میتوز(رشتمان)
دررِشتِمان ماده ژنتیک،که در مرحله S همانندسازی شده بود، تقسیم میشود و به یاختههای جدید میرسد. فامتنها که در هسته پراکندهاند، ابتدا باید بهطور دقیق در وسط یاخته آرایش یابند و به مقدار مساوی بین یاختههای حاصل تقسیم شوند.
برای حرکت و جداشدن صحیح فامتنها، ساختارهایی به نام دوک تقسیم ایجاد میشود. دوک تقسیم، مجموعهای از ریزلولههای پروتئینی است که هنگام تقسیم، پدیدار و سانترومر فامتن به آن متصل میشود.
با کوتاه شدن رشتههای دوک متصل به سانترومر، فامتنها ازهم جدا میشوند و به قطبین میروند.
در یاختههای جانوری، میانکها(سانتریولها) ساخته شدن رشتههای دوک را سازمان میدهند.

به هر کدام از استوانههای شکل بالا سانتریول گفته میشود(در شکل بالا دو سانتریول وجود دارد). در یاخته دو عدد میانک بهصورت عمود بر هم وجود دارند که در اینترفاز، برای تقسیم یاخته، دوبرابر میشوند. هر میانک، از نُه دسته سهتایی از ریزلولههای پروتئینی تشکیل شده است.
سانتریولها
جز اندامکهای بدون غشا محسوب میشوند.
فقط در سلولهای جانوری دیده میشوند.
در مرحله G2 دوبرابر میشود.
قبل از تقسیم در اطراف هسته و در حین تقسیم در قطبین سلول قرار دارند.
تقسیم هسته
رشتمان، فرایندی پیوسته است، ولی زیستشناسان برای سادگی، آن را مرحلهبندی میکنند.
میتوز تقسیم هسته است و نتیجه آن ایجاد دو هسته است.
میتوز درون هسته رخ نمیدهد، چون طی آن پوشش هسته از بین میرود.

پروفاز
در این مرحله، رشتههای فامینه فشرده، ضخیم و کوتاهتر میشوند. بهطوریکه بهتدریج با میکروسکوپ نوری میتوان آنها را مشاهده کرد. ضمن فشرده شدن فامتن، میانکها به دو طرف یاخته حرکت میکنند و بین آنها دوک تقسیم تشکیل میشود. در این مرحله پوشش هسته شروع به تخریب میکند.
در پروفاز فشرده شدن کروموزومها مقدم بر دور شدن سانتریولهاست.
پروتئینهای لازم برای تشکیل رشتههای دوک تقسیم در مرحله G2 اینترفاز ساخته میشود؛ اما خود رشتههای دوک در مرحله پروفاز میتوز یا میوز ساخته میشود.
پرومتافاز
در این مرحله، پوشش هسته و شبکه آندوپلاسمی تجزیه میشوند تا رشتههای دوک بتوانند به فامتنها برسند. درهمین حال سانترومر فامتنها به رشتههای دوک متصل میشوند.
شروع تخریب پوشش هسته در پروفاز و پایان تخریب آن در پرومتافاز است.
متافاز
فامتنها بیشترین فشردگی را پیدا میکنند و در وسط (سطح استوایی) یاخته ردیف میشوند.
کاریوتیپ در مرحله متافاز تهیه میشود چون فامتنها بیشترین فشردگی را دارند.
اگر بخواهیم ترتیبی برای ویژگیهای بالا پیدا کنیم طبق متن کتاب اول فامتنها بیشترین فشردگی را پیدا میکنند و بعد در سطح استوایی سلول ردیف میشوند.
بررسی کنید
آیا میتوان گفت در متافاز کروموزومها در استوای هسته ردیف میشوند؟
پاسخ
چون پوشش هسته در پروفاز و پرومتافاز تخریب شده است، کروموزومها در استوای سلول ردیف میشوند نه در استوای هسته.
آنافاز
در این مرحله، با تجزیه پروتئین اتصالی در ناحیه سانترومر، فامینکها از هم جدا میشوند. فاصله گرفتن فامینکها با کوتاه شدن رشتههای دوک متصل به فامتن انجام میشود. فامتنها که اکنون تکفامینکیاند، به دو سوی یاخته (قطب) کشیده میشوند.
در مرحله آنافاز فامتنها در حداکثر فشردگی باقی میمانند(آنها در پروفاز به حداکثر فشردگی رسیدهاند).
در آنافاز تعداد کروماتیدها ثابت میماند و تعداد کروموزومها دوبرابر میشود(درواقع مقدار DNA ثابت میماند، چون مقدار DNA در مرحله S دوبرابر میشود).
در این مرحله تعداد سانترومرها نیز دو برابر میشود.
دقت کنید جدا شدن فامینکها با تجزیه پروتئين اتصالی در ناحیه سانترومر رخ میدهد نه کوتاه شدن رشتههای دوک. درواقع کوتاه شدن رشتههای دوک باعث کشیده شدن کروموزومها به قطبین سلول میشود.
در این مرحله سلول حالت کشیده پیدا میکند.
تلوفاز
رشتههای دوک تخریب شده و فامتنها شروع به باز شدن میکنند تا به صورت فامینه درآیند. پوشش هسته و شبکه آندوپلاسمی نیز مجدداً تشکیل میشود. در پایان تلوفاز، یاخته، دو هسته مشابه دارد.

انواع رشتههای دوک تقسیم
۱-رشتههای دوکی که به سانترومر متصل میشوند.
۲-رشتههای دوکی که تا وسط سلول میآیند اما به سانترومر متصل نمیشوند.
۳-رشتههای دوکی که اطراف خود سانتریولها قرار دارند.
تقسیم سیتوپلاسم
پس از رشتمان، اجزای یاخته بین دو سیتوپلاسم تقسیم میشوند. با تقسیم سیتوپلاسم دو یاختۀ جدید تشکیل میشود.
بعد میتوز، الزاما تقسیم سیتوپلاسم انجام نمیشود. درواقع یکی از راههای ایجاد سلولهای چند هستهای تقسیم هسته، بدون تقسیم سیتوپلاسم است.
تقسیم در سلولهای جانوری

در یاختههای جانوری تقسیم سیتوپلاسم با ایجاد فرورفتگی در یاخته شروع میشود. این فرورفتگی حاصل انقباض حلقهای از جنس اکتین و میوزین است که مانند کمربندی در سیتوپلاسم قرار میگیرد و به غشا متصل است. با تنگ شدن این حلقه انقباضی در نهایت دو یاخته از هم جدا میشوند.
هر سلول دارای اکتین و میوزین سلول ماهیچهای نیست! در همه سلولها با توانایی تقسیم اکتین و میوزین دیده میشود.
نمیتوان گفت هر سلول دارای اکتین و میوزین توانایی تقسیم دارد، مثلا ماهیچههای اسکلتی اینگونه نیستند.
کمربند انقباضی اکتین و میوزین به لایه درونی غشا متصل است.
دقت کنید برای تقسیم سیتوپلاسم یک کمربند انقباضی تشکیل میشوند، نه چند کمربند.
تقسیم سیتوپلاسم میتواند برابر یا نابرابر باشد. زمانی که تقسیم سیتوپلاسم نابرابر باشد کمربند انقباضی در وسط سلول تشکیل نمیشود.
تقسیم در سلولهای گیاهی
در یاختههای گیاهی، حلقه انقباضی تشکیل نمیشود.
در این یاختهها نخست ساختاری به نام صفحه یاختهای در محل تشکیل دیواره جدید، ایجاد میشود. این صفحه با تجمع ریزکیسههای دستگاه گلژی و بههم پیوستن آنها تشکیل میشود. این ریزکیسهها، دارای پیشسازهای تیغه میانی و دیواره یاختهاند.
با اتصال این صفحه به دیواره یاخته مادری دو یاخته جدید از هم جدا میشوند. ساختارهایی مانند لان و پلاسمودسم در هنگام تشکیل دیواره جدید، پایهگذاری میشوند(نه بعد از آن).

حرکت ریزکیسههای دستگاه گلژی توسط رشتههای دوک انجام میشود.
تقسیم سیتوپلاسم با تشکیل ریزکیسه بزرگ تکمیل نمیشود، بلکه با اتصال این صفحه به دیواره سلول مادری تقسیم کامل میشود.
تقسیم سیتوپلاسم در سلول جانوری در تلوفاز و در سلول گیاهی در مرحله آنافاز شروع میشود.
در طی تقسیم سیتوپلاسم سلول گیاهی همچنان رشتههای دوک دیده میشود.
بررسی کنید
در هر یاختهی در حال میتوز قطعا یک سر رشته دوک به سانتریول متصل میشود؟
پاسخ
سلولهای گیاهی تقسیم میتوز انجام میدهند، اما سازماندهی رشتههای دوک در آنها توسط سانتریولها انجام نمیشود. حالا بیایید سوال دیگری را بررسی کنیم:
در هر یاخته جانوری در حال میتوز، قطعا یک سر رشته دوک به سانتریول متصل میشود؟
در سطح کتاب درسی ما سه نوع رشته دوک داریم: رشتههایی که به وسط سلول نمیآیند. رشتههایی که به وسط سلول میآیند اما به سانترومر متصل نمیشوند و رشتههایی که تا وسط سلول میآیند و به سانترومر متصل میشوند.
همه این رشتهها به سانتریول متصل میشوند.
تقسیم سلولی فرایندی تنظیم شده است
بعضی یاختههای بدن جانداران، مانند یاختههای بنیادی مغز استخوان و یاختههای مریستمی گیاهان میتوانند دائما تقسیم شوند. همین یاختهها در شرایطی خاص، مثلا شرایط نامساعد محیطی یا افزایش بیش از حد تعداد یاختهها، تقسیم خود را کاهش میدهند و یا متوقف میکنند(وارد G0 میشوند).
برعکس، یاختههای عصبی به ندرت تقسیم میشوند(نه اینکه اصلا تقسیم نشوند). این یاختهها چگونه تشخیص میدهند در چه زمان یا به چه مقداری باید تقسیم شوند؟ چه عواملی تنظیمکننده سرعت و تعداد تقسیم یاختهاند؟ چگونه تعداد چرخههای یاخته تنظیم میشوند و چرا این تنظیم دربرخی یاختهها به هم میخورد؟
عوامل تنظیم کننده تقسیم سلول
یاختهها در پاسخ به بعضی عوامل محیطی و مواد شیمیایی سرعت تقسیم خود را تنظیم میکنند.
انواعی از پروتئینها وجود دارد که با فرایندهایی منجر به تقسیم یاختهای میشوند. پروتئینهای دیگری نیز وجود دارند که در شرایط خاصی، مانع از تقسیم یاختهها میشوند.
این پروتئینها در سرعت تقسیم یاخته مانند پدال گاز و ترمز عمل میکنند؛ یا در گیاهان در محل آسیبدیده، نوعی عامل رشد تولید میشوند تا با تقسیم سریع، توده یاخته ایجاد کنند. این توده یاخته مانع نفوذ میکروبها میشود؛ یا نوعی عامل رشد، در پوست انسان زیرمحل زخم تولید میشود که با افزایش سرعت تقسیم یاختهها، سرعت بهبود زخم را افزایش میدهد.
مثال دیگر این مواد، اریتروپویتین است. این ماده بر کدام بخش بدن اثر میگذارد و نتیجه آن چیست؟
در چرخه یاختهای، چندنقطه وارسی وجود دارد. نقاط وارسی، نقاطی از چرخه یاختهاند که به آن اطمینان میدهند که مرحله قبل کامل شده است و عوامل لازم برای مرحله بعد آمادهاند.
نقطه وارسی G۱
نقطه وارسی «G۱» یاخته را از سلامت «دِنا» مطمئن میکند. اگر «دِنا» آسیب دیده باشد و اصلاح نشود، فرایندهای مرگ یاختهای بهراه میافتد.
نقطه وارسی G۲
اگر پروتئینهای دوک تقسیم یا عوامل لازم برای رشتمان فراهم نباشد، نقطه وارسی «G۲» اجازه عبور یاخته از این مرحله را نمیدهد.
نقطه وارسی متافازی
نقطه وارسی متافازی برای اطمینان از این موضوع است که فامتنها بهصورت دقیق به رشتههای دوک متصل و در وسط یاخته آرایش یافتهاند.

تقسیم بیرویه سلول
یاختهها با تقسیم، افزایش و با مرگ، کاهش مییابند. اگر تعادل بین تقسیم یاخته و مرگ یاختهها بههم بخورد، چه وضعی پیش میآید؟ نتیجه میتواند ایجاد یک تومور باشد.تومور، تودهای است که در اثر تقسیمات تنظیم نشده ایجاد میشود.
هر تقسیم زیادی منجر به ایجاد تومور نمیشود.
تومورها به دو نوع خوشخیم و بدخیم تقسیم میشوند.
تومور خوشخیم
نوع خوشخیم رشد کمی دارد و یاختههای آن در جای خود میمانند و منتشر نمیشوند. این نوع تومور معمولا آنقدر بزرگ نمیشود که به بافتهای مجاور خود آسیب بزند. البته در مواردی که تومور بیش از اندازه بزرگ شود، میتواند در انجام اعمال طبیعی اندام اختلال ایجاد کند.
لیپوما یکی از انواع تومورهای خوشخیم است که در افراد بالغ متداول است. در این تومور، یاختههای چربی تکثیر شده و توده یاخته ایجاد میکند.
لیپوما در زیر پوست تشکیل میشود.
سلولهای تومور خوش خیم سرطانی نمیشوند، اما ممکن است آلوده به ویروس شده و مورد حمله لنفوسیتهای T قرار بگیرد.
تومور بدخیم(سرطان)
تومور بدخیم یا سرطان به بافتهای مجاور حمله میکند؛ یاختههایی از این تومورها میتوانند جدا شوند و همراه با جریان خون، یا به ویژه لنف به نواحی دیگر بدن بروند، در آنجا مستقر شوند و رشد کنند(علت اصلی سرطان، بعضی تغییرات در مادۀ ژنتیکی یاخته است که باعث میشود چرخه یاخته از کنترل خارج شود).

مراحل پیشرفت تومور بدخیم

مرحله یک: یاخته سرطانی شروع به تهاجم به یاختههای بافت میکند.
در مرحله یک مخاط و زیرمخاط لوله گوارش درگیر میشود.

مرحله دو: یاختههای سرطانی در بافتها گسترش مییابند، ولی هنوز به دستگاه لنفی مجاور راه پیدا نکردهاند.
در مرحله دوم لایه ماهیچهای لوله گوارش نیز درگیر میشود.

مرحله سه: یاختههای سرطانی به بخشهای لنفی مجاور محل تکثیر خود، دسترسی پیدا میکنند.
در این مرحله لایه بیرونی نیز درگیر میشود.

مرحله چهار: یاختههای سرطانی از راه لنف به بافتهای دورتر میروند و پس از استقرار موجب سرطانی شدن آنها میشوند.
در این مرحله در ساختار تومور حفرات خونی مشاهده میشود.
با توجه به تومور خوشخیم و بدخیم
الف. در کدامیک مدت زمان اینترفاز افزایش مییابد؟
پاسخ
در هر دو تومور مدت زمان اینترفاز کاهش مییابد.
ب. در کدامیک ممکن است انجام اعمال طبیعی دچار اختلال شود؟
پاسخ
در هر دو میتواند این اتفاق رخ دهد.
پ. در کدامیک چرخه سلولی دچار اختلال میشود؟
پاسخ
هر دو. تومور زمانی به وجود میآید تولید سلول از مقدار طبیعی بیشتر شود.
ت. در کدامیک در اطراف تومور جریان خون افزایش پیدا میکند؟
پاسخ
در اطراف هر دو مورد به دلیل افزایش سلولها جریان خون افزایش پیدا میکند.
تشخیص و درمان سرطان
روشهای متعددی برای تشخیص و درمان سرطانها وجود دارد و گاهی ترکیبی از این روشها مورد استفاده قرار میگیرد. روشهای رایج درمان سرطان شامل جراحی، شیمیدرمانی و پرتودرمانی است.
بافتبرداری روشی است که در آن، تمام یا بخشی از بافت سرطانی یا مشکوک به سرطان برداشته میشود. آزمایش خون به این شناسایی کمک میکند.
در پرتودرمانی، یاختههایی که به سرعت تقسیم میشوند، بهطور مستقیم تحتتاثیر پرتوهای قوی قرار میگیرند.
شیمی درمانی با استفاده از داروها باعث سرکوب تقسیم یاختهها در همه بدن میشود.
این روشهای درمانی میتوانند به یاختههای مغز استخوان، پیاز مو و پوشش دستگاه گوارش نیز آسیب برسانند. مرگ این یاختهها از عوارض جانبی شیمیدرمانی است که باعث ریزش مو، تهوع و خستگی میشود. حتی بعضی افراد که تحتتاثیر تابشهای شدید یا شیمیدرمانی قوی قرار میگیرند مجبور به پیوند مغز استخوان میشوند تا بتوانند یاختههای خونی مورد نیاز را بسازند.
وراثت و محیط، هر دو در ایجاد سرطان موثر هستند
پروتئینها، تنظیمکننده چرخه یاخته و مرگ آن هستند. پروتئینها محصول عملکرد ژنها هستند. بنابراین، مشخص است که در ایجاد سرطان، ژنها نقش دارند. ژنهای زیادی شناخته شدهاند که در بروز سرطان موثرند. علت شیوع بیشتر بعضی سرطانها در بعضی جوامع، همین مسئله است.
عوامل محیطی هم در بروز سرطان موثرند. پرتوهای فرابنفش، بعضی آلایندههای محیطی و دود خودروها به ساختار «دِنا» آسیب میزنند. سایر پرتوها و مواد شیمیایی سرطانزا، موادغذایی دودی شده مثل گوشت و ماهی دودی، بعضی ویروسها، قرصهای ضدبارداری، نوشیدنیهای الکلی و دخانیات از عوامل مهم سرطانزاییاند.
مرگ برنامهریزی شده
مرگ یاختهها میتواند تصادفی باشد؛ مثلًا در بریدگی، یاختهها آسیب میبینند و از بین میروند. به این حالت، بافت مردگی گفته میشود. ولی مرگ برنامهریزی شده یاختهای شامل یک سری فرایندهای دقیقا برنامهریزی شده است که در بعضی یاختهها و در شرایط خاص ایجاد میشود. این فرایند با رسیدن علایمی به یاخته شروع میشود. به دنبال این رخداد، در چند ثانیه پروتئینهای تخریبکننده در یاخته شروع به تجزیه اجزای یاخته و مرگ آن میکنند.
حذف یاختههای پیر یا آسیبدیده، مانند آنچه در آفتابسوختگی اتفاق میافتد، مثالی از مرگ برنامهریزی شده یاختهای است؛ چون پرتوهای خورشید دارای اشعه فرابنفشاند آفتابسوختگی میتواند سبب آسیب به «دِنا» یاختهها و بروز سرطان شود. مرگ برنامهریزی شده یاختهای، با از بین بردن یاختههای آسیبدیده، آنها را حذف میکند. مثال دیگر، حذف یاختههای اضافی از بخشهای عملکردی مانند پردههای بین انگشتان پا در پرندگان است.
آپوپتوز در کتاب درسی:
سلولهای سالمی که آپوپتوز میشوند: پیر – پیوندی – سلولهای اضافی که در روند تکوین حذف میشود.
سلولهای ناسالمی که آپوپتوز میشوند: سلول آلوده به ویروس – سلول سرطانی – سلول آسیب دیده
