همایستایی
اگر در یک روز گرم تابستانی ورزش کنید، عرق میکنید و احتمالًا متوجه خواهید شد که از مقدار ادرار شما کاسته خواهد شد. میدانید چرا؟ چون بدن شما در نتیجۀ عرق کردن، آب از دست میدهد و بنابراین مقدار ادرار را کاهش میدهد تا آب از دست رفته را جبران کند.
کمبود آب، اکسیژن و مواد مغذی یا انباشته شدن مواد دفعی یاختهها مثل کربن دیاکسید و مواد دفعی نیتروژن دار از جمله مواردیاند که ادامۀ حیات را تهدید میکنند. حفظ وضعیت درونی بدن در محدودهای ثابت(همایستایی)، برای تداوم حیات، ضرورت دارد.
اگر وضعیت درونی بدن از تعادل خارج شود، بعضی مواد، بیش از حدِ لازم یا کمتر از حدِ لازم به یاختهها میرسند. بسیاری از بیماریها درنتیجۀ برهم خوردن همایستایی پدید میآیند.
کلیهها در همایستایی نقش اساسی دارند. حفظ تعادل آب، اسید ــ باز، یونها و نیز دفع مواد سمی و مواد زائد نیتروژندار، از جمله وظایف کلیهاند.
حفظ همایستایی بدن فقط برعهده کلیه نیست، اما کلیهها نقش اساسی در آن دارند.
مواد دفعی بدن ما از طریق ساختارهایی مثل کلیه، شش، پوست و لولهی گوارش دفع میشود.
کلیهها
ساختار بیرونی کلیه و حفاظت از آن
کلیهها، اندامهایی لوبیایی شکلاند و به تعداد دو عدد در طرفین ستون مهرهها و پشت محوطۀ شکمی قرار دارند. اندازۀ کلیه در فرد بالغ، تقریباً به اندازۀ مشت بستۀ اوست. به علت موقعیت قرارگیری و شکل کبد، کلیۀ راست قدری پایینتر از کلیه چپ واقع است.

در سطح جلویی کلیه راست بخشی از کبد و کولون بالارو و در سطح جلویی کلیه چپ بخشی از لوزالمعده و کولون پایینرو قرار دارد.
هر دو کلیه در سطح زیرین دیافراگم قرار دارند.
شکل قرارگیری کبد باعث میشود:
۱-کلیه چپ بالاتر از کلیه راست باشد.
۲-نیمه راست دیافراگم بالاتر از نیمه چپ آن باشد.
۳-نیمه راست کولون افقی پایینتر از نیمه چپ آن باشد.
سطح پایین هر دو کلیه توسط دندهها محافظت نمیشود.
دندههایی که از کلیه محافظت میکنند به استخوان جناغ اتصال ندارد، اما به ستون مهره مفصل شدهاند.
در ناحیه کمر استخوانهای مهره از بالا به پایین بزرگ میشوند.
کلیه راست از دیافراگم دورتر است.
دندهها ازبخشی از کلیه محافظت میکنند. علاوه بر این، پردهای از جنس بافت پیوندی به نام کپسول کلیه، هر کلیه را در بر گرفته است.
ششها را نیز پردهای دو لایه از جنس بافت پیوندی در بر گرفته است.

سرخرگ کلیه قبل از آن منشعب میشود. انشعابات سیاهرگی بعد از کلیه به هم میپیوندند و سیاهرگ کلیه را میسازند.
ترتیب از بالا به پایین: سرخرگ، سیاهرگ، میزنای.
سیاهرگ کلیه جلوتر از سرخرگ کلیه است.
میزنای از پشت سیاهرگ کلیه عبور میکند.
چربی اطراف کلیه، علاوه بر اینکه کلیه را از ضربه محافظت میکند در حفظ موقعیت کلیه نقش مهمی دارد. تحلیل بیش از حد این چربی در افرادی که برنامه کاهش وزن سریع و شدید به کار میگیرند ممکن است سبب افتادگی کلیه و تاخوردگی میزنای شود. در اینصورت، فرد با خطر بسته شدن میزنای و عدم تخلیه مناسب ادرار از کلیه روبهرو میشود که در نهایت به نارسایی کلیه خواهد انجامید.
ساختار درونی کلیه
در برش طولی کلیه، سه بخش مشخص دیده میشود که از بیرون به درون عبارتاند از بخش قشری، بخش مرکزی و لگنچه.
در بخش مرکزی، تعدادی ساختار هرمی شکل دیده میشود که هرمهای کلیه نام دارند. قاعده هرمها به سمت بخش قشری و راس آنها به سمت لگنچه است. هر هرم و ناحیه قشری مربوط به آن را، یک لَپ کلیه مینامند.
لگنچه، ساختاری شبیه به قیف دارد. ادرار تولید شده، به آن وارد و به میزنای هدایت میشود تا کلیه را ترک کند.

ساختار درونی کلیه سه بخش دارد
بخش قشری:
۱-خارجیترین بخش هر کلیه است.
۲-بخش کمی از حجم هر کلیه را در بر میگیرد.
۳-این بخش از خارج با کپسول کلیه در تماس است.
۴-در بخش قشری انشعاباتی از سرخرگ و سیاهرگ کلیه مشاهده میشود.
بخش مرکزی:
۱-قطورترین بخش هر کلیه است.
۲-راس هر هرم به یک مجرا ختم میشود که از طریق آن ادرار تولید شده توسط نفرونها به لگنچه منتقل میشود.
۳-در هر لپ کلیه در دو سمت هر هرم، انشعاباتی از بخش قشری وجود دارد.
۴-هر هرم در محل اتصال به لگنچه رنگ روشنتری دارد.
لگنچه:
۱-داخلیترین بخش هر کلیه در برش طولیست.
۲-ساختاری شبیه به قیف دارد.
۳-در این بخش کلیه تغییری در ترکیب شیمیایی مایع وارد شده به آن صورت نمیگیرد.
کوچکترین هرم کلیه بالاتر از سرخرگ کلیه قرار دارد.
انشعاباتی از سرخرگ کلیه میتواند در پشت لگنچه حضور پیدا کند.
تشریح کلیه گوسفند

بخش قشری کلیه از بخش مرکزی تیرهتر است.
در ناف کلیه چربی وجود دارد.
نفرون(گردیزه)
هر کلیه از حدود یک میلیون گُردیزه تشکیل شده است که فرایند تشکیل ادرار در آنها انجام میشود. ابتدای گُردیزه شبیه قیف است و کپسول بومن نام دارد.
بخش قیف شکل کلیه: لگنچه و بومن.
ادامه گُردیزه، لولهای شکل است و در قسمتهایی از طول خود، پیچخوردگیهایی دارد و براین اساس، به قسمتهای مختلفی نامگذاری میشود. این قسمتها به ترتیب عبارتاند از لوله پیچ خورده نزدیک، قوس هنله که U شکل است و لوله پیچ خورده دور که گُردیزه را به مجرای جمعکننده متصل میکند.

هر گردیزه ۴ بخش دارد: کپسول بومن، لوله پیچخورده نزدیک، قوس هنله و لوله پیچخورده دور.
لوله پیچخورده نزدیک
میزان پیچخوردگی در لوله پیچخورده نزدیک بیشتر لوله پیچخورده دور است.
قوس هنله
قول هنله در تمام طول خود ضخامت یکسانی ندارد.
قطورترین بخش نفرون کپسول بومن و نازکترین بخش نفرون قوس هنله است.
قوس هنله تنها از بخش قطور خود به لولههای پیچخورده متصل است.
قطورترین بخش هنله در بخش پایینرو است.
قسمت قطور هنله در بخش بالارو بلندتر است.
در هنله بالارو میزان بخش قطور و در هنله پایین رو میزان بخش نازک بیشتر است.
مجرای جمعکننده
مجرای جمع کننده جز نفرون نیست.
بررسی کنید
الف. چه بخشهایی از نفرون فاقد پیچخوردگیست؟ آیا مجرای جمع کننده هم جزئی از آن است؟
پاسخ
کپسول بومن و قوس هنله. مجرای جمع کننده لوله پیچخورده نیست اما جزئی از نفرون محسوب نمیشود.
ب. کدام بخش نفرون به مجرای جمع کننده متصل است؟
پاسخ
لوله پیچخورده دور
گردش خون در کلیه
منشا ادرار از خون است و بنابراین بین گُردیزه و رگهای خونی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. با توجه به اینکه تبادل مواد از طریق مویرگها رخ میدهد در اینجا نیز شبکههای مویرگی را میبینیم.
دو شبکه مویرگی در ارتباط با گُردیزه مشاهده میشود:
۱-کلافک(گلومرول) که درون کپسول بومن قرار دارد.
۲-دورِ لولهای که اطراف قسمتهای دیگر گُردیزه را فراگرفته است.
مویرگهای کلیه منفذدار هستند. پس ما هم کلافک و هم دور لولهای را منفذدار در نظر میگیریم.
به هر کلیه، یک سرخرگ وارد میشود. انشعابات این سرخرگ از فواصل بین هرمها عبور میکند و در بخش قشری به سرخرگهای کوچکتری تقسیم میشود. انشعاب انتهایی این سرخرگها، سرخرگ آوران نامیده میشود. سرخرگ آوران در کپسول بومن، شبکه مویرگی کلافک را میسازد. خون از طریق سرخرگ آوران به کلافک وارد میشود و از طریق سرخرگ وابران آن را ترک میکند.
سرخرگ وابران در اطراف لولههای پیچخورده و قوس هنله، شبکه مویرگی دورِ لولهای را میسازد. این مویرگها به یکدیگر میپیوندند و سیاهرگهای کوچکی بهوجود میآورند که پس از عبور از فواصل بین هرمها سرانجام سیاهرگ کلیه را میسازند. این سیاهرگ، خون را از کلیه بیرون میبرد.

مجرای جمع کننده هر چه به سمت پایینتر بیاید قطورتر میشود.
رگ مجاور قسمت پایین رو قوس هنله سیاهرگ و رگ مجاور بخش بالارو سرخرگ است.
لوله پیچ خورده دور و نزدیک خون اطراف خود(شبکه مویرگی دور لولهای) را تیره نمیکند اما قوس هنله خون شبکه مویرگی اطراف خود را تیره میکند.
آیا همیشه مویرگهای خونی بین یک سرخرگ و یک سیاهرگ قرار دارد؟
به طور معمول مویرگهای خونی بین یک سرخرگ و یک سیاهرگ قرار دارد. معمولا خون ورودی به مویرگ روشن و خون خروجی از آن تیره است.
اما برخی استثناها وجود دارد:
۱-در کبد مویرگ خونی بین سیاهرگ باب وسیاهرگ فوق کبدی وجود دارد، یعنی بین دو سیاهرگ.
۲-در مویرگهای خونی اطراف حبابکها سرخرگ ورودی به مویرگ خون تیره و سیاهرگ خروجی خون روشن دارد.
۳-مویرگهای آبشش ماهی بین دو سرخرگ قرار دارند. سرخرگ ورودی خون تیره و سرخرگ خروجی دارای خون روشن است.
۴-(فصل هفت یازدهم)در بند ناف مویرگ خونی بین سرخرگ و سیاهرگ است، اما سرخرگ آن دارای خون تیره و سیاهرگ آن دارای خون روشن است.
خودآزمایی
به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.
سوالات
۱. با توجه به عوامل بیرونی محافظتکننده از کلیهها کدام جمله زیر درست و کدام نادرست است.
الف) عاملی که با بریدن قسمتی از آن به راحتی جدا میشود، با ساختار خارج کننده از ادرار از کلیه در تماس است.
ب) عاملی که در بین آن میزنای و رگها تشخیص داده میشوند دارای سلولهایی با هسته گرد است.
پ) هر عاملی که در حفاظت از قسمتهای بالایی کلیه نقش دارد به زائدههای کناری مهرهها متصل است.
پاسخ سوال ۱
عوامل حفاظتکننده از کلیه کپسول کلیه، چربی اطراف آن و دندهها هستند.
الف) درست. عاملی که با بریدن قسمتی از آن به راحتی جدا میشود کپسول کلیه است. کپسول کلیه با میزنای(ساختار خارجکننده ادرار از کلیه) در تماس است.
ب) درست. در تشریح کلیه میتوان بین چربی میزنای و رگها را تشخیص داد. سلولهای چربی هستهای گرد دارند.
پ) همهی عاملها از قسمتهای بالایی کلیه حفاظت میکنند، اما فقط دندهها به زائدههای کناری مهرهها متصل هستند.
۲. دندههایی که از کلیه محافظت میکنند، به زوائد پهلویی بزرگترین مهرههای ستون مهرهها اتصال دارند.
پاسخ سوال ۲
نادرست. اگر به شکل ۱ صفحه هفتاد کتاب نگاه کنید مهرههای کمری هر چه پایینتر میآیند بزرگتر میشوند و مهرههایی که آخرین دندهها به آنها اتصال دارد بزرگترین مهرهها نیستند.
۳. فقط بعضی از ساختارهای محافظتکننده از کلیه در سلولهای خود توانایی تولید نوعی ماده دفعی فاقد نیتروژن را دارند.
پاسخ سوال ۳
نادرست. نوعی ماده دفعی فاقد نیتروژن کربن دیاکسید است. این ماده در همه سلولهای زنده و هستهدار بدن ساخته میشود.
۴. در صورت تحلیل چربی سطح خارجی کلیهها امکان هم سطح شدن آنها وجود دارد.
پاسخ سوال ۴
درست. در صورت تحلیل چربی دور کلیه چپ و پایینتر آمدن آن هر دو کلیه در یک سطح قرار میگیرند.
۵. قاعده هرمهای کلیه به سمت بخشیست که تیرهترین قسمت کلیه گوسفند محسوب میشود.
پاسخ سوال ۵
درست. بخش قشری کلیه گوسفند تیرهترین قسمت کلیه گوسفند است. قاعده هرمهای کلیه به سمت بخش قشری قرار دارد.
۶. کدام مورد عبارت زیر را به درستی تکمیل میکند؟
از بین عوامل بیرونی محافظت کننده از کلیهها، هر عاملی که ………
۱) با بریدن قسمتی از آن به راحتی جدا میشود، میتواند با ساختار خارج کننده ادرار از کلیه در تماس باشد.
۲) در بین آن میزنای و رگها تشخیص داده میشوند، دارای یاختههایی با هسته کشیده و مرکزی است.
۳) کاهش آن سبب افتادگی میزنای می شود، در ضربهگیری و حفظ موقعیت کلیهها نقش مهمی دارد.
۴) در حفاظت از قسمتهای بالایی آنها نقش دارد، به زائدههای کناری مهرهها متصل است.
پاسخ سوال ۶
کپسول کلیه با بریدن قسمتی از آن به راحتی جدا میشود و میتواند در قسمت هایی با میزنای که در خارج کردن ادرار از کلیه نقش دارد در تماس باشد.
بررسی سایر گزینهها:
گزینه «۲»: با توجه به فعالیت صفحه ۷۱، در بین چربیها، میزنای و سرخرگ و سیاهرگ تشخیص داده میشوند. یاختههای بافت چربی دارای هسته کناری هستند نه مرکزی!
گزینه «۳»: کاهش چربی اطراف کلیه سبب افتادگی کلیه میشود نه میزنای.
گزینه «۴»: همه عوامل در حفاظت از قسمتهای بالایی کلیهها نقش دارند اما این مورد فقط درباره دندهها صحیح است. با توجه به شکل زیر دندهها به زوائد کناری مهرههای ستون فقرات اتصال دارند.
۷. چند مورد زیر، به نمودی از حفظ هم ایستایی بدن به کمک کلیهها اشاره دارد؟
الف) مواد مفید موثر در روند انعقاد را دوباره به خون بازمیگرداند.
ب) با دفع نوعی ماده آلی، کربندیاکسید را از یاختهها دور میکند.
ج) در صعود به ارتفاعات بر میزان تولید اریتروپویتین خود میافزاید.
د) افزایش سدیم خون منجر به افزایش دفع آن از طریق ادرار میشود.
پاسخ سوال ۷
همه موارد صحیحاند.
بررسی همه موارد:
الف) موادی مانند یون کلسیم برای انعقاد ضروریاند. کلیه با بازجذب کلسیم به حفظ هم ایستایی آن در بدن و فرایند انعقاد خون کمک میکند.
ب) در ساختار اوره و بیکربنات کربن دیاکسید حضور دارند. کلیهها با دفع اوره و بیکربنات، به دور کردن کربن دیاکسید از یاختههای بدن و حفظ هم ایستایی کمک میکنند.
ج) کلیه و کبد به دنبال کاهش میزان اکسیژن خون در شرایط مختلف از جمله صعود به ارتفاعات میزان تولید اریتروپویتین خود را افزایش میدهند.
د) طبق متن کتاب درسی در فصل ۱ دهم، با افزایش سدیم خون به منظور حفظ هم ایستایی بدن، کلیهها دفع آن را از طریق ادرار افزایش میدهند.
۸. چند مورد زیر، به نمودی از حفظ همایستایی بدن به کمک کلیهها اشاره دارد؟
الف) مواد مفید موثر در روند انعقاد را دوباره به خون بازمیگرداند.
ب) با دفع نوعی ماده آلی، کربن دیاکسید را از یاختهها دور میکند.
ج) در صعود به ارتفاعات بر میزان تولید اریتروپویتین خود میافزاید.
د) افزایش سدیم خون منجر به افزایش دفع آن از طریق ادرار میشود.
پاسخ سوال ۸
بررسی سایر گزینهها:
گزینه «۲»: مطابق شکل کتاب درسی، دیواره بیرونی کپسول بومن شامل یاختههای سنگفرشی و غشای پایه آنهاست.
گزینه «۳»: مویرگهای کلیه از نوع منفذدار هستند.
گزینه «۴»: همه غشاهای پایه از مولکولهای پروتئینی و گلیکوپروتئینی تشکیل شدهاند.
۹. در خصوص ساختار کلیهها در آنان، کدام مورد زیر نادرست است؟
۱) کلیه دارای سرخرگ بلندتر، دارای میزنای کوتاهتری میباشد.
۲) کلیه دارای سیاهرگ بلندتر، توسط تعداد دنده بیشتری محافظت میشود.
۳) کپسول هر کلیه به شکل محکمی به خارجیترین بخش کلیه متصل شده است.
۴) در صورت تحلیل چربی سطح خارجی کلیهها، امکان همسطح شدن کلیهها وجود دارد.
پاسخ سوال ۹
گزینه «۳» صحیح است.
با توجه به فعالیت تشریح کلیه گوسفند، کپسول کلیه با بریدن قسمتی از آن، به راحتی جدا میشود. این عبارت به این معنی است که کپسول کلیه اتصال محکمی به خارجیترین بخش کلیه (بخش قشری) ندارد. دقت کنید که این موضوع در خصوص کلیه انسان نیز صادق است.
بررسی سایر گزینهها:
گزینه «۱»: با توجه به شکل کتاب درسی، کلیه راست سرخرگ بلندتری دارد. از آنجا که کلیه راست در سطح پایینتری نسبت به کلیه چپ قرار دارد، میزنای این کلیه کوتاهتر از کلیه چپ میباشد.
گزینه «۲»: با توجه به شکل، کلیه چب سیاهرگ بلندتر و کلیه راست سرخرگ بلندتری دارد. کلیه چپ بالاتر بوده و توسط دو دنده ۱۱ و ۱۲ محافظت میشود، درحالی که کلیه راست فقط توسط آخرین دنده محافظت میشود.
گزینه «۴»: در صورتی که چربی اطراف کلیه چپ بیشتر تحلیل رود، میتواند باعث افتادگی این کلیه و همسطح شدن کلیهها شود.
۱۰. کدام گزینه درباره ساختار درونی کلیهها، درست است؟
۱) راس هرمهای کلیه به سمت بخشی است که ادرار تولیدشده در آن به میزنای هدایت میشود.
۲) قاعده هرمهای کلیه به سمت بخشی است که تیرهترین قسمت کلیه گوسفند محسوب میشود.
۳) بخشی که تعدادی ساختار هرمی شکل دارد، در قسمتهایی با کپسول کلیه در تماس است.
۴) بخشی که شبیه به قیف است، هنگام تشریح کلیه گوسفند در وسط منفذ میزنای دیده میشود.
پاسخ سوال ۱۰
گزینه «۲» صحیح است.
قاعده هرمهای کلیه به سمت بخش قشری میباشد که در تشریح کلیه گوسفند نسبت به سایر قسمتهای کلیه تیرهترین بخش محسوب میشود.
بررسی سایر گزینهها:
گزینه «۱»: راس هرمهای کلیه به سمت لگنچه قرار دارند. دقت کنید که ادرار در لگنچه تولید نمیشود.
گزینه «۳»: بخش مرکزی در ساختار خود هرم دارد ولی در تماس با کپسول کلیه نمیباشد.
گزینه «۴»: لگنچه ظاهری شبیه به قیف دارد. در وسط لگنچه منفذ میزنای دیده میشود نه برعکس.
۱۱. در زنی بالغ به دلیل عدم ترشح نوعی هورمون، مقدار دفع ادرار افزایش یافته و تعادل آب در بدن مختل شده است. چند مورد زیر میتواند به صورت همزمان با این اتفاق در این فرد مشاهده شود؟
الف) افزایش فشار اسمزی خوناب
ب) تغییر میزان خونبهر(هماتوکریت)
ج) کشیدگی بیش از حد دیواره مثانه
د) عدم تحریک مرکز تشنگی هیپوتالاموس
پاسخ سوال ۱۱
گزینه «۳» صحیح است.
در بیماری دیابت بیمزه، به دلیل عدم ترشح هورمون ضدادراری، مقدار زیادی ادرار رقیق از بدن دفع می شود. موارد الف، ب و ج صحیح هستند. بررسی همه موارد:
الف) به دلیل دفع بیش از حد آب از طریق ادرار مقدار آب خون کم شده و فشار اسمزی خوناب افزایش مییابد.
ب) با توجه به کم شدن آب خون حجم خون کاهش یافته و باعث افزایش نسبت حجم گویچههای قرمز به حجم خون و تغییر هماتوکریت میشود.
ج) به دلیل دفع زیاد ادرار حجم ادرار وارد شده به مثانه افزایش یافته و باعث کشیدگی بیش از حد دیواره مثانه میشود.
د) دقت کنید که در این افراد اشکالی در مرکز تشنگی وجود ندارد و اتفاقا این افراد به دلیل تشنگیهای مکرر مصرف زیاد آب دارند! به همین دلیل تحریک و فعال شدن مرکز تشنگی در هیپوتالاموس متوقف نمیشود!
۱۲. کدام موارد زیر در رابطه با ساختارهای مرتبط با کلیه نادرست میباشد؟
الف) میزنای که حاوی یاختههای ماهیچهای تکهستهای در دیواره خود است، در نزدیکی لگنچه دارای قطر کمتری نسبت به سایر بخشهاست.
ب) هر ساختاری که مایع حاوی مواد دفعی را از کلیه خارج میکند، نسبت به سرخرگ در سطح بالاتری قرار دارد.
ج) بخشی که در مرکز آن منفذ میزنای مشخص است، توسط انشعاباتی با هرمهای کلیه ارتباط دارد.
د) کپسول کلیه دارای رشتههای ارتجاعی بوده و در ساختارهای لبهای کلیه شرکت نمیکند.
پاسخ سوال ۱۲
موارد الف و ب نادرستاند.
بررسی همه موارد:
مورد الف) میزنای به واسطه داشتن یاختههای ماهیچهای صاف دارای حرکات کرمی شکل است. باید توجه شود که قطر میزنای در قسمت لگنچه نسبت به سایر بخشها بیشتر است.
مورد ب) سیاهرگ و میزنای هر دو مایع حاوی مواد دفعی را از کلیه خارج میکنند و هر دو در سطح پایینتری نسبت به سرخرگ واقع شدهاند.
مورد ج) در وسط لگنچه منفذ میزنای مشخص است. لگنچه توسط انشعاباتی با هرمهای کلیه مرتبط میشود.
مورد د)کپسول کلیه از جنس بافت پیوندی و دارای رشتههای ارتجاعی و کلاژن است. کپسول کلیه بخشی از لب محسوب نمیشود.
۱۳. با توجه به کتاب درسی، در رابطه با همایستایی در انسان کدام گزینه صحیح است؟
۱) همه بیماریها به علت برهم خوردن همایستایی بدن به وجود میآیند.
۲) در همه اندامهایی که مواد زائد را از بدن دفع میکنند، شبکه مویرگی خونی تنها بین دو نوع رگ مشابه دیده میشود.
۳) در همه افرادی که سدیم از طریق ادرار آنها دفع میشود، الزاماً میزان سدیم در نوعی بافت پیوندی افزایش یافته است.
۴) در همه افراد سالم، درصد افزایش دفع آب از سطح بدن، فشار اسمزی ادرار تولیدشده در کلیهها افزایش مییابد.
پاسخ سوال ۱۳
گزینه «۴» صحیح است.
در افراد سالم به دنبال عرق کردن و دفع آب از سطح پوست، حجم ادرار تولید شده در کلیه کاهش مییابد وادرار غلیظتر شده و دارای فشار اسمزی بالاتری میشود.
بررسی سایر گزینهها:
گزینه «۱»: بسیاری از بیماری ها در نتیجه برهم خوردن همایستایی ایجاد میشوند به این معنی که بر هم خوردن همایستایی سبب بروز بیماری نیز میشود نه فقط برعکس آن! همایستایی عبارت است از مجموعه اعمالی که برای پایدار نگه داشتن وضع درونی بدن در یک محدوده ثابت انجام میشود.
گزینه «۲»: دفع مواد زائد در اندامهای مختلفی از جمله کلیهها، ششها و مخرج انجام میشود. در کلیه شبکه مویرگی گلومرول (کلافک) بین دو رگ خونی مشابه (سرخرگ آوران و سرخرگ وابران) دیده میشود ولی در سایر اندامها مثل ششها یا لوله گوارش این مورد دیده نمیشود.
گزینه «۳»: دقت کنید که در همه افراد حتی در صورت کم بودن سدیم خون دفع سدیم از طریق ادرار دیده میشود و در صورتی که میزان آن در خون (نوعی بافت پیوندی) افزایش یابد دفع آن از طریق ادرار افزایش مییابد. پس هر فردی که سدیم را از طریق ادرار دفع میکند، سدیم در خون او افزایش نیافته است.
