آنچه به لگنچه می‌ریزد ادرار است، یعنی لگنچه هیچ اثری روی ترکیبات ادرار ندارد.

    حدود ۹۵ درصد ادرار را آب تشکیل می‌دهد. دفع آب از طریق ادرار، راهی است برای تنظیم مقدار آب بدن. یون‌ها نیز بخش مهمی از ادرار را تشکیل می‌دهند که دفع آن‌ها برای حفظ تعادل یون‌ها صورت می‌گیرد.

    فراوان‌ترین ماده دفعی آلی در ادرار، اوره است. اوره چرا و چگونه تشکیل می‌شود؟ در نتیجه تجزیه موادی مانند آمینواسیدها، آمونیاک تولید می‌شود که بسیار سمّی است. تجمع آمونیاک در خون به سرعت به مرگ می‌انجامد. کبد، آمونیاک را از طریق ترکیب آن با کربن دی‌اکسید به اوره تبدیل می‌کند. ویژگی سمی بودن اوره از آمونیاک بسیار کمتر است و بنابراین، امکان انباشته شدن آن و دفع با فواصل زمانی امکان‌پذیر است. کلیه‌ها اوره را از خون می‌گیرند و همراه با ادرار از بدن دفع می‌کنند.

    دیگر ماده دفعی نیتروژن‌دار در ادرار اوریک اسید است. اوریک اسید انحلال‌پذیری زیادی در آب ندارد؛ بنابراین تمایل آن به رسوب کردن و تشکیل بلور زیاد است. رسوب بلورهای اوریک اسید در کلیه‌ها باعث ایجاد سنگ کلیه و در مفاصل باعث بیماری نقرس می‌شود. نقرس یکی از بیماری‌های مفصلی است که با دردناک شدن مفاصل و التهاب آنها همراه است.

    ۱-فراوانترین ماده دفعی ادرار آب است و فراوانترین ماده دفعی آلی ادرار اوره است.

    ۲-از آنجایی که کبد کربن دی‌اکسید و اوره را با هم ترکیب می‌کند می‌توان گفت کربن دی‌اکسید و اوره در کبد مصرف می‌شوند.

    بررسی کنید

    الف. چرا با افزایش تجزیه پروتئین، میزان اوره در ادرار افزایش پیدا می‌کند؟

    پاسخ

    افزایش تجزیه پروتئین باعث می‌شود که میزان تولید آمونیاک بیشتر شود و در نتیجه کبد اوره‌ی بیشتری بسازد. این موضوع باعث می‌شود که میزان اوره در ادرار افزایش می‌یابد.


    ب. کبد از چه راه‌هایی باعث خروج مواد دفعی از بدن شود؟

    پاسخ

    ۲ راه. با ساختن اوره از آمونیاک می‌تواند باعث شود این ماده از طریق کلیه‌ها دفع شود. همچنین با ساختن صفرا می‌تواند باعث شود کلسترول‌های اضافی از بدن دفع شود.


    پ. چرا مصرف زیاد الکل می‌تواند منجر به کاهش تولید اوره در بدن شود؟

    پاسخ

    مصرف الکل می‌تواند به کبد آسیب بزند و این آسیب باعث شود که تولید اوره در بدن کم شود.


    ت. آیا می‌توان گفت کبد از آمونیاک نوعی ماده غیر سمی می‌سازد؟

    پاسخ

    خیر. کبد از ترکیب آمونیاک و کربن دی‌اکسید اوره می‌سازد که سمیت کمتری دارد نه اینکه غیر سمی باشد.

    تنظیم آب

    تنظیم آب تحت تنظیم عوامل مختلفی مثل هورمون‌ها قرار دارد. یکی از سازوکارها به غلظت مواد حل شده در خوناب ارتباط دارد. اگر غلظت این مواد از حدِّ مشخصی فراتر رود، مرکز تشنگی در هیپوتالاموس تحریک می‌شود که نتیجه آن فعال شدن مرکز تشنگی و تمایل به نوشیدن آب و از طرف دیگر ترشح هورمون ضدادراری است. این هورمون با اثر بر کلیه‌ها، بازجذب آب را افزایش می‌دهد و به این ترتیب دفع آب از راه ادرار کاهش پیدا می‌کند.

    اگر بنا به عللی هورمون ضد ادراری ترشح نشود، مقدارِ زیادی ادرارِ رقیق از بدن دفع می‌شود.

    چنین حالتی به دیابت بی‌مزه معروف است. مبتلایان به این بیماری احساس تشنگی می‌کنند و مایعات زیادی می‌نوشند. این بیماری به علت برهم زدن توازن آب و یون‌ها در بدن، نیازمند توجه جدّی است.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.