دسته: دهم

  • هم ایستایی و کلیه ها – گفتار اول تنظیم اسمزی و دفع مواد زائد

    هم ایستایی و کلیه ها – گفتار اول تنظیم اسمزی و دفع مواد زائد

    هم‌ایستایی

    اگر در یک روز گرم تابستانی ورزش کنید، عرق می‌کنید و احتمالًا متوجه خواهید شد که از مقدار ادرار شما کاسته خواهد شد. می‌دانید چرا؟ چون بدن شما در نتیجۀ عرق کردن، آب از دست می‌دهد و بنابراین مقدار ادرار را کاهش می‌دهد تا آب از دست رفته را جبران کند.

    کمبود آب، اکسیژن و مواد مغذی یا انباشته شدن مواد دفعی یاخته‌ها مثل کربن دی‌اکسید و مواد دفعی نیتروژن دار از جمله مواردی‌اند که ادامۀ حیات را تهدید می‌کنند. حفظ وضعیت درونی بدن در محدوده‌ای ثابت(هم‌ایستایی)، برای تداوم حیات، ضرورت دارد.

    اگر وضعیت درونی بدن از تعادل خارج شود، بعضی مواد، بیش از حدِ لازم یا کمتر از حدِ لازم به یاخته‌ها می‌رسند. بسیاری از بیماری‌ها درنتیجۀ برهم خوردن هم‌ایستایی پدید می‌آیند.

    کلیه‌ها در هم‌ایستایی نقش اساسی دارند. حفظ تعادل آب، اسید ــ باز، یون‌ها و نیز دفع مواد سمی و مواد زائد نیتروژن‌دار، از جمله وظایف کلیه‌اند.

    حفظ هم‌ایستایی بدن فقط برعهده کلیه نیست، اما کلیه‌ها نقش اساسی در آن دارند.

    مواد دفعی بدن ما از طریق ساختارهایی مثل کلیه، شش، پوست و لوله‌ی گوارش دفع می‌شود.

    کلیه‌ها

    ساختار بیرونی کلیه و حفاظت از آن

    کلیه‌ها، اندام‌هایی لوبیایی شکل‌اند و به تعداد دو عدد در طرفین ستون مهره‌ها و پشت محوطۀ شکمی قرار دارند. اندازۀ کلیه در فرد بالغ، تقریباً به اندازۀ مشت بستۀ اوست. به علت موقعیت قرارگیری و شکل کبد، کلیۀ راست قدری پایین‌تر از کلیه چپ واقع است.

    در سطح جلویی کلیه راست بخشی از کبد و کولون بالارو و در سطح جلویی کلیه چپ بخشی از لوزالمعده و کولون پایین‌رو قرار دارد.

    هر دو کلیه در سطح زیرین دیافراگم قرار دارند.

    شکل قرارگیری کبد باعث می‌شود:
    ۱-کلیه چپ بالاتر از کلیه راست باشد.
    ۲-نیمه راست دیافراگم بالاتر از نیمه چپ آن باشد.
    ۳-نیمه راست کولون افقی پایین‌تر از نیمه چپ آن باشد.

    سطح پایین هر دو کلیه توسط دنده‌ها محافظت نمی‌شود.

    دنده‌هایی که از کلیه محافظت می‌کنند به استخوان جناغ اتصال ندارد، اما به ستون مهره مفصل شده‌اند.

    در ناحیه کمر استخوان‌های مهره از بالا به پایین بزرگ می‌شوند.

    کلیه راست از دیافراگم دورتر است.

    دنده‌ها ازبخشی از کلیه محافظت می‌کنند. علاوه بر این، پرده‌ای از جنس بافت پیوندی به نام کپسول کلیه، هر کلیه را در بر گرفته است.

    شش‌ها را نیز پرده‌ای دو لایه از جنس بافت پیوندی در بر گرفته است.

    سرخرگ کلیه قبل از آن منشعب می‌شود. انشعابات سیاهرگی بعد از کلیه به هم می‌پیوندند و سیاهرگ کلیه را می‌سازند.

    ترتیب از بالا به پایین: سرخرگ، سیاهرگ، میزنای.

    سیاهرگ کلیه جلوتر از سرخرگ کلیه است.

    میزنای از پشت سیاهرگ کلیه عبور می‌کند.

    چربی اطراف کلیه، علاوه بر اینکه کلیه را از ضربه محافظت می‌کند در حفظ موقعیت کلیه نقش مهمی دارد. تحلیل بیش از حد این چربی در افرادی که برنامه کاهش وزن سریع و شدید به کار می‌گیرند ممکن است سبب افتادگی کلیه و تاخوردگی میزنای شود. در این‌صورت، فرد با خطر بسته شدن میزنای و عدم تخلیه مناسب ادرار از کلیه روبه‌رو می‌شود که در نهایت به نارسایی کلیه خواهد انجامید.

    ساختار درونی کلیه

    در برش طولی کلیه، سه بخش مشخص دیده می‌شود که از بیرون به درون عبارت‌اند از بخش قشری، بخش مرکزی و لگنچه.

    در بخش مرکزی، تعدادی ساختار هرمی شکل دیده می‌شود که هرم‌های کلیه نام دارند. قاعده هرم‌ها به سمت بخش قشری و راس آن‌ها به سمت لگنچه است. هر هرم و ناحیه قشری مربوط به آن را، یک لَپ کلیه می‌نامند.

    لگنچه، ساختاری شبیه به قیف دارد. ادرار تولید شده، به آن وارد و به میزنای هدایت می‌شود تا کلیه را ترک کند.


    بخش قشری:

    ۱-خارجی‌ترین بخش هر کلیه است.

    ۲-بخش کمی از حجم هر کلیه را در بر می‌گیرد.

    ۳-این بخش از خارج با کپسول کلیه در تماس است.

    ۴-در بخش قشری انشعاباتی از سرخرگ و سیاهرگ کلیه مشاهده می‌شود.


    بخش مرکزی:

    ۱-قطورترین بخش هر کلیه است.

    ۲-راس هر هرم به یک مجرا ختم می‌شود که از طریق آن ادرار تولید شده توسط نفرون‌ها به لگنچه منتقل می‌شود.

    ۳-در هر لپ کلیه در دو سمت هر هرم، انشعاباتی از بخش قشری وجود دارد.

    ۴-هر هرم در محل اتصال به لگنچه رنگ روشن‌تری دارد.


    لگنچه:

    ۱-داخلی‌ترین بخش هر کلیه در برش طولی‌ست.

    ۲-ساختاری شبیه به قیف دارد.

    ۳-در این بخش کلیه تغییری در ترکیب شیمیایی مایع وارد شده به آن صورت نمی‌گیرد.

    کوچکترین هرم کلیه بالاتر از سرخرگ کلیه قرار دارد.

    انشعاباتی از سرخرگ کلیه می‌تواند در پشت لگنچه حضور پیدا کند.

    تشریح کلیه گوسفند

    بخش قشری کلیه از بخش مرکزی تیره‌تر است.

    در ناف کلیه چربی وجود دارد.

    نفرون(گردیزه)

    هر کلیه از حدود یک میلیون گُردیزه تشکیل شده است که فرایند تشکیل ادرار در آن‌ها انجام می‌شود. ابتدای گُردیزه شبیه قیف است و کپسول بومن نام دارد.

    بخش قیف شکل کلیه: لگنچه و بومن.

    ادامه گُردیزه، لوله‌ای شکل است و در قسمت‌هایی از طول خود، پیچ‌خوردگی‌هایی دارد و براین اساس، به قسمت‌های مختلفی نام‌گذاری می‌شود. این قسمت‌ها به ترتیب عبارت‌اند از لوله پیچ خورده نزدیک، قوس هنله که U شکل است و لوله پیچ خورده دور که گُردیزه را به مجرای جمع‌کننده متصل می‌کند.

    هر گردیزه ۴ بخش دارد: کپسول بومن، لوله پیچ‌خورده نزدیک، قوس هنله و لوله پیچ‌خورده دور.

    میزان پیچ‌خوردگی در لوله پیچ‌خورده نزدیک بیشتر لوله پیچ‌خورده دور است.

    قول هنله در تمام طول خود ضخامت یکسانی ندارد.

    قطورترین بخش نفرون کپسول بومن و نازک‌ترین بخش نفرون قوس هنله است.

    قوس هنله تنها از بخش قطور خود به لوله‌های پیچ‌خورده متصل است.

    قطورترین بخش هنله در بخش پایین‌رو است.

    قسمت قطور هنله در بخش بالارو بلندتر است.

    در هنله بالارو میزان بخش قطور و در هنله پایین رو میزان بخش نازک بیشتر است.

    مجرای جمع کننده جز نفرون نیست.

    بررسی کنید

    الف. چه بخش‌هایی از نفرون فاقد پیچ‌خوردگی‌ست؟ آیا مجرای جمع کننده هم جزئی از آن است؟

    پاسخ

    کپسول بومن و قوس هنله. مجرای جمع کننده لوله پیچ‌خورده نیست اما جزئی از نفرون محسوب نمی‌شود.


    ب. کدام بخش نفرون به مجرای جمع کننده متصل است؟

    پاسخ

    لوله پیچ‌خورده دور

    گردش خون در کلیه

    منشا ادرار از خون است و بنابراین بین گُردیزه و رگ‌های خونی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. با توجه به اینکه تبادل مواد از طریق مویرگ‌ها رخ می‌دهد در اینجا نیز شبکه‌های مویرگی را می‌بینیم.

    دو شبکه مویرگی در ارتباط با گُردیزه مشاهده می‌شود:

    ۱-کلافک(گلومرول) که درون کپسول بومن قرار دارد.
    ۲-دورِ لوله‌ای که اطراف قسمت‌های دیگر گُردیزه را فراگرفته است.

    مویرگ‌های کلیه منفذدار هستند. پس ما هم کلافک و هم دور لوله‌ای را منفذدار در نظر می‌گیریم.

    به هر کلیه، یک سرخرگ وارد می‌شود. انشعابات این سرخرگ از فواصل بین هرم‌ها عبور می‌کند و در بخش قشری به سرخرگ‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شود. انشعاب انتهایی این سرخرگ‌ها، سرخرگ آوران نامیده می‌شود. سرخرگ آوران در کپسول بومن، شبکه مویرگی کلافک را می‌سازد. خون از طریق سرخرگ آوران به کلافک وارد می‌شود و از طریق سرخرگ وابران آن را ترک می‌کند.

    سرخرگ وابران در اطراف لوله‌های پیچ‌خورده و قوس هنله، شبکه مویرگی دورِ لوله‌ای را می‌سازد. این مویرگ‌ها به یکدیگر می‌پیوندند و سیاهرگ‌های کوچکی به‌وجود می‌آورند که پس از عبور از فواصل بین هرم‌ها سرانجام سیاهرگ کلیه را می‌سازند. این سیاهرگ، خون را از کلیه بیرون می‌برد.

    مجرای جمع کننده هر چه به سمت پایین‌تر بیاید قطورتر می‌شود.

    رگ مجاور قسمت پایین رو قوس هنله سیاهرگ و رگ مجاور بخش بالارو سرخرگ است.

    لوله پیچ خورده دور و نزدیک خون اطراف خود(شبکه مویرگی دور لوله‌ای) را تیره نمی‌کند اما قوس هنله خون شبکه مویرگی اطراف خود را تیره می‌کند.

    آیا همیشه مویرگ‌های خونی بین یک سرخرگ و یک سیاهرگ قرار دارد؟

    به طور معمول مویرگ‌های خونی بین یک سرخرگ و یک سیاهرگ قرار دارد. معمولا خون ورودی به مویرگ روشن و خون خروجی از آن تیره است.

    اما برخی استثناها وجود دارد:

    ۱-در کبد مویرگ خونی بین سیاهرگ باب وسیاهرگ فوق کبدی وجود دارد، یعنی بین دو سیاهرگ.

    ۲-در مویرگ‌های خونی اطراف حبابک‌ها سرخرگ ورودی به مویرگ خون تیره و سیاهرگ خروجی خون روشن دارد.

    ۳-مویرگ‌های آبشش ماهی بین دو سرخرگ قرار دارند. سرخرگ ورودی خون تیره و سرخرگ خروجی دارای خون روشن است.

    ۴-(فصل هفت یازدهم)در بند ناف مویرگ خونی بین سرخرگ و سیاهرگ است، اما سرخرگ آن دارای خون تیره و سیاهرگ آن دارای خون روشن است.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • تنوع گردش مواد در جانداران – گفتار چهارم گردش مواد در بدن

    تنوع گردش مواد در جانداران – گفتار چهارم گردش مواد در بدن

    در تک یاخته‌ای‌ها تبادل گاز، تغذیه و دفع بین محیط و یاخته از سطح آن انجام می‌شود. در جانداران پرسلولی به دلیل زیاد بودن سلول‌ها همه آن‌ها با محیط بیرون ارتباط ندارند. در این جانداران لازم است دستگاه گردش موادی به وجود بیاید تا سلول‌ها نیازهای غذایی و دفع مواد زائد را با کمک آن برطرف کنند.

    سامانه گردش آب

    در اسفنج‌ها آب از محیط بیرون از طریق سوراخ‌های دیواره به حفره یا حفره‌هایی وارد و پس از آن از سوراخ یا سوراخ‌های بزرگتری خارج می‌شود.

    حفره‌های بزرگی که آب به آن‌ها وارد می‌شود حفره میانی نام دارد، نه حفره گوارشی.

    عامل حرکت آب سلول‌های یقه‌دار هستند که تاژک دارند.

    بررسی شکل اسفنج: اسفنج چه سلول‌هایی دارد؟

    یک: سلول سازنده منفذ که طویل‌ترین سلول است. در جایی که هسته این سلول وجود دارد قطر سلول بیشتر است.

    هر چه به سمت محل خروج آب حرکت می‌کنیم سلول‌های سازنده منفذ کوتاه‌تر می‌شوند.

    دو: آمیبی که در تماس با سلول‌های یقه‌دار هستند.

    سه: سلول‌های یقه‌دار که تاژک‌دار هستند.

    این سلول‌ها لزوما در دو طرف حفره میانی برابر نیستند.

    سلول‌های یقه‌دار ظاهری گرد دارند و هسته در وسط سلول قرار گرفته است.

    چهار: سلول‌های لایه خارجی که با سلول سازنده منفذ در تماس است اما با سلول یقه‌دار در تماس نیست.

    این سلول‌های لایه خارجی در نزدیک محل خروج آب دیده می‌شوند. درواقع در نزدیک محل خروج آب سلول یقه‌دار وجود ندارد.

    حفره گوارشی

    حفره گوارشی در هیدر پر از مایعات است و علاوه بر گوارش وظیفه گردش مواد را نیز بر عهده دارد.

    در کرم‌های پهن آزادزی مثل پلاناریا انشعابات حفره گوارشی به تمام نواحی بدن نفوذ می‌کنند به طوری که فاصله انتشار مواد تا سلول‌ها بسیار کوتاه است. در این جانوران حرکات بدن به جابه‌جایی مواد کمک می‌کند.

    این حفره هم برای گردش مواد و هم برای گوارش استفاده می‌شود.

    سامانه گردش باز

    در سامانه گردش باز، قلب مایعی به نام همولنف را به حفره‌های بدن پمپ می‌کند.

    در این سامانه رگ وجود دارد، اما سرخرگ و سیاهرگ نه. در این جانوران همولنف تیره و روشن معنی ندارد.

    در این نوع دستگاه گردش مواد قلب در سطح پشتی قرار دارد.

    در ملخ دریچه‌هایی که بین قلب و رگ وجود دارد به داخل رگ باز می‌شود.

    خروج همولنف در گردش باز از طریق رگ‌ها انجام می‌شود. ورود همولنف به قلب از طریق منافذ دریچه‌دار انجام می‌شود که هنگام انقباض بسته هستند.

    حرکت همولنف در حفره‌های بدن حشرات از سر به سمت انتهای بدن است.

    همولنف مستقیما وارد فضای بین سلولی می‌شود و سلول‌ها می‌توانند به طور مستقیم با آن تبادل داشته باشند.

    قلب لوله‌ ملخ برخلاف منافذ نایدیسی در سطح پشتی قرار دارد.

    سامانه گردش بسته

    ساده‌ترین سامانه گردش بسته در کرم خاکی وجود دارد.

    قلب خاکی منفذ ندارد، اما دو نوع دریچه دارد:

    ۱- یک نوع از آن مانع بازگشت خون از سرخرگ به قلب می‌شود که مشابه آن در انسان‌ها هم وجود دارد.

    ۲- در قلب کرم خاکی نوع دیگری دریچه وجود دارد که بین سیاهرگ و قلب قرار دارد. این نوع دریچه در ما انسان‌ها وجود ندارد.

    همه‌ی مهره‌داران سامانه گردش بسته دارند. گردش خون در مهره‌داران به صورت ساده و یا مضاعف است.

    گردش ساده

    در این سامانه خون ضمن یک بار عبور از بدن، یک بار از قلب عبور می‌کند.

    مزیت این سیستم انتقال یکباره خون اکسیژن‌دار به تمام مویرگ‌های اندام‌هاست.

    بررسی شکل ماهی

    حفره درون مخروط سرخرگی از بطن بزرگتر است.

    بین دهلیز و سینوس سیاهرگی دریچه وجود دارد. بین بطن و مخروط سرخرگی هم دریچه دیده می‌شود که این دریچه مانع بازگشت خون به بطن می‌شود.

    خونی که وارد دهلیز ماهی می‌شود از دریچه عبور می‌کند.

    بیشترین فشار در سرخرگ شکمی ماهی وجود دارد. سرخرگ شکمی حاوی خون تیره است.

    کمترین فشار خون در سیاهرگ شکمی‌ست. این سیاهرگ نیز حاوی خون تیره است.

    سرخرگ پشتی به سمت دم حرکت می‌کند. کوچکترین باله بدن ماهی هم در همین مسیر قرار دارد.

    مویرگ‌های آبشش ماهی بین دو سرخرگ قرار دارد.

    در ماهی‌ها باله‌های شکمی بیشتر از باله‌های پشتی هستند.

    جلویی‌ترین باله ماهی در سطح شکمی قرار دارد.

    حرکت خون در سطح پشتی ماهی از سر به انتها و در سطح شکمی از انتها به سر است.

    از فصل قبل می‌دانیم که در کمان آبششی، فاصله سرخرگ حاوی خون روشن تا رشته‌های آبششی بیشتر از فاصله سرخرگ حاوی خون تیره تا رشته‌های آبششی‌ست.

    گردش مضاعف

    سامانه گردش مضاعف از دوزیستان به بعد شکل گرفته است.

    در این سامانه خون ضمن یک بار گردش در بدن دو بار از قلب عبور می‌کند.

    قلب در این سامانه به صورت دو تلمبه عمل می‌کند: یک تلمبه با فشار کمتر برای تبادلات گازی و تلمبه دیگر با فشار بیشتر برای گردش عمومی. این هم در مورد قلب سه حفره‌ای و هم در مورد قلب چهار حفره‌ای صادق است.

    قلب سه حفره‌ای

    قلب سه حفره‌ای دو دهلیز و یک بطن‌ دارد.

    قلب سه حفره‌ای در دوزیستان وجود دارد.

    قلب سه حفره‌ای چطور عمل می‌کند؟

    ۱-در دوزیستان خون روشن از شش‌ها و پوست وارد دهلیز چپ می‌شود و همزمان خون تیره از تمام بدن وارد دهلیز راست می‌شود.

    ۲-حالا با انقباض دهلیزها خون تیره و روشن وارد یک بطن می‌شود و ما در این بطن مخلوطی از خون تیره و روشن داریم.

    ۳-با انقباض بطن بخشی از این خون مخلوط به شش‌ها و پوست (برای تبادل گازهای تنفسی) و بخشی دیگر به بقیه بدن (برای تبادل مواد با بافت‌ها) می‌رود.

    قلب چهار حفره‌ای

    جدایی کامل بطن‌ها حفظ فشار در سامانه گردش مضاعف را آسان می‌کند.

    قلب چهار حفره‌ای دو نوع است:

    ۱- در پرندگان، پستاندارن و برخی خزندگان (مثل کروکودیل) وجود دارد که دیواره بین دو بطن تشکیل شده است.

    ۲- در برخی خزندگان دیواره بین دو بطن تشکیل نشده است.

    در کتاب پرندگان، پستانداران و برخی خزندگان جانورانی با نیاز انرژی بالا توصیف شده‌اند.

    بررسی کنید

    الف. در چه جانورانی خون روشن تیره در قلب مخلوط می‌شود؟

    پاسخ

    خون تیره و روشن در دوزیستان(به دلیل وجود قلب سه حفره‌ای) و در برخی خزندگان(به دلیل کامل نشدن دیواره بین دو بطن) مخلوط می‌شود.


    ب. در کدام جانور مهره‌دار خون تیره از همه حفره‌های قلب عبور می‌کند؟

    پاسخ

    ماهی و نوزاد دوزیستان.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • خون – گفتار سوم گردش مواد در بدن

    خون – گفتار سوم گردش مواد در بدن

    بخش‌های مختلف خون

    خون نوعی بافت پیوندی است که به‌طور منظم و یک‌طرفه در رگ‌های خونی جریان دارد و دارای دو بخش است: خوناب که حالت مایع دارد و بخش یاخته‌ای که گویچه‌های قرمز، گویچه‌های سفید و گِرده‌ها (پلاکت‌ها) را شامل می‌شود.

    اگر مقداری از خون را گُریزانه (سانتریفوژ) کنیم، دو بخش خون از هم جدا می‌شود و می‌توان درصد هرکدام را مشخص کرد. معمولاً در فرد سالم و بالغ، ۵۵ درصد حجم خون را خوناب (پلاسما) و ۴۵ درصد را بخش یاخته‌ای تشکیل می‌دهند.

    از کارهای خون، انتقال مواد مغذی، اکسیژن، کربن‌دی‌اکسید، هورمون‌ها و مواد دیگر است. خون ارتباط شیمیایی بین یاخته‌های بدن را امکان‌پذیر می‌سازد و به تنظیم دمای بدن و یکسان کردن دما در نواحی مختلف بدن کمک می‌کند. همچنین در ایمنی و دفاع در برابر عوامل خارجی نقش اساسی دارد و در هنگام خون‌ریزی، به کمک عواملی از هدر رفتن خون جلوگیری می‌کند.

    بیش از ۹۰ درصدِ خوناب، آب است و بقیهٔ آن را موادی مانند پروتئین‌ها، مواد مغذی، یون‌ها و مواد دفعی تشکیل می‌دهند. پروتئین‌های خوناب نقش‌های گوناگونی دارند. آلبومین، فیبرینوژن و گلوبولین از پروتئین‌های خوناب‌اند.


    آلبومین

    در حفظ فشار اسمزی خون و انتقال بعضی داروها مثل پنی‌سیلین نقش دارد.


    فیبرینوژن

    در انعقاد خون و گلوبولین‌ها در ایمنی و مبارزه با عوامل بیماری‌زا اهمیت دارند.


    وجود یون‌های پتاسیم و سدیم در خوناب اهمیت زیادی دارد؛ چون در فعالیت یاخته‌های بدن نقش کلیدی دارند.

    بخش دوم خون شامل گویچه‌های قرمز، گویچه‌های سفید و گِرده‌ها هستند که دو گروه اول، یاخته‌های خونی و گِرده‌ها، قطعاتی از یاخته هستند. در یک فرد بالغ، تولید یاخته‌های خونی و گِرده‌ها در مغز قرمز استخوان انجام می‌شود.

    پلاکت جزئی از بخش یاخته‌ای‌ست اما یاخته نیست.

    بیش از نود پلاسما (نه خون) آب است.

    در مغز استخوان، یاخته‌های بنیادی وجود دارند که با تقسیمات خود، بخش سلولی خون را تولید می‌کنند. البتّه در دوران جنینی، یاخته‌های خونی و گِرده‌ها در اندام‌های دیگری مثل کبد و طحال نیز ساخته می‌شوند.

    یاخته‌های بنیادی مغز استخوان، یاخته‌هایی هستند که توانایی تقسیم و تولید چندین نوع یاخته را دارند. ابتدا این یاخته‌ها تقسیم می‌شوند و دو نوع یاخته را ایجاد می‌کنند: یاخته‌های بنیادی لنفوئیدی که در جهت تولید لنفوسیت‌ها عمل می‌کنند و یاخته‌های بنیادی میلوئیدی که منشأ بقیهٔ یاخته‌های خونی و گِرده‌ها هستند.

    از بین سلول‌ها با منشا میلوئیدی فقط گلبول قرمز نابالغ هسته خود را از دست می‌دهد.

    بزرگترین سلول خونی مونوسیت است. بین گلبول‌های سفید کوچکترین لنفوسیت است. پلاکت بخش‌های به جا مانده از هسته را دارند.

    لنفوسیت‌ها به جز مغز استخوان می‌توانند در جاهای دیگر مثل گره لنفی هم ساخته شوند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    گلبول‌های قرمز

    در انسان، بیش از ۹۹ درصدِ یاخته‌های خونی را گویچه‌های قرمز تشکیل می‌دهند که به خون ظاهری قرمز‌رنگ می‌دهند. این یاخته‌های کروی که از دو طرف حالت فرورفته دارند، در هنگام تشکیل در مغز استخوان، هستۀ خود را از دست می‌دهند و سیتوپلاسم آنها از هموگلوبین پر می‌شود.

    بیشتر بدانید: نحوه تشکیل گلبول قرمز

    فرایند تولید گلبول قرمز را اریتروپویزیس (Erythropoiesis) می‌نامند. این فرایند در مغز استخوان قرمز (در بزرگسالی در استخوان‌های پهن مانند جناغ، دنده‌ها و لگن خاصره) اتفاق می‌افتد و حدود ۷ روز طول می‌کشد.

    در ادامه، مراحل تبدیل یک سلول بنیادی به یک گلبول قرمز بالغ را گام به گام بررسی می‌کنیم:

    مرحله ۱: سلول بنیادی خون‌ساز (هموسیتوبلاست)

    همه چیز از یک سلول بنیادی پرتوان (هموسیتوبلاست) در مغز استخوان شروع می‌شود. این سلول توانایی تبدیل به هر نوع سلول خونی را دارد.

    مرحله ۲: سلول progenitor میلوئیدی

    سلول بنیادی تحت تأثیر عوامل رشد، مسیر خود را به سمت رده میلوئیدی انتخاب می‌کند. این سلول دیگر توانایی تبدیل به لنفوسیت را ندارد و مسیر ساخت گلبول قرمز، پلاکت و برخی گلبولهای سفید را در پیش می‌گیرد.

    مرحله ۳: پرواریتروبلاست (Proerythroblast)

    اولین سلولی که به طور اختصاصی در مسیر گلبول قرمز قرار می‌گیرد، پرواریتروبلاست نام دارد.

    • ویژگیها: سلولی بزرگ با هسته بزرگ و روشن.
    • هنوز هموگلوبین ندارد.

    مرحله ۴: اریتروبلاست (Erythroblast) یا نورموبلاست

    این مرحله خود به چند زیرمرحله تقسیم می‌شود، اما در سطح کتاب درسی، آن را به عنوان سلولی با هسته متراکم‌تر و سیتوپلاسمی که کم کم رنگ هموگلوبین (اسیدوفیل یا صورتی) به خود می‌گیرد، می‌شناسیم. در این مرحله، سلول در حال تولید هموگلوبین است.

    مرحله ۵: رتیکولوسیت (Reticulocyte)

    در این مرحله، سلول هسته خود را از دست می‌دهد (خارج می‌کند). اما هنوز بقایای اندامک‌هایی مانند ریبوزوم و شبکه آندوپلاسمی را در سیتوپلاسم خود دارد که با رنگ‌آمیزی ویژه به صورت شبکه‌ای (رتیکولار) دیده می‌شود.

    • رتیکولوسیت از مغز استخوان وارد جریان خون محیطی می‌شود.
    • درصد رتیکولوسیت‌های خون (به طور طبیعی حدود ۰.۵ تا ۱.۵ درصد) نشان‌دهنده فعالیت خون‌ساز مغز استخوان است.

    مرحله ۶: گلبول قرمز بالغ (Erythrocyte)

    پس از حدود ۱ تا ۲ روز گردش در خون، رتیکولوسیت بقایای اندامک‌های خود را کاملاً از دست می‌دهد و به یک گلبول قرمز بالغ تبدیل می‌شود.

    • ویژگی‌ها: فاقد هسته و فاقد اندامک، به شکل یک دیسک مقعرالطرفین (تعدی شکل)، سرشار از هموگلوبین. این سلول حدود ۱۲۰ روز عمر می‌کند.

    نسبت حجم گویچه‌های قرمز خون به حجم خون که به‌صورت درصد بیان می‌شود، خون‌بهر (هماتوکریت) گفته می‌شود.

    نقش اصلی گویچه‌های قرمز، انتقال گازهای تنفسی است. متوسط عمر گویچه‌های قرمز ۱۲۰ روز است. تقریباً یک درصد از گویچه‌های قرمز، روزانه تخریب می‌شود و باید جایگزین شود.

    تخریب یاخته‌های خونی قرمز آسیب‌دیده و مُرده در طحال و کبد انجام می‌شود. آهن آزادشده در این فرایند یا در کبد ذخیره می‌شود و یا همراه خون به مغز استخوان می‌رود و در ساخت دوبارۀ گویچه‌های قرمز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    برای ساخته شدن گویچه‌های قرمز در مغز استخوان، علاوه بر وجود آهن، ویتامین B12 و فولیک‌اسید نیز لازم است. فولیک‌اسید، نوعی ویتامین از خانواده B است که برای تقسیم طبیعی یاخته‌ای لازم است. کمبود آن باعث می‌شود یاخته‌ها به‌ویژه در مغز استخوان، تکثیر نشوند و تعداد گویچه‌های قرمز کاهش یابد. سبزیجات با برگ سبز تیره، حبوبات، گوشت قرمز و جگر از منابع آهن و فولیک‌اسید هستند. کارکرد صحیح فولیک‌اسید به وجود ویتامین B12 وابسته است. این ویتامین در غذاهای جانوری به فراوانی وجود دارد.

    گلبول قرمز در انسان و بیشتر پستانداران هسته خود را از دست می‌دهد.

    گلبول قرمز ابتدا هسته خود را از دست می‌دهد و سپس به حالت فرورفته درمی‌آید.

    گلبول قرمز از آنجا که میتوکندری ندارد کلا دی ان ای ندارد (نوکلئیک اسید دارد، حواستان باشد).

    در خون گلبول قرمز نابالغ وجود ندارد. درواقع اگر در مورد گلبول قرمز در خون سوال شد باید بدانیم که این سلول هسته و در نتیجه ژن ندارد.

    بررسی کنید

    الف. می‌توان گفت سیاهرگ خروجی از طحال همانند سیاهرگ‌های خروجی از روده باریک غنی از آهن است؟

    پاسخ

    بله. زیرا در طحال تجزیه گلبول‌های قرمز خون رخ می‌دهد و با تجزیه گلبول‌های قرمز آهن آزاد می‌شود، همچنین در روده باریک نیز آهن جذب شده و در سیاهرگ‌های خروجی می‌توان آهن جذب شده را دید.


    ب. چرا تعداد همه اعضای بخش سلولی خون به فولیک‌اسید وابسته است؟

    پاسخ

    تعداد همه‌ی اعضای بخش سلولی خون به فولیک اسید وابسته است، زیرا وجود فولیک اسید برای تقسیم طبیعی سلول لازم است. دقت کنید وجود B12 باعث عملکرد صحیح فولیک اسید می‌شود.


    پ. می‌توان گفت ۹۹ درصد خون را گلبول‌های قرمز تشکیل می‌دهند؟

    پاسخ

    خیر. نود و نه درصد یاخته‌های خونی را گلبول قرمز تشکیل می‌دهد، نه نود و نه درصد خون را.


    ت. آیا تخریب گلبول‌های قرمز آسیب‌دیده در اندام‌های لنفی انجام می‌شود؟

    پاسخ

    خیر، زیرا کبد و کلیه اندام‌های لنفی نیستند.

    تنظیم تولید گویچه‌های قرمز

    اگرچه تولید گویچه‌های قرمز به وجود آهن، فولیک‌اسید و ویتامین B12 وابسته است، در بدن ما تنظیم میزان گویچه‌های قرمز به ترشح هورمونی به نام اریتروپویتین بستگی دارد.

    این هورمون توسط گروه ویژه‌ای از یاخته‌های کلیه و کبد به درون خون ترشح می‌شود و روی مغز استخوان اثر می‌کند تا سرعت تولید گویچه‌های قرمز را زیاد کند. این هورمون به‌طور طبیعی به مقدار کم ترشح می‌شود تا کاهش معمولی تعداد گویچه‌های قرمز را جبران کند. اما هنگام کاهش مقدار اکسیژن خون، این هورمون افزایش می‌یابد؛ این حالت در کم‌خونی، بیماری‌های تنفسی و قلبی، ورزش‌های طولانی یا قرار گرفتن در ارتفاعات ممکن است رخ دهد.

    در شرایط حساس ترشح اریتروپویتین افزایش می‌یابد نه اینکه آغاز شود.

    اریتروپویتین از طریق چه نوعی رگی وارد خون می‌شود یا از آن خارج می‌شود؟

    اریتروپویتین از طریق چه نوعی رگی وارد خون می‌شود یا از آن خارج می‌شود؟

    اگر هورمون اریتروپویتین از مویرگ منفذدار وارد خون شد: در کلیه ساخته شده.

    اگر هورمون اریتروپویتین از مویرگ ناپیوسته وارد خون شد: در کبد ساخته شده است.

    اریتروپویتین فقط از مویرگ ناپیوسته از خون خارج می‌شود. چون اندام هدف آن مغز استخوان است.

    چند نوع گلبول قرمز می‌تواند در خون دیده شود؟ (ترکیب با دوازدهم)

    چند نوع گلبول قرمز می‌تواند در خون دیده می‌شود؟

    ۱-گلبول قرمز سالم
    ۲-گلبول قرمز مرده (که از طریق خون به کبد و طحال می‌رود تا تجزیه شود).
    ۳-گلبول قرمز داسی شکل

    دقت کنید گلبول قرمز هسته دار در خون مشاهده نمی‌شود.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    گلبول‌های سفید

    یاخته‌های خونی، که ضمن گردش در خون، در بافت‌های مختلف بدن نیز پراکنده می‌شوند، گویچه‌های سفید هستند. نقش اصلی آنها، دفاع از بدن در برابر عوامل خارجی است. این یاخته‌ها هسته دارند.

    سلول‌های خونی می‌توانند از رگ عبور کنند؟ (ترکیب با یازدهم)

    گلبول قرمز در زمان تشکیل از رگ عبور می‌کند و وارد خون می‌شود. پس اینگونه نیست که به هیچ وجه از رگ عبور نکند، اما به طور کلی فقط گلبول‌های سفید توانایی دیاپتز دارند.

    نقش اصلی (نه تنها نقش) گلبول‌های سفید دفاع از بدن از در برابر عوامل خارجی‌ست.

    لنفوسیت بالاترین نسبت هسته به حجم سلول را دارد.

    پلاکت‌ها

    گِرده‌ها قطعات یاخته‌ای بی‌رنگ و بدون هسته‌ای هستند که درون خود دانه‌های زیادی دارند و از گویچه‌های خون کوچک‌ترند. گِرده‌ها در مغز استخوان، زمانی تولید می‌شوند که یاخته‌های بزرگی به نام مگاکاریوسیت قطعه‌قطعه و وارد جریان خون می‌شوند. درون هر یک از این قطعات، دانه‌های کوچک پر از ترکیبات فعال وجود دارند.

    گِرده‌ها به چند طریق از هدر رفتن خون جلوگیری می‌کنند:

    • در خونریزی‌های محدود که دیوارۀ رگ‌ها آسیب جزئی می‌بیند، در محل آسیب، گِرده‌ها دور هم جمع می‌شوند، به هم می‌چسبند و ایجاد درپوش می‌کنند. این درپوش جلوی خروج خون از رگِ آسیب‌دیده را می‌گیرد.
    • در خونریزی‌های شدیدتر،گِرده‌ها در تولید لختۀ خون نقش اصلی دارند. آنها با آزاد کردن مواد و با کمک پروتئین‌های خوناب مثل فیبرینوژن، لخته را ایجاد می‌کنند. تشکیل لخته در محل زخم، جلوی خونریزی را می‌گیرد. وجود ویتامین K و یون Ca در انجام روند انعقاد خون و تشکیل لخته لازم است.

    پلاکت‌ها همانند بعضی گلبول‌ها سفید دانه‌دار هستند.

    لخته از فیبرین، گلبول‌های آسیب دیده و پلاکت تشکیل شده است.

    ترکیبات داخل دانه‌های پلاکت فعال هستند.

    در زمان خون‌ریزی شدید نیاز بدن به ویتامین K افزایش می‌یابد.

    فیبرین پلاکت‌ها و گلبول‌های قرمز را در برمی‌گیرد و لخته ایجاد می‌کند.

    کبد با ساختن پروتئین در تشکیل لخته موثر است.

    بررسی کنید

    الف. آیا پروترومبین قبل از خون‌ریزی‌های شدید در خون وجود دارد؟

    پاسخ

    بله. پروترومبین همیشه در خون وجود دارد.


    ب. درست است بگوییم قبل از خون‌ریزی‌های شدید ترومبین و پروترومبیناز در خون وجود ندارد؟

    پاسخ

    خیر. ترومبین و پروترومبیناز فقط در جریان خون‌ریزی‌های شدید در خون دیده می‌شوند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • رگ ها – گفتار دوم گردش مواد در بدن

    رگ ها – گفتار دوم گردش مواد در بدن

    ساختار و بافت شناسی رگ ها

    در دستگاه گردش خون، سه نوع رگ در شبکه‌ای مرتبط‌به‌هم وجود دارد. این شبکه، که از قلب شروع می‌شود و پس از عبور از بافت‌ها به قلب بازمی‌گردد، از سرخرگ‌ها، مویرگ‌ها و سیاهرگ‌ها تشکیل شده است.

    در دستگاه گردش خون سه نوع رگ داریم. در انسان و در دستگاه گردش مواد پنج نوع رگ داریم.

    ساختار هر یک از این رگ‌ها متناسب با کاری است که انجام می‌دهد. دیوارۀ همۀ سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها از سه لایۀ اصلی تشکیل شده است.


    لایۀ داخلی

    بافت پوششی سنگ‌فرشی است که در زیر آن، غشای پایه قرار گرفته است.


    لایۀ میانی

    ماهیچه‌ای صاف است که همراه این لایه رشته‌های کشسان (الاستیک) زیادی وجود دارد.


    آخرین لایه

    بافت پیوندی است که لایۀ خارجی سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها را می‌سازد.


    اگرچه ساختار پایه‌ای سرخرگ‌ها با سیاهرگ‌ها شباهت دارد، ضخامت لایۀ ماهیچه‌ای و پیوندی در سرخرگ‌ها بیشتر است تا بتوانند فشار زیاد واردشده از سوی قلب را تحمل و هدایت کنند.

    به همین دلیل سرخرگ‌ها در برش عرضی، بیشتر گرد دیده می‌شوند، در حالی که سیاهرگ‌های هم‌اندازۀ آنها، دیوارۀ نازک‌تری دارند و حفرۀ داخل آنها بزرگ‌تر است. درعین‌حال، بسیاری از سیاهرگ‌ها دریچه‌هایی دارند که جهت حرکت خون را یک‌طرفه می‌کنند.

    هم در سیاهرگ و هم در سرخرگ لایه میانی رشته‌های کشسان و الاستیک زیادی دارد. اگر بخواهیم این دو رگ را مقایسه کنیم، این رشته‌ها در سرخرگ از سیاهرگ بیشتر هستند.

    مویرگ‌ها فقط یک لایۀ بافت پوششی همراه با غشای پایه دارند. این ساختار با وظیفۀ آنها که تبادل مواد بین خون و مایع میان‌بافتی است، هماهنگی دارد. در دیوارۀ مویرگ‌ها لایۀ ماهیچه‌ای نیست؛ ولی در ابتدای بعضی از آنها حلقه‌ای ماهیچه‌ای هست که میزان جریان خون در آنها را تنظیم می‌کند و به آن بندارۀ مویرگی گویند.

    در ابتدای مویرگ‌ها یک بنداره (نه دریچه) وجود دارد که جریان خون درون آن‌ها را تنظیم می‌کند.

    این بنداره از حلقه‌ای ماهیچه‌ای تشکیل شده (درواقع از یک حلقه تشکیل شده).

    اگرچه تنظیم اصلی جریان خون در مویرگ‌ها بر اساس نیاز بافت به اکسیژن و مواد مغذی، با تنگ و گشاد شدن سرخرگ‌های کوچک انجام می‌شود که قبل از مویرگ‌ها قرار دارند.

    اگر در مورد رگی سوال شد که دریچه در طول آن دیده می‌شود دو کاندید وجود دارد: سیاهرگ و رگ لنفی.

    خون خارج شده از شش لزوما به دهلیز چپ نمی‌رود. درواقع خون خارج شده از شش هم می‌تواند روشن و هم می‌تواند تیره باشد.

    گیرنده‌هایی که در رگ‌ها وجود دارند: در سرخرگ‌ها گیرنده درد و در برخی سیاهرگ‌های بزرگ گیرنده‌های دمایی وجود دارد.

    سرخرگ ها

    همانطور که می‌دانید، سرخرگ‌ها خون را از قلب خارج می‌کنند و به بافت‌های بدن می‌رسانند. علاوه بر این، باعث حفظ پیوستگی جریان خون و هدایت آن در این رگ‌ها می‌شوند.

    دیوارۀ سرخرگ قدرت کشسانی زیادی دارد. وقتی بطن منقبض می‌شود، ناگهان مقدار زیادی خون از آن به درون سرخرگ پمپ می‌شود. سرخرگ‌ها در این حالت گشاد می‌شوند تا خونِ رانده‌شده از بطن را در خود جای دهند.

    در هنگام استراحت بطن، یعنی وقتی که دیگر خونی از قلب خارج نمی‌شود، دیوارۀ کشسان سرخرگ‌ها به حالت اولیه بازمی‌گردد و خون را با فشار به جلو می‌راند. این فشار باعث هدایت خون در رگ‌ها و پیوستگی جریان خون در هنگام استراحت قلب می‌شود. تغییر حجم سرخرگ، به‌دنبال هر انقباض بطن، به‌صورت موجی در طول سرخرگ‌ها پیش می‌رود و به‌صورت نبض احساس می‌شود.

    در سرخرگ‌های کوچک‌تر، میزان رشته‌های کشسان کمتر و میزان ماهیچه‌های صاف بیشتر است. این ساختار باعث می‌شود با ورود خون، قطر این رگ‌ها تغییر زیادی نکند و در برابر جریان خون مقاومت کنند.

    میزان این مقاومت در زمان انقباض ماهیچۀ صاف دیواره بیشتر و در هنگام استراحت کمتر می‌شود. کم و زیاد شدن این مقاومت، میزان ورود خون به مویرگ‌ها را تنظیم می‌کند.

    تنظیم جریان خون در همه مویرگ‌ها توسط سرخرگ‌های کوچک انجام نمی‌شود. دقت کنید که برخی مویرگ‌ها بین دو سیاهرگ ایجاد می‌شود.

    در سرخرگ‌های کوچک‌تر نبض حس نمی‌شود.

    در سرخرگ‌های کوچک در برابر جریان خون همیشه مقاومتی وجود دارد. دقت کنید که این مقاومت می‌تواند با توجه به شرایط کم و زیاد شود.

    فشار خون

    بیشتر سرخرگ‌های بدن در قسمت‌های عمقی هر اندام قرار گرفته‌اند، در حالی که سیاهرگ‌ها بیشتر در سطح قرار دارند. به نظر شما مزیت آن چیست؟

    فشار خون، نیرویی است که از سوی خون بر دیوارۀ رگ وارد می‌شود. اگر سرخرگی در بدن بریده شود، خون با سرعت زیاد از آن بیرون خواهد ریخت و بسیار خطرناک است. این خون‌ریزی، ناشی از فشار خون زیاد درون سرخرگ است. چنین فشاری برای کار طبیعی دستگاه گردش خون لازم است.

    فشار خون را با دو عدد (مثلاً ۱۲۰ روی ۸۰) بیان می‌کنند. این دو عدد به‌ترتیب، معرف فشار بیشینه و فشار کمینه برحسب میلی‌متر جیوه هستند. فشار بیشینه، فشاری است که خون در نتیجه انقباض بطن بر دیوارۀ سرخرگ وارد می‌کند. فشار کمینه، فشاری است که خون در هنگام استراحت قلب بر دیوارۀ سرخرگ وارد می‌کند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    مویرگ ها

    سرخرگ‌های کوچک به مویرگ‌هایی منتهی می‌شوند که کوچک‌ترین رگ‌های بدن هستند. تبادل مواد بین خون و یاخته‌های بدن، در این رگ‌ها انجام می‌شود.

    دیوارۀ نازک و جریان خون کُند، امکان تبادل مناسب مواد را در مویرگ‌ها فراهم می‌کند. درعین‌حال، مویرگ‌ها شبکۀ وسیعی را در بافت‌ها ایجاد می‌کنند به‌طوری که فاصلۀ بیشتر یاخته‌های بدن تا مویرگ‌ها حدود ۰٫۰۲ میلی‌متر (۲۰ میکرومتر) است. این فاصلۀ کم، مبادلۀ سریع مولکول‌ها را از طریق انتشار آسان‌تر می‌کند.

    دیوارۀ مویرگ‌ها فقط از یک لایۀ یاخته‌های پوششی سنگ‌فرشی ساخته شده است و ماهیچۀ صاف ندارد. سطح بیرونی مویرگ‌ها را غشای پایه احاطه می‌کند و نوعی صافی برای محدود کردن عبور مولکول‌های بسیار درشت به وجود می‌آورد. مویرگ‌های بدن در سه گروه قرار می‌گیرند:

    • مویرگ‌های پیوسته: یاخته‌های بافت پوششی با هم‌دیگر ارتباط تنگاتنگی دارند. چنین مویرگ‌هایی به‌عنوان مثال در دستگاه عصبی مرکزی یافت می‌شوند که ورود و خروج مواد در آنها به‌شدت تنظیم می‌گردد.
    • مویرگ‌های منفذدار: منافذ فراوانی در غشای یاخته‌های پوششی دارند. غشای پایه در این مویرگ‌ها ضخیم است که عبور مولکول‌های درشت مانند پروتئین‌ها را محدود می‌کند. این مویرگ‌ها به‌عنوان مثال در کلیه یافت می‌شوند.
    • مویرگ‌های ناپیوسته: یاخته‌های پوششی به‌هم متصل‌اند؛ اگرچه بین آنها فاصله‌هایی به‌صورت حفره‌هایی در دیوارۀ مویرگ دیده می‌شود. چنین مویرگ‌هایی به‌عنوان مثال در جگر یافت می‌شوند.
    بیشتر بدانید: مویرگ‌های کبد و کلیه

    ۱. بررسی مویرگ‌های کبد: مویرگ‌های کبد از نوع ناپیوسته یا سینوزوئیدی هستند .

    • نام تخصصی: به این مویرگ‌های ویژه در کبد، سینوزوئیدهای کبدی (Hepatic Sinusoids) گفته می‌شود .
    • علت این ساختار: کبد به عنوان مرکز متابولیک بدن، وظایف متعددی از جمله دریافت مواد مغذی از دستگاه گوارش، ذخیره‌سازی ویتامین‌ها، سم‌زدایی و تولید پروتئین‌های پلاسما را بر عهده دارد . برای انجام این وظایف، سلول‌های کبدی (هپاتوسیت‌ها) نیاز به تماس مستقیم و گسترده با خون دارند.
    • نتیجه ساختار: ساختار ناپیوسته سینوزوئیدها با شکاف‌های بزرگ بین سلول‌های اندوتلیال و فقدان غشای پایه پیوسته، به مولکول‌های بزرگ مانند پروتئین‌ها و حتی ذرات، اجازه می‌دهد تا به راحتی بین خون و سلول‌های کبدی تبادل شوند. این ویژگی برای عملکردهایی مانند جذب چربی‌ها و ترشح آلبومین توسط کبد حیاتی است .

    ۲. بررسی مویرگ‌های کلیه: پاسخ دقیق‌تر

    این جمله که “همه مویرگ‌های کلیه از نوع منفذدار است” نادرست است. کلیه دارای دو بستر مویرگی کاملاً مجزا با ساختار و عملکرد متفاوت است .

    • مویرگ‌های گلومرولی (Glomerular Capillaries): این مویرگ‌ها که در ابتدای نفرون قرار دارند، از نوع منفذدار (فنسترد) هستند . همانطور که اشاره کردید، این مویرگ‌ها دارای منافذ ریز در دیواره خود هستند که امکان فیلتراسیون (تصفیه) خون و تشکیل ادرار اولیه را فراهم می‌کند. گلومرول در واقع یک “شبکه مویرگی” است که داخل کپسول بومن قرار گرفته و وظیفه اصلی آن صاف کردن خون است .
    • مویرگ‌های پری‌تیوبولار (Peritubular Capillaries): این مویرگ‌ها پس از گلومرول و در اطراف لوله‌های کلیوی قرار دارند. وظیفه آن‌ها بازجذب مواد مفید (مانند آب، گلوکز و یون‌ها) از ادرار در حال تشکیل و بازگرداندن آن‌ها به جریان خون است. ساختار این مویرگ‌ها عمدتاً از نوع پیوسته (کانتینیوس) است تا فرآیند بازجذب به صورت کنترل‌شده و انتخابی انجام شود.

    چند نکته

    غشای پایه مویرگ‌های ناپیوسته به صورت ناقص است.

    توجه کنید غشای پایه در همه‌ی انواع مویرگ‌ها به عنوان نوعی صافی مولکولی عمل می‌کند. این عبارت حتی در مورد مویرگ ناپیوسته هم صادق است.

    اگر در مورد نوعی مویرگ در انسان صحبت کردند ما دو کاندید داریم: خونی و لنفی.

    در چند جا ما در بین سلول‌های بافت پوششی حفره و یا فاصله می‌بینیم:
    ۱-مویرگ ناپیوسته
    ۲-بین سلول‌های پوششی حبابک

    بعضی مواقع شبکه مویرگی می‌تواند بین دو سیاهرگ ایجاد شود، مثل مویرگ‌هایی که بین سیاهرگ باب کبدی و فوق کبدی ایجاد می‌شود.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    تبادل مواد در مویرگ ها

    تبادل مواد بین خون و بافت‌ها در مویرگ‌ها انجام می‌شود. مولکول‌های مواد ممکن است از غشای یاخته‌های پوششی مویرگ و یا از فاصله‌های بین این یاخته‌ها عبور کنند.

    در ابتدای سرخرگی مویرگ، فشار خون نسبت به فشار اسمزی بیشتر است و باعث خروج مواد از مویرگ می‌شود. در اینجا بخشی از خوناب به جز مولکول‌های درشت از مویرگ خارج و به بافت وارد می‌شود. در نتیجهٔ خروج خوناب، فشار خون کاهش می‌یابد؛ به‌طوری که در بخش سیاهرگی مویرگ، فشار اسمزی از فشار خون بیشتر است، در نتیجه آب همراه با مولکول‌های متفاوت از جمله مواد دفعیِ یاخته‌ها، وارد مویرگ می‌شوند.

    نکته: سلول‌هایی مثل گلبول‌های سفید مواد دفعی را مستقیما وارد خون می‌کنند.

    کمبود پروتئین‌های خون و افزایش فشار خون درون سیاهرگ‌ها می‌تواند سرعت بازگشت مایعات از بافت به خون را کاهش دهد. در نتیجه، بخش‌هایی از بدن متورم می‌شوند که به این حالت «خیز» یا «اِدم» (edema) می‌گویند. مصرف زیاد نمک و مصرف کمِ مایعات نیز می‌تواند به خیز منجر شود.

    چرا فشار اسمزی در طول مویرگ ثابت می‌ماند؟

    سوال: چرا فشار اسمزی در طول رگ ثابت می‌ماند؟

    این موضوع فراتر از کتاب است. زمانی که پلاسما از رگ خارج می‌شود پروتئین‌های بزرگ مانند آلبومین در رگ می‌مانند. این موضوع باعث می‌شود که فشار اسمزی در حد کمی بالا برود که قابل چشم‌پوشی‌ست.

    زیاد پاپیچ این مسئله نشوید. این مسئله یک فرمول دارد و تمام نتیجه‌های بالا از آن فرمول گرفته شده است. با حل کردن آن فرمول قضیه حل می‌شود که فعلا جایش در این صفحه نیست. البته من هم آن فرمول را بلد نیستم.

    ادم چگونه ایجاد می‌شود؟

    ۱-افزایش فشار تراوشی
    ۲-دوم کاهش فشار اسمزی
    ۳-اختلال در سیستم لنفاوی
    ۴-مصرف کم مایعات

    فشار تراوشی در مویرگ چطور افزایش می‌یابد؟

    چه چیزهایی فشار تراوشی را افزایش می‌دهد؟
    هر چیزی که فشار خون را به طور کلی یا در یک قسمت از بدن افزایش بدهد.

    مثلا مصرف زیاد نمک و افزایش بیش از حد هورمون‌هایی که فشار خون کل بدن را افزایش می‌دهد می‌تواند باعث ادم شود.
    اما مثلا از کار افتادن دریچه‌های لانه کبوتری می‌تواند تجمع خون را در قسمتی از بدن بالا ببرد و باعث خروج بیشتر پلاسما شود. سکته دهلیز چپ می‌تواند منجر به افزایش فشار خون در سیاهرگ ششی شده و احتمال ادم در شش را افزایش بدهد.

    فشار اسمزی در مویرگ چطور کاهش می‌یابد؟

    چه چیزهایی فشار اسمزی را کم می‌کند؟

    فشار اسمزی به پروتئین‌های پلاسما وابسته است. هر چیزی که باعث تجزیه پروتئین‌های پلاسما شود فشار اسمزی را در مویرگ‌ها کم می‌کند.

    مثلا:

    ۱-در دیابت‌های شیرین به دلیل تجزیه پروتئین‌ها احتمال وقوع ادم بالا می‌رود.
    ۲-افزایش بیش از حد کورتیزول باعث تجزیه بیش از حد پروتئین‌ها می‌شود و باز هم احتمال وقوع ادم بالا می‌رود.
    ۳-اختلال در کبد یا کم کار آن باعث کاهش تولید پروتئین شده و این موضوع هم می‌تواند به ادم منجر شود.

    چند نکته

    در ادم همانند تومورها بدن ممکن است ورم کند.

    یک سرخرگ کوچک می‌تواند چندین مویرگ ایجاد کند.

    سیاهرگ ها

    سیاهرگ‌ها با داشتن فضای داخلی وسیع و دیواره‌ای با مقاومت کمتر، می‌توانند بیشتر حجم خون را در خود جای دهند. باقی‌ماندۀ فشار سرخرگی باعث ادامهٔ جریان خون در سیاهرگ‌ها می‌شود؛ اما به علت کاهش شدید فشار خون و جهت حرکت خون در سیاهرگ‌ها که در بیشتر آنها به سمت بالا است، لازم است عواملی به جریان خون در سیاهرگ‌ها کمک کند.

    تلمبه ماهیچه اسکلتی

    حرکت خون در سیاهرگ‌ها، به‌ویژه در اندام‌های پایین‌تر از قلب، به مقدار زیادی به انقباض ماهیچه‌های اسکلتی وابسته است. انقباض ماهیچه‌های دست و پا، شکم و میان‌بند، به سیاهرگ‌های مجاور خود فشاری وارد می‌کنند که باعث حرکت خون در سیاهرگ به سمت قلب می‌شود (شکل ۱۴).

    دریچه‌های لانه‌کبوتری

    دریچه‌های لانه‌کبوتری در سیاهرگ‌های دست و پا، جریان خون را یک‌طرفه و به سمت بالا هدایت می‌کنند. در هنگام انقباض هر ماهیچه در سیاهرگ مجاور آن، دریچه‌های بالایی باز و دریچه‌های پایین بسته می‌شوند (شکل ۱۴).

    جنس دریچه لانه کبوتری: سنگ فرشی تک لایه.

    فشار مکشی قفسۀ سینه

    هنگام دم به‌وجود می‌آید، که قفسۀ سینه باز می‌شود. در این حالت فشار از روی سیاهرگ‌های نزدیک قلب برداشته می‌شود و درون آنها فشار مکشی ایجاد می‌شود که خون را به سمت بالا می‌کشد.

    فشار مکشی قفسه سینه روی سیاهرگ کرونر تاثیر ندارد.

    بررسی کنید

    الف. آیا هر دریچه‌ای که جریان خون را یک طرفه می‌کند توسط سیاهرگ‌ها ساخته می‌شود؟

    پاسخ

    دقت کنید در ابتدای سرخرگ‌ها دریچه وجود دارد و کار این دریچه هم یک طرفه کردن جریان خون است، اما این دریچه‌ها توسط بافت پوششی قلب ایجاد می‌شود و جز ساختار قلب محسوب می‌شود.


    ب. آیا بنداره‌های مویرگی در یک طرفه کردن جریان خون نقش دارند؟

    پاسخ

    خیر. بنداره‌های مویرگی در تنظیم جریان خون ورودی نقش دارند نه یک طرفه کردن جریان خون.


    پ. انواع ماهیچه‌هایی که در حرکت خون در سیاهرگ‌های بدن نقش دارد را نام ببرید.

    پاسخ

    باقی‌مانده فشار سرخرگی باعث ادامه جریان خون در سیاهرگ‌ها می‌شود؛ اما به علت کاهش شدید فشار خون و جهت حرکت خون در سیاهرگ‌ها که در بیشتر آنها به سمت بالا است، لازم است عواملی به جریان خون در سیاهرگ‌ها کمک کند.

    پس هم ماهیچه قلب و هم ماهیچه‌های اسکلتی باعث ادامه جریان خون در سیاهرگ‌ها می‌شود.


    ت. آیا انقباض دیافراگم و یا ماهیچه شکمی می‌تواند سبب افزایش جریان خون در سیاهرگ‌ها شود؟

    پاسخ

    بله. حرکت خون در سیاهرگ‌ها، به‌ویژه در اندام‌های پایین‌تر از قلب، به مقدار زیادی به انقباض ماهیچه‌های اسکلتی وابسته است. انقباض ماهیچه‌های دست و پا، شکم و میان‌بند، به سیاهرگ‌های مجاور خود فشاری وارد می‌کنند که باعث حرکت خون در سیاهرگ به سمت قلب می‌شود.


    ث. آیا انقباض دیافراگم و یا ماهیچه شکمی می‌تواند روی باز و بسته شدن دریچه‌های لانه کبوتری موثر باشد؟

    پاسخ

    خیر. دریچه‌های لانه کبوتری در دست و پا قرار دارند.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    دستگاه لنفی

    دستگاه لنفی شامل لنف، رگ‌های لنفی، مجاری لنفی، گره‌های لنفی و اندام‌های لنفی است. کار اصلی آن، تصفیه و بازگرداندن آب و مواد دیگری است که از مویرگ‌ها به فضای میان‌بافتی نشت می‌کنند و به مویرگ‌ها بازنمی‌گردند. نشت این مواد در جریان ورزش و بعضی بیماری‌ها، افزایش قابل‌توجهی پیدا می‌کند. لنف مایعی است تشکیل‌شده از مواد متفاوت و گویچه‌های سفید است.

    بیشتر بدانید: لنف از چه چیزی تشکیل شده است؟

    لنف در واقع پلاسمای خون تصفیه‌شده است که از دیواره مویرگ‌های خونی به فضاهای بین سلولی (مایع میان‌بافتی) نشت کرده و سپس توسط مویرگ‌های لنفاوی جذب می‌شود . ترکیب آن به طور پویا و دائماً در حال تغییر است.

    ۱. بخش مایع (پایه)

    • آب: حدود ۹۵٪ حجم لنف را آب تشکیل می‌دهد .
    • الکترولیت‌ها: یون‌هایی مانند سدیم، کلر، پتاسیم و بی‌کربنات با غلظتی مشابه پلاسمای خون در لنف وجود دارند.
    • مواد زائد: اوره، کراتینین و سایر مواد دفعی متابولیسم سلولی نیز از طریق لنف حمل می‌شوند.

    ۲. پروتئین‌ها (تفاوت کلیدی با مایع میان‌بافتی)

    یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های لنف، وجود پروتئین‌های پلاسمایی است. هر چه مجرای لنفاوی به سمت مجاری اصلی (مثل مجرای سینه‌ای) پیش می‌رود، غلظت پروتئین آن افزایش می‌یابد. این پروتئین‌ها شامل :

    • آلبومین: فراوان‌ترین پروتئین لنف که نقش اصلی را در حفظ فشار اسمزی دارد.
    • گلوبولین‌ها (ایمونوگلوبولین‌ها): آنتی‌بادی‌هایی که توسط سلول‌های پلاسما ترشح شده و وارد لنف می‌شوند.
    • فیبرینوژن و فاکتورهای انعقادی: به مقدار کم در لنف وجود دارند و به همین دلیل لنف در بیرون از بدن می‌تواند لخته شود (هرچند بسیار کندتر از خون) .

    ۳. سلول‌ها (عنصر زنده لنف)

    لنف برخلاف ادرار یا مایع میان‌بافتی معمولی، حاوی سلول‌های زنده است. مهم‌ترین آن‌ها :

    • لنفوسیت‌ها: این سلول‌ها فراوان‌ترین سلول‌های لنف هستند. جالب است بدانید که لنف خروجی از غدد لنفاوی (لنف وابران) نسبت به لنف ورودی (لنف آوران) بسیار غنی‌تر از لنفوسیت‌هاست، زیرا در داخل گره لنفاوی، لنفوسیت‌های جدید به آن اضافه می‌شوند .
    • ماکروفاژها و سلول‌های عرضه‌کننده آنتی‌ژن (دندریتیک): این سلول‌ها ذرات خارجی و میکروب‌ها را بلعیده و برای شناسایی به گره‌های لنفاوی می‌برند .
    • سایر لکوسیت‌ها: در شرایط التهاب یا عفونت، ممکن است نوتروفیل‌ها و سایر گلبول‌های سفید نیز وارد لنف شوند.

    ۴. چربی‌ها و ویتامین‌های محلول در چربی (تمایز لنف روده)

    لنفی که از پرزهای روده کوچک (عروق شیری یا لاکتئال‌ها) جمع‌آوری می‌شود، ظاهری کاملاً متفاوت دارد و به آن کایل (Chyle) می‌گویند . ویژگی‌های آن:

    • ظاهر شیری: به دلیل وجود قطرات ریز چربی (کیلومیکرون) که پس از هضم وعده‌های غذایی چرب جذب می‌شوند .
    • تری‌گلیسیرید بالا: غلظت چربی در این نوع لنف بسیار زیاد است.

    ۵. ذرات خارجی و عوامل بیگانه

    لنف مانند یک سیستم زهکشی، هر چیزی را که در مایع میان‌بافتی وجود داشته باشد با خود حمل می‌کند :

    ذرات خارجی: مانند گرد و غبار یا کربنی که توسط ماکروفاژها بلعیده شده و به لنف منتقل می‌شوند.

    میکروب‌ها و ویروس‌ها: باکتری‌هایی که وارد بافت می‌شوند، وارد لنف شده و به غدد لنفاوی منتقل می‌شوند تا منهدم گردند.

    سلول‌های سرطانی: یکی از راه‌های اصلی متاستاز (گسترش سرطان) از طریق عروق لنفاوی است.

    کار دیگر دستگاه لنفی، انتقال چربی‌های جذب‌شده از دیوارۀ رودۀ باریک به خون و همچنین از بین بردن میکروب‌های بیماری‌زا و یاخته‌های سرطانی است.

    لنف بعد از عبور از مویرگ‌ها و رگ‌های لنفی، از طریق دو رگ بزرگ لنفی به نام مجرای لنفی، به سیاهرگ‌های زیرترقوه‌ای چپ و راست می‌ریزد. بنابراین، لنف پس از تصفیه شدن به دستگاه گردش خون بازمی‌گردد.

    بیشتر بدانید: مجرای لنفی راست و چپ

    به زبان ساده، تمام لنف بدن در نهایت از طریق این دو لوله به سیاهرگ‌های نزدیک قلب تزریق می‌شود. در ادامه، هر یک را به طور جداگانه بررسی می‌کنیم.


    ۱. مجرای لنفی چپ (مجرای سینه‌ای – Thoracic Duct)

    این مجرا مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مجرای لنفی بدن است.

    • محل شروع: از ابتدای شکم، در مقابل مهره‌های کمری، از یک بخش متسع به نام سیسترن شایلی (Cisterna Chyli) شروع می‌شود. سیسترن شایلی محل جمع شدن لنف از اندام‌های تحتانی، لگن و شکم است.
    • مسیر حرکت: از شکم شروع شده، از میان دیافراگم عبور می‌کند و درون قفسه سینه، در امتداد ستون مهره‌ها به سمت بالا می‌رود.
    • محل تخلیه: در نهایت، در ناحیه گردن، به محل اتصال سیاهرگ زیرترقوه‌ای چپ و سیاهرگ وداجی داخلی چپ (زواید وریدی چپ) می‌ریزد.
    • حوزه زهکشی: این مجرا، لنف قسمت‌های زیر را جمع‌آوری کرده و به خون بازمی‌گرداند:
      • تمام اندام‌های تحتانی (پاها)
      • ناحیه لگن و شکم
      • اندام فوقانی چپ (دست چپ)
      • نیمه چپ سر و گردن
      • نیمه چپ قفسه سینه

    نتیجه: مجرای سینه‌ای، لنف حدود سه‌چهارم بدن (به استثنای ربع فوقانی راست) را تخلیه می‌کند.


    ۲. مجرای لنفی راست (Right Lymphatic Duct)

    این مجرا بسیار کوتاه‌تر از مجرای سینه‌ای است و در ناحیه گردن قرار دارد.

    • طول و اندازه: طول آن معمولاً حدود ۱ تا ۱.۵ سانتی‌متر است.
    • محل تخلیه: این مجرا به محل اتصال سیاهرگ زیرترقوه‌ای راست و سیاهرگ وداجی داخلی راست (زواید وریدی راست) می‌ریزد.
    • حوزه زهکشی: وظیفه این مجرا جمع‌آوری لنف از قسمت محدودی از بدن است:
      • اندام فوقانی راست (دست راست)
      • نیمه راست سر و گردن
      • نیمه راست قفسه سینه (شامل ریه راست و دیواره قفسه سینه)

    نتیجه: مجرای لنفی راست، لنف ربع فوقانی راست بدن را تخلیه می‌کند.

    لوزه‌ها، تیموس، طحال، آپاندیس و مغز استخوان، اندام‌های لنفی نامیده می‌شوند.

    بیشتر بدانید: لوزه و انواع آن

    مطالب زیر برای دانستن بیشتر است و برای امتحان مهم نیستند.

    لوزه‌ها را می‌توان به عنوان نگهبانان ورودی دستگاه گوارش و تنفس معرفی کرد. این ساختارهای لنفاوی، اولین خط دفاعی بدن در برابر عوامل بیماری‌زایی هستند که از راه دهان یا بینی وارد می‌شوند.

    لوزه‌ها کجا قرار دارند؟ (حلقه والدیر)

    لوزه‌ها به صورت یک حلقه حفاظتی در اطراف ورودی حلق قرار گرفته‌اند که به آن حلقه والدیر می‌گویند. این حلقه از چهار گروه اصلی لوزه تشکیل شده است:

    • لوزه‌های کامی در دو طرف عقب دهان، بین دو قوس کام قرار دارند. این همان چیزی است که معمولاً مردم به آن “لوزه” می‌گویند. سطح این لوزه‌ها دارای فرورفتگی‌های عمیقی به نام کریپت است که سطح تماس را افزایش می‌دهد.
    • لوزه حلقی یا آدنوئید در سقف حلق، پشت بینی واقع شده است. این لوزه در کودکان بزرگتر است و معمولاً پس از بلوغ تحلیل رفته و کوچک می‌شود.
    • لوزه زبانی در پشت زبان (قاعده زبان) قرار دارد. سطح آن دارای برجستگی‌های ریز و کریپت‌های ساده‌تری نسبت به لوزه کامی است.
    • لوزه لوله‌ای به صورت توده‌های کوچک لنفاوی در اطراف دهانه شیپور استاش (لوله‌ای که حلق را به گوش میانی وصل می‌کند) پراکنده شده‌اند.

    وظیفه لوزه‌ها چیست؟

    لوزه‌ها کارخانه‌های تولید سلول‌های ایمنی هستند و نقش کلیدی در دفاع از بدن دارند.

    سطح لوزه‌ها دارای سلول‌های ویژه‌ای به نام سلول‌های M است. این سلول‌ها مثل دیده‌بان عمل کرده و میکروب‌ها را دستگیر می‌کنند. سپس آن‌ها را به لنفوسیت‌ها (گلبول‌های سفید) که درون لوزه منتظر هستند معرفی می‌نمایند تا علیه آن میکروب مبارزه کنند.

    لوزه‌ها سرشار از سلول‌های لنفوسیت B هستند که در مراکز زایای لوزه تکثیر شده و به سلول‌های پلاسما تبدیل می‌شوند. این سلول‌ها آنتی‌بادی به خصوص نوع IgA ترشح می‌کنند تا عوامل بیماری‌زا را در همان ورودی خنثی سازند.

    لوزه‌ها بین سنین ۴ تا ۱۰ سالگی بیشترین فعالیت ایمنی را دارند و پس از بلوغ به تدریج کوچک می‌شوند.

    چه زمانی لوزه‌ها مشکل‌ساز می‌شوند؟

    همان نگهبانان گاهی خود به منبع مشکل تبدیل می‌شوند.

    در التهاب لوزه، زمانی که میکروب‌ها درون کریپت‌های لوزه مستقر شوند، باعث تورم، قرمزی، درد و گاه چرک کردن لوزه‌ها می‌شوند. عامل باکتریایی شایع آن استرپتوکوک گروه A است.

    در بزرگی لوزه، اگر لوزه‌ها خیلی بزرگ شوند، می‌توانند راه تنفس را در کودکان ببندند و باعث خر و پف، تنفس دهانی و حتی وقفه تنفسی در خواب شوند.

    سنگ لوزه زمانی رخ می‌دهد که مواد چرکی و باکتری درون کریپت‌ها خشک و سفت شده و توده‌های سفید بدبویی را تشکیل می‌دهند.

    در موارد عفونت‌های مکرر یا انسداد راه تنفسی، پزشکان ممکن است تصمیم به جراحی (لوزه‌کشی) بگیرند. جالب است بدانید که برداشتن لوزه‌ها نقص ایمنی قابل توجهی در فرد ایجاد نمی‌کند، زیرا سایر بخش‌های سیستم ایمنی این وظیفه را بر عهده می‌گیرند.

    بیشتر بدانید: رگ لنفی و گره لنفی

    ۱. رگ‌های لنفی (عروق لنفاوی)

    رگ‌های لنفی شبکه‌ای از کانال‌های نازک هستند که مایع لنف را از بافت‌ها جمع‌آوری کرده و به سمت قلب هدایت می‌کنند. این رگ‌ها مانند شاخه‌های یک درخت، از باریک به پهن تبدیل می‌شوند.

    انواع رگ‌های لنفی از نظر ساختار:

    • مویرگ‌های لنفی: اولین و کوچک‌ترین رگ‌ها هستند که در تمام بافت‌های بدن (به جز بافت‌های بدون رگ مثل غضروف، قرنیه و اپیدرم پوست) پراکنده‌اند. این مویرگ‌ها برخلاف مویرگ‌های خونی، سر بسته هستند و دیواره‌شان از سلول‌های هم‌پوشان تشکیل شده که مانند یک دریچه یک‌طرفه عمل می‌کند .
    • عروق لنفی جمع‌کننده: از به هم پیوستن مویرگ‌ها ایجاد می‌شوند و به سمت گره‌های لنفی می‌روند. دیواره آن‌ها کمی ضخیم‌تر بوده و دریچه دارد تا از بازگشت لنف جلوگیری کند.
    • تنه‌های لنفی: عروق بزرگ‌تری هستند که لنف را از نواحی مختلف بدن جمع کرده و به مجاری اصلی (مجرای سینه‌ای و مجرای لنفی راست) می‌ریزند.

    ویژگی مهم رگ‌های لنفی:

    این رگ‌ها فاقد پمپ مرکزی مانند قلب هستند. حرکت لنف در آن‌ها به عواملی مانند انقباض عضلات اسکلتی، ضربان سرخرگ‌های مجاور، حرکات تنفسی قفسه سینه و وجود دریچه‌های یک‌طرفه بستگی دارد.


    ۲. گره‌های لنفی (غدد لنفاوی)

    گره‌های لنفی ساختارهای کوچک، لوبیایی شکل و برجسته‌ای هستند که در طول مسیر رگ‌های لنفی قرار گرفته‌اند. آن‌ها را بیشتر به نام “غده لنفاوی” می‌شناسیم، اگرچه غده نیستند و هورمون ترشح نمی‌کنند.

    ساختمان گره لنفی:

    • کپسول: یک پوشش بیرونی از جنس بافت همبند.
    • قسمت محدب (ورودی): چندین رگ لنفی آوران (وارد شونده) به این قسمت وارد می‌شوند.
    • قسمت مقعر (خروجی): یک یا دو رگ لنفی وابران (خارج شونده) از این قسمت خارج می‌شوند.
    • سینوس‌ها: فضاهای داخلی که لنف به آرامی از آن‌ها عبور می‌کند.
    • بافت لنفاوی: درون گره، تجمع عظیمی از لنفوسیت‌ها (گلبول‌های سفید مخصوص سیستم ایمنی) و ماکروفاژها وجود دارد.

    ۳. چرا گره‌های لنفی در مسیر رگ‌های لنفی وجود دارند؟

    این سؤال کلیدی و بسیار خوبی است. وجود گره‌های لنفی در طول مسیر رگ‌ها بی‌دلیل نیست و سه دلیل اصلی دارد:

    ۱. فیلتراسیون و پالایش لنف (نقش صافی)

    گره‌های لنفی مانند ایستگاه‌های تصفیه عمل می‌کنند. وقتی لنف به آرامی از داخل سینوس‌های گره عبور می‌کند، ماکروفاژهای مستقر در آنجا ذرات خارجی، میکروب‌ها و سلول‌های مرده را شناسایی کرده، می‌بلعند و از بین می‌برند. به این ترتیب، لنف قبل از ورود به جریان خون تصفیه می‌شود و از ورود عوامل بیماری‌زا به خون جلوگیری می‌گردد .

    ۲. فعال‌سازی سیستم ایمنی (پاسگاه مرزی)

    گره‌های لنفی محل تجمع لنفوسیت‌ها (سلول‌های B و T) هستند. این سلول‌ها منتظر می‌مانند تا آنتی‌ژن‌ها (عوامل بیگانه) توسط لنف به آن‌ها برسد. اگر یک میکروب وارد لنف شود، در اولین گره لنفی زندانی شده و به لنفوسیت‌ها معرفی می‌گردد. این معرفی باعث تحریک و تکثیر لنفوسیت‌ها و شروع یک پاسخ ایمنی هدفمند علیه آن میکروب می‌شود .

    ۳. تکثیر لنفوسیت‌ها و تقویت ایمنی

    در داخل گره لنفی، پس از شناسایی یک عامل بیگانه، لنفوسیت‌ها به سرعت تکثیر می‌شوند. به همین دلیل است که هنگام عفونت (مثلاً گلودرد چرکی)، گره‌های لنفی ناحیه (مثلاً زیر فکی) متورم و دردناک می‌شوند. این تورم نشانه فعال بودن سیستم ایمنی و مبارزه با عفونت در همان گره است .

    سرخرگ ورودی به طحال از سیاهرگ خروجی از آن بالاتر است.

    مجرای لنفی چپ از دیافراگم عبور می‌کند.

    از پشت قلب دو رگ عبور می‌کند: مجرای لنفی چپ و یک رگ دیگر. از بین این دو فقط مجرای لنفی چپ به سیاهرگ زیرترقوه‌ای می‌ریزد.

    رگ‌های لنفی خارج شده از طحال ابتدا یکی می‌شود و سپس به مجرای لنفی چپ می‌ریزد.

    لنف بخش‌های چپ و راست گردن ابتدا با لنف دست‌ها یکی شده و سپس به رگ‌های زیرترقوه‌ای می‌ریزد.

    لنف روده بزرگ و اندام‌های پایین‌تر به مجرای لنفی چپ می‌ریزد.

    مجرای لنفی چپ از پشت رگ گردنی عبور می‌کند ولی مجرای راست از پشت رگ گردنی عبور نمی‌کند.

    لوزه در هر دو سمت بدن وجود دارد و لنف آن هم به مجرای راست و هم به مجرای چپ می‌ریزد.

    دقت کنید مغز استخوان هم نوعی اندام لنفی‌ست.

    بررسی کنید

    خون سیاهرگ خارج شده از طحال به کجا می‌رود؟

    پاسخ

    همان‌طور که گردش خون دستگاه گوارش خواندیم، خون خارج شده از طحال با خون معده یکی شده و در نهایت به سیاهرگ باب می‌ریزد.

    ب. کدام مجرای لنفی مقدار بیشتری لنف را در خود جای می‌دهد؟

    پاسخ

    مجرای لنفی چپ چون بزرگتر است.

    پ. مجرای لنفی چپ از جلوی رگ گردنی عبور می‌کند یا از پشت آن؟

    پاسخ

    اگر به شکل بالا دقت کنید رگی از گردن به سیاهرگ زیرترقوه‌ای چپ متصل است. مجرای لنفی چپ از پشت این رگ عبور می‌کند.

    تنظیم دستگاه گردش خون

    گره ضربان‌ساز، تکانه‌های منظمی را ایجاد و در قلب منتشر می‌کند تا چرخۀ ضربان قلب به‌طور منظم تکرار شود. در حالت عادی، این ضربان و برون‌ده قلبی ناشی از آن، نیاز اکسیژن و مواد مغذی اندام‌های بدن را برطرف می‌کند. امّا در هنگام فعالیت ورزشی یا در حالت استراحت، برون‌ده قلب باید تغییر یابد. این تنظیم‌ها با سازوکارهای مختلفی انجام می‌شود:

    نقش دستگاه عصبی خودمختار

    افزایش و کاهش فعالیت قلب متناسب با شرایط، به‌وسیلۀ اعصاب دستگاه عصبی خودمختار انجام می‌شود. مرکز هماهنگی این اعصاب در بصل‌النخاع و پل مغزی و در نزدیکی مرکز تنظیم تنفس قرار دارد و همکاری این مراکز، نیاز بدن به مواد مغذی و اکسیژن را در شرایط خاص به‌خوبی تأمین می‌کند.

    نقش هورمون‌ها

    وقتی در فشار روانی مثل نگرانی، ترس و استرس امتحان قرار می‌گیریم، ترشح بعضی هورمون‌ها از غدد درون‌ریز مثل فوق‌کلیه افزایش می‌یابد. این هورمون‌ها مثلاً با اثر بر قلب، ضربان قلب و فشار خون را افزایش می‌دهند.

    تنظیم موضعی جریان خون در بافت‌ها

    افزایش کربن‌دی‌اکسید، با گشاد کردن سرخرگ‌های کوچک، میزان جریان خون را در آنها افزایش می‌دهد.

    نقش گیرنده‌ها در حفظ فشار سرخرگی

    گیرنده‌های حساس به فشار، گیرنده‌های حساس به کمبود اکسیژن و گیرنده‌های حساس به افزایش کربن‌دی‌اکسید و یون هیدروژن، پس از تحریک، به مراکز عصبی پیام می‌فرستند تا فشار سرخرگی در حد طبیعی حفظ و نیازهای بدن در شرایط خاص تأمین شود.

    خودآزمایی

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • قلب – گفتار اول گردش مواد در بدن

    قلب – گفتار اول گردش مواد در بدن

    آناتومی قلب

    حفرات قلب

    از نظر حفره درونی: بطن راست بزرگتر از بطن چپ، بطن چپ بزرگتر از دهلیز راست و دهلیز راست بزرگتر از دهلیز چپ است.

    در دهلیز راست هر چه به سمت بالاتر برویم قطر دیواره کمتر می‌شود.

    قطر دیواره بطن چپ از بطن راست بیشتر است. اما در دهلیز راست جایی وجود دارد که قطورتر از دیواره دهلیز چپ باشد.

    دریچه‌های دهلیزی بطنی به سمت پایین باز می‌شود و دریچه‌های سینی به سمت بالا باز می‌شود.

    طناب‌های ارتجاعی به بسته ماندن دریچه‌های دهلیزی بطنی در هنگام انقباض بطن‌ها کمک می‌کند.

    میزان طناب‌های ارتجاعی در بطن راست از بطن چپ بیشتر است. از این موضوع نتیجه می‌گیریم طناب‌های ارتجاعی بیشتری به دریچه دهلیزی بطنی آن چسبیده است.

    نوک قلب را بیشتر بطن چپ می‌سازد.

    عقبی‌ترین حفره قلب دهلیز چپ است.

    رگ‌های متصل به قلب

    دهلیز چپ به چهار رگ، دهلیز راست به سه رگ و بطن‌ها هر کدام به یک رگ متصل هستند.

    در دهلیز راست مدخل بزرگ سیاه رگ زبرین بالاتر از مدخل سیاهرگ کرونر و مدخل سیاهرگ کرونر بالاتر از مدخل بزرگ سیاه رگ زیرین است.

    رگ‌های متصل به دهلیز چپ قطر کمی دارند در حالی که رگ‌های متصل به دهلیز راست قطر زیادی دارند(به جز سیاهرگ کرونر).

    شاخه راست انشعاب سرخرگ ششی از زیر قوس آئورت و پشت بزرگ سیاه رگ زبرین عبور می‌کند. شاخه چپ از جلوی قوس نزولی آئورت عبور می‌کند.

    سرخرگ ششی چپ طول کمتری دارد.

    قطر سرخرگ آئورت از سرخرگ ششی بیشتر است.

    جلویی‌ترین رگ قلب سرخرگ ششی است.

    گردش خون عمومی و گردش خون شش

    گردش ششی

    در این گردش، خون تیره (کم‌اکسیژن) از بطن راست قلب از طریق سرخرگ‌های ششی به شش‌ها فرستاده می‌شود. پس از تبادل گازها در شش‌ها، خون روشن (اکسیژن‌دار) از طریق سیاهرگ‌های ششی به دهلیز چپ قلب بازمی‌گردد. بنابراین در گردش ششی، سرخرگ‌ها خون تیره و سیاهرگ‌ها خون روشن دارند.

    گردش عمومی

    در این گردش، خون روشن (اکسیژن‌دار) از بطن چپ قلب از طریق سرخرگ‌های عمومی (مانند آئورت) به تمام بدن فرستاده می‌شود. پس از دادن اکسیژن به بافت‌ها، خون تیره (کم‌اکسیژن) از طریق سیاهرگ‌های عمومی (مانند بزرگ‌سیاهرگ‌ها) به دهلیز راست قلب بازمی‌گردد. بنابراین در گردش عمومی، سرخرگ‌ها خون روشن و سیاهرگ‌ها خون تیره دارند.

    تامین اکسیژن و مواد مغذی قلب

    خونی که از درون قلب عبور می‌کند، نمی‌تواند نیازهای تنفسی و غذایی قلب را برطرف کند.

    خون مورد نیاز قلب با رگ‌های ویژه‌ای به نام سرخرگ‌های تاجی (کرونری) که از آئورت منشعب شده‌اند، تأمین می‌شود. خونی که در این رگ‌ها جریان دارد، پس از رفع نیاز یاخته‌های قلبی از طریق سیاهرگ تاجی وارد دهلیز راست می‌شود.

    بسته شدن سرخرگ‌های تاجی توسط لخته یا سخت شدن دیوارۀ آنها (تصلب شرایین)، ممکن است باعث سکته قلبی شود؛ چون در این حالت به بخشی از ماهیچۀ قلب، اکسیژن نمی‌رسد و یاخته‌های آن می‌میرند.

    سرخرگ ششی توسط بافتی به آئورت متصل می‌شود.

    بافت چربی در برون شامه قلب وجود دارد. در ناحیه نوک قلب هم می‌توانیم چربی را ببینیم.

    بسته شدن سرخرگ‌ها به معنی تصلب شرایین نیست.

    دریچه‌های قلب

    وجود دریچه‌ها در هر بخشی از دستگاه گردش مواد، باعث یک‌طرفه شدن جریان خون در آن قسمت می‌شود.

    در ساختار دریچه‌ها، بافت ماهیچه‌ای به‌کار نرفته‌است، بلکه همان بافت پوششی است که چین خورده و دریچه‌ها را می‌سازد؛ وجود بافت پیوندی در این دریچه‌ها به استحکام آنها کمک می‌کند. ساختار خاص دریچه‌ها و تفاوت فشار در دو طرف آنها، باعث باز یا بسته شدن دریچه‌ها می‌شود.

    بین دهلیز و بطن، دریچه‌ای هست که در هنگام انقباض بطن، از بازگشت خون به دهلیز جلوگیری می‌کند. دریچهٔ بین دهلیز و بطن چپ را دریچهٔ دولختی می‌گویند، زیرا از دو قطعهٔ آویخته تشکیل شده است. بین دهلیز و بطن راست، دریچهٔ سه‌لختی قرار دارد. در ابتدای سرخرگ‌های خروجی از بطن‌ها، دریچه‌های سینی قرار دارند که از بازگشت خون به بطن‌ها جلوگیری می‌کنند.

    دریچه‌های قلب

    دریچه سینی ششی جلوترین و دریچه سه لختی عقبی‌ترین دریچه قلب هست.

    دریچه سینی ششی کوچکترین دریچه و سه لختی بزرگترین دریچه قلب است.

    سینی آئورتی نسبت به سینی ششی مرکزی‌تر و بزرگتر است.

    دریچه سه لختی پایین‌ترین دریچه قلب است.

    دریچه‌های سینی به سمت داخل رگ‌ها، ولی دریچه‌های دولختی و سه‌لختی به درون بطن‌ها باز می‌شود.

    طناب‌های ارتجاعی درون بطن‌ها باعث می‌شود در هنگام انقباض بطن، دریچه‌ها به داخل دهلیز برنگردد.

    ما در دستگاه گردش خون چهار دریچه داریم: سینی، دهلیزی بطنی، لانه کبوتری، دریچه گره‌های لنفی.

    رگ‌های کرونر

    رگ کرونری که به سمت چپ قلب می‌رود سه شاخه می‌شود و رگی که به سمت راست می‌رود دو شاخه می‌شود.

    رگ کرونری چپ ضخیم‌تر است و زودتر انشعاب می‌دهد.

    دو سرخرگ کرونری خون را از آئورت خارج می‌کنند اما یک سیاهرگ کرونر خون را به دهلیز راست وارد می‌کند.

    بافت چربی در برون شامه قلب وجود دارد. در ناحیه نوک قلب هم می‌توانیم چربی را ببینیم.

    صداهای قلب

    اگر گوش خود را به سمت چپ قفسه‌سینه‌ی کسی بچسبانید یا گوشی پزشکی را روی قفسه‌سینه‌ی خود یا شخصی دیگر قرار دهید، صداهای قلب را می‌شنوید.

    صدای اول (پوم) قوی، گنگ و طولانی‌تر است و به بسته شدن دریچه‌های دولختی و سهلختی هنگام شروع انقباض بطن‌ها مربوط است. صدای دوم (تاک) واضح و کوتاه‌تر است و مربوط به بسته شدن دریچه‌های سینی ابتدای سرخرگ‌ها و همراه با شروع استراحت بطن است.

    متخصصان با گوش دادن دقیق به صداهای قلب و نظم آن‌ها، از سالم بودن قلب آگاه می‌شوند. در برخی بیماری‌ها، به‌ویژه اختلال در ساختار دریچه‌ها، بزرگ شدن قلب یا نقایص مادرزادی مثل کامل نشدن دیواره‌ی میانی حفره‌های قلب، ممکن است صداهای غیرعادی شنیده شود.

    در ابتدای انقباض بطنی خون از بطن‌ها به سرخرگ‌ها وارد می‌شود. این بالا رفتن خون باعث می‌شود که دریچه‌های دهلیزی بطنی بسته شود و صدای اول قلب ایجاد شود. پس صدا اول در حرکت خون به سمت بالا ایجاد می‌شود.

    صدای دوم قلب در زمان حرکت خون به سمت پایین ایجاد می‌شود. زمانی که انقباض بطن تمام شد، خون درون سرخرگ‌ها به پایین برمی‌گردد و دریچه‌های سینی را می‌بندد که صدای دوم قلبی را ایجاد می‌کند.

    چند نکته

    اگر سوالی در مورد صداهای قلب پرسیدند ممکن است صداهایی غیرعادی را هم در نظر گرفته باشند، پس به صورت سوال خوب توجه کنید.

    صدای اول قلب در ابتدای مرحله انقباض بطن ها و صدای دوم در ابتدای مرحله انقباض دهلیزها به گوش می‌رسد.

    تشریح قلب گوسفند

    سطح پشتی قلب صاف و سطح جلویی آن برآمده است.

    رگ‌های غالب در سطح شکمی سرخرگ‌ها و در سطح پشتی سیاهرگ‌ها هستند.

    بافت شناسی قلب

    قلب اندامی ماهیچه‌ای است و دیوارۀ آن سه‌لایه دارد:

    ۱-داخلی‌ترین لایه، درون‌شامه است و شامل یک لایه نازک بافت پوششی است که زیر آن بافت پیوندی وجود دارد. این بافت، درون‌شامه را به لایه میانی یا ماهیچه‌ای قلب می‌چسباند.

    درون‌شامه در تشکیل دریچه‌های قلب نیز شرکت می‌کند.

    بافت پوششی درون‌شامه چین خوردگی‌هایی دارد که بعضی از این چین‌خوردگی‌ها دریچه‌های قلب را می‌سازد.

    جنس دریچه با بنداره‌ها متفاوت است. بنداره‌ها از جنس بافت پوششی هستند و توانایی انقباض ندارند.

    ۲-لایه میانی، ضخیم‌ترین لایه قلب است که ماهیچه قلب نیز نامیده می‌شود.

    این لایه از یاخته‌های ماهیچه‌ای قلبی و بافت پیوندی متراکم تشکیل شده است. این لایه بیشتر از سلول‌های ماهیچه‌ای تشکیل شده است.

    بافت پیوندی متراکم بین سلول‌های ماهیچه‌ای قرار دارد. بسیاری از یاخته‌های ماهیچه‌ای قلب به رشته‌های کلاژن موجود در این بافت پیوندی متصل هستند. بافت پیوندی متراکم باعث استحکام دریچه‌های قلبی می‌شود.

    ۳-بیرونی‌ترین لایه دیواره قلب، برون‌شامه است. این لایه روی خود برمی‌گردد و پیراشامه را به وجود می‌آورد. برون‌شامه و پیراشامه از بافت پوششی سنگ‌فرشی و بافت پیوندی متراکم تشکیل شده‌اند. بین برون‌شامه و پیراشامه فضایی وجود دارد که با مایع پر شده است. این مایع ضمن محافظت از قلب، به حرکت روان آن کمک می‌کند.

    براساس متن کتاب درسی قلب سه لایه دارد:

    ۱-درون شامه
    ۲-لایه میانی (ماهیچه‌ای)
    ۳-برون شامه

    برون‌شامه خارجی‌ترین لایه‌ی قلب است و پیراشامه جز لایه‌های قلب نیست، اما همچنان پیراشامه بخش خارجی قلب را پوشش می‌دهد درواقع:

    خارجی‌ترین لایه قلب: برون‌شامه
    خارجی‌ترین بخش قلب: پیراشامه
    همچنین بیرونی‌ترین بافت قلب، بافت پیوندی متراکم است که در پیراشامه قرار دارد.

    ساختار ماهیچه قلب

    ماهیچۀ قلبی، ترکیبی از ویژگی‌های ماهیچۀ اسکلتی و صاف را دارد. همانند ماهیچۀ اسکلتی، دارای ظاهری مخطط است. از طرف دیگر، همانند یاخته‌های ماهیچۀ صاف، به‌طور غیرارادی منقبض می‌شود. یاخته‌های آن بیشتر یک‌هسته‌ای و بعضی دو‌هسته‌ای هستند.

    سوال: ماهیچه قلب چطور منقبض می‌شود؟

    برای اینکه سلول‌های ماهیچه قلبی منقبض شوند پیام الکتریکی باید به سلول قلبی برسد تا این سلول منقبض شود. از طرف دیگر این پیام باید بین سلول‌های مختلف به راحتی جابه‌جا شود.

    به خاطر دلایل بالا، سلول‌های ماهیچه قلب از طریق صفحات بینابینی با هم ارتباط دارند.

    ارتباط یاخته‌ای در این صفحات به‌گونه‌ای است که باعث می‌شود پیام انقباض و استراحت به سرعت بین یاخته‌های ماهیچۀ قلب منتشر شود و قلب در انقباض و استراحت مانند یک تودۀ یاخته‌ای واحد عمل کند.

    اما مشکلی وجود دارد: بین دهلیز‌ها و بطن‌ها صفحات بینابینی وجود ندارد. به طور دقیق‌تر یک لایه عایق بین دهلیز و بطن قرار دارد که نمی‌گذارد پیام بین سلول‌های دهلیزی و بطنی جابه‌جا شود. این مشکل چطور حل می‌شود؟

    شبکه هادی در قلب این مشکل را حل کرده است که در بخش بعد با آن آشنا می‌شویم. پس:

    صفحات بینابینی سبب انتشار پیام از دهلیزها به بطن‌ها نمی‌شود، شبکه هادی قلب این کار را انجام می‌دهد.

    انواع پیام انقباض در کتاب درسی

    پیام انقباض‌ها سه مدل هستند: عصبی، شیمیایی، تکانه‌ای (الکتریکی)

    قلب پیام استراحت دارد اما ماهیچه‌های اسکلتی پیام استراحت ندارند.

    دو پیام استراحت برای ماهیچه در کنکور وجود دارد. اولی پیام استراحت ماهیچه قلب. و دومی پیام اپی نفرین و نور اپی نفرین برای نایژک‌ها.

    شبکه هادی قلب

    جنس شبکه هادی قلب

    بعضی از یاخته‌های ماهیچۀ قلب، ویژگی‌هایی دارند که آنها را برای تحریک خودبه‌خودی قلب اختصاصی کرده است. پراکندگی این یاخته‌ها به‌صورت شبکه‌ای از رشته‌ها و گره‌ها در بین سایر یاخته‌هاست که به مجموع آنها شبکۀ هادی قلب می‌گویند. یاخته‌های این شبکه با دیگر یاخته‌های ماهیچۀ قلبی ارتباط دارند.

    در این شبکه، پیام‌های الکتریکی برای شروع انقباض ماهیچۀ قلبی ایجاد می‌شوند و به سرعت در سراسر قلب گسترش می‌یابند.

    شبکۀ هادی قلب شامل دو گره و دسته‌هایی از تارهای تخصص‌یافته برای ایجاد و هدایت سریع جریان الکتریکی است.

    جنس شبکه هادی از سلول‌های ماهیچه‌ای‌ست و در همان لایه ماهیچه‌ای قرار دارد.

    شبکه هادی در دهلیزها

    گره اول یا گره سینوسی‌دهلیزی در دیوارۀ پشتی دهلیز راست و زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد. این گره بزرگ‌تر و شروع‌کنندۀ پیام‌های الکتریکی است؛ به همین دلیل به آن پیشاهنگ یا ضربان‌ساز می‌گویند.

    گره دوم یا گره دهلیزی‌بطنی در دیوارۀ پشتی دهلیز راست و در پشت دریچۀ سه‌لختی قرار دارد. ارتباط بین این دو گره از طریق رشته‌های شبکۀ هادی انجام می‌شود که جریان الکتریکی ایجادشده در گره پیشاهنگ را به گره دوم منتقل می‌کند.

    چند نکته:

    از آنجایی که گره پیشاهنگ انقباض خود به خودی دارد، هیچ رشته‌ای پیام را به این گره وارد نمی‌کند.

    از گره اول چهار دسته تار خارج می‌شود. سه دسته تار با عبور از دهلیز راست به گره دوم می‌رود و یکی آن‌ها به دهلیز چپ می‌رود.

    دسته تاری که به دهلیز چپ می‌رود در انتها قطر بیشتری دارد.

    در کنار منفذ بزرگ سیاهرگ زیرین گره‌ای وجود ندارد، اما یکی از دسته تارهای بین گرهی از کنار این منفذ عبور می‌کند. این دسته تار در قسمتی از مسیر حرکت خود به سمت بالا می‌رود.

    با رسیدن پیام به گره دوم موج الکتریکی بلافاصله به دیواره بین دو بطن منتشر نمی‌شود و این کار با فاصله صورت می‌گیرد. این کار برای عملکرد صحیح قلب نیاز است.

    انقباض دهلیزها از بالا به پایین رخ می‌دهد.

    شبکه هادی در بطن‌ها

    پس از گره دهلیزی‌بطنی، رشته‌هایی از بافت هادی که در دیوارۀ بین دو بطن وجود دارند، به دو مسیر راست و چپ تقسیم می‌شوند و جریان الکتریکی را در بطن‌ها پخش می‌کنند. در نتیجه، پیام الکتریکی به یاخته‌های ماهیچۀ قلبی منتقل می‌شود و بطن‌ها به‌طور همزمان منقبض می‌گردند.

    چند نکته:

    از گره دوم یک دسته تار خارج می‌شود که در ادامه دو شاخه می‌شود.

    دو شاخه شدن دسته تارهای بین بطنی در سطحی پایین تر از دریچه‌ها انجام می‌شود.

    دسته تارهای به وجود آمده قبل از رسیدن به نوک قلب منشعب نمی‌شود.

    انقباض بطن‌ها از پایین به بالا رخ می‌دهد.

    چرخه ضربان قلب

    قلب تقریباً در هر ثانیه یک ضربان دارد و ممکن است در یک فرد با عمر متوسط، در طول عمر نزدیک به سه میلیارد بار منقبض شود، بدون اینکه مانند ماهیچه‌های اسکلتی بتواند استراحتی پیوسته داشته باشد.

    استراحت (دیاستول) و انقباض (سیستول) قلب را که به‌طور متناوب انجام می‌شود، چرخه یا دورهٔ قلبی می‌گویند. در هر چرخه، قلب با خون سیاهرگ‌ها پر و سپس منقبض می‌شود و خون را به سراسر بدن می‌فرستد. در هر چرخه، این مراحل دیده می‌شود:

    ۱. استراحت عمومی: تمام قلب در حال استراحت است. خون از سیاهرگ‌های بزرگ وارد دهلیز راست و خون از سیاهرگ‌های ششی به دهلیز چپ وارد می‌شود.
    زمان: حدود ۰/۴ ثانیه.

    ۲. انقباض دهلیزی: بسیار زودگذر است. انقباض دهلیزها صورت می‌گیرد و با انجام آن، بطن‌ها به‌طور کامل با خون پر می‌شوند.
    زمان: حدود ۰/۱ ثانیه.

    ۳. انقباض بطنی: انقباض بطن‌ها صورت می‌گیرد و خون از طریق سرخرگ‌ها به همهٔ قسمت‌های بدن ارسال می‌شود.
    زمان: حدود ۰/۳ ثانیه.

    چند نکته:

    ترتیب چرخه ضربان قلب در کتاب درسی مهم است: اولین مرحله استراحت عمومی، دومین مرحله انقباض دهلیزها و سومین مرحله انقباض بطن‌ها است.

    باز شدن دریچه‌های دهلیزی بطنی به استراحت عمومی اشاره می‌کند. دقت کنید که در هنگام انقباض دهلیزها این دریچه‌ها باز هستند.

    در استراحت عمومی دریچه‌های دهلیزی بطنی باز هستند و خون وارد بطن‌ها می‌شود.

    فاصله بین صدای اول و دوم قلب ۰/۳ ثانیه است.

    برون ده قلبی

    حجمِ خونی که در هر انقباض بطنی از یک بطن خارج و وارد سرخرگ می‌شود،حجم ضربه‌ای نامیده می‌شود. اگر این مقدار را در تعداد ضربان قلب در دقیقه ضرب کنیم،برون‌ده قلبی به دست می‌آید.

    برون‌ده قلبی متناسب با سطح فعّالیت بدن تغییر می‌کند و عواملی مانند سوخت و ساز پایۀ بدن، مقدار فعّالیت بدنی، سن و اندازۀ بدن، در آن مؤثر است. میانگین برون‌ده قلبی در بزرگسالان در حالت استراحت حدود پنج لیتر در دقیقه است.

    نوار قلب چه می‌گوید؟

    شاید تا به حال نوار قلب کسی را دیده باشید. منحنی رسم‌شده نشانگر چیست؟ یاخته‌های ماهیچۀ قلبی در هنگام چرخۀ ضربان قلب، فعالیت الکتریکی را نشان می‌دهند. جریان الکتریکی حاصل از فعالیت قلب را می‌توان در سطح پوست دریافت و به‌صورت نوار قلب ثبت کرد.

    نوار قلب شامل سه موج P، QRS و T است. فعالیت الکتریکی دهلیزها به‌شکل موج P و فعالیت الکتریکی بطن‌ها به‌شکل موج QRS ثبت می‌شود. انقباض هر یک از این بخش‌ها، اندکی پس از شروع فعالیت الکتریکی آن بخش است. موج T اندکی پیش از پایان انقباض بطن‌ها و بازگشت آن‌ها به حالت استراحت ثبت می‌شود.

    بررسی تغییراتی که در نوار قلب رخ می‌دهد، می‌تواند به متخصصان در تشخیص بیماری‌های قلبی کمک کند.

    بررسی نوار قلب

    قبل از هر چیز دقت کنید: شروع و پایان موج‌ها دقیقا هم‌زمان با شروع انقباض یا استراحت حفره‌های قلب نیست. این موج‌ها پیام‌های الکتریکی هستند که از قلب خارج می‌شوند و با آن‌ها هماهنگ هستند.

    ۱-شروع‌ها

    شروع ثبت موج P در اواخر استراحت عمومی‌ست.

    شروع ثبت موج QRS در اواخر انقباض دهلیزهاست.

    شروع موج T در اواخر انقباض بطن‌هاست.

    ۲-صداهای قلب

    صدای اول قلب بین S و R رخ می‌دهد.

    صدای دوم قلب هم در اواخر موج T رخ می‌دهد.

    ۳- طولانی‌ترین موج، موج T است. در زمان رسم موج R قلب بیشترین فعالیت الکتریکی را دارد.

    ۴-در صورت سکته در دهلیزها ارتفاع موج P و در صورت سکته در بطن‌ها ارتفاع موج QRS کاهش می‌یابد.

  • تهویه ششی – گفتار دوم تبادلات گازی

    تهویه ششی – گفتار دوم تبادلات گازی

    شش‌ها

    شش‌ها درون قفسه سینه و روی پرده ماهیچه‌ای میان‌بند (دیافراگم) قرار دارند. شش چپ به علت مجاورت با قلب، از شش راست قدری کوچک‌تر است.

    بیشتر حجم شش‌ها را کیسه‌های حبابکی به خود اختصاص داده‌اند و ساختاری اسفنج‌گونه را به شش می‌دهند.

    قفسه سینه علاوه‌بر محافظت از شش‌ها در تهویه ششی نیز نقش دارد. در بین دنده‌ها، ماهیچه‌هایی به‌نام ماهیچه‌های بین دنده‌ای وجود دارند که به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم می‌شوند . این ماهیچه‌ها دنده‌ها و درنتیجه قفسه سینه را حرکت می‌دهند.

    هر یک از شش‌ها را پرده‌ای دولایـه بـه نـام پـرده جنب فراگرفته است. یکی از لایه‌های این پرده، به سطح شش چسبیده و لایه دیگر به سطح درونی قفسه سینه متصل است.

    درون پرده جنب، فضای اندکی است که از مایعی به نام مایع جنب، پر شده است. فشار این مایع از فشار جَو کمتر است و باعث میشود شش‌ها در حالت بازدم، کاملًا جمع نشوند، درصورتی که قسمتی از قفسه سینه سوراخ شود، شش‌ها جمع می‌شوند.

    شش چپ دو لوب و شش راست سه لوب دارد.

    نای پایین‌تر از دنده شماره یک منشعب می‌شود.

    از نمای جلو رأس شش‌ها بالاتر از دنده شماره یک قرار دارد.

    پنج جفت دنده اول، با غضروف‌های مستقل به جناغ متصل هستند.

    خودآزمایی: شش‌ها

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    دم و بازدم

    شش‌ها دو ویژگی مهم دارند: یکی پیروی از حرکات قفسه سینه و دیگری ویژگی کشسانی.

    هنگامی که حجم قفسه سینه افزایش می‌یابد، شش‌ها باز می‌شوند. در نتیجه، فشار هوای درون شش‌ها کم شده، هوای بیرون به درون شش‌ها کشیده می‌شود. اما باید توجه داشت که به علت ویژگی کشسانی، شش‌ها در برابر کشیده شدن، مقاومت نیز نشان می‌دهند و تمایل دارند به وضعیت اولیه خود بازگردند. ویژگی کشسانی شش‌ها در بازدم نقش مهمی دارد.

    دم، فرایندی است که درنتیجه افزایش حجم قفسۀ سینه رخ می‌دهد. در این رویداد، دو عامل دخالت دارد:

    اوّل، ماهیچه میان‌بند که درحالت استراحت، گنبدی شکل است، اما وقتی منقبض می‌شود، به حالت مسطح در می‌آید.

    دوم، انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی که دنده‌ها را به‌سمت بالا و جلو جابه‌جا می‌کند و جناغ را به‌جلو می‌راند.

    دم عادی

    در تنفس آرام وطبیعی، میان‌بند نقش اصلی را برعهده دارد.

    دم عمیق

    در دمِ عمیق، علاوه بر ماهیچه دیافراگم انقباض ماهیچه‌های ناحیه گردن نیز، به افزایش حجم قفسه سینه کمک می‌کند.

    بازدم عادی

    با به استراحت در آمدن ماهیچه میان‌بند و ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی، و بر اثر ویژگی کشسانی شش‌ها، حجم قفسه سینه و در نتیجه، حجم شش‌ها کاهش می‌یابد و هوای درون آن‌ها به بیرون رانده می‌شود.

    بازدم عمیق

    در بازدم عمیق، انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای داخلی و نیز ماهیچه‌های شکمی، به کاهش حجم قفسه سینه کمک می‌کند.

    خودآزمایی: دم و بازدم

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    تشریح شش گوسفند

    ۱ــ ویژگی ظاهری: شش به علت دارا بودن کیسه‌های حبابکی فراوان، حالتی اسفنج گونه دارد. شش راست از شش چپ بزرگ‌تر است. شش راست از سه قسمت یا لَپ (لوب) و شش چپ از دو قسمت تشکیل شده است.

    ۲- تشخیص شش راست و چپ: اگر در نمونه‌ای که تهیه کرده‌اید مری نیز وجود دارد، به محل قرارگیری آن توجه کنید. نای در جلو و مری درپشت قرار گرفته است و به این ترتیب می‌توانید سطح جلویی و پشتی نای و شش‌ها (و در نتیجه راست و چپ آن‌ها) را نیز مشخص کنید.

    مری را جدا کنید. برای تشخیص سطح جلویی و پشتی نای در حالتی که مری از آن جدا شده است، کافی است به یاد داشته باشید که غضروف‌های نای C شکل‌اند. این وضعیت باعث می‌شود که در نای، قسمت دهانه حرف C از سایر قسمت‌ها نرم‌تر باشد. با لمس کردن، این قسمت را پیدا کنید.

    این قسمت، محل اتصال نای به مری و بنابراین سطح پشتی نای است.

    در نای گوسفند، قبل از دو نایژۀ اصلی، یک انشعاب سوم هم مشاهده می‌شود که به شش راست می‌رود.

    بریدن نایژۀ اصلی به سادگی نای نیست و این به علت ساختار غضروف‌های نایژه است که در ابتدا به صورت حلقه کامل و بعد به صورت قطعه قطعه است. در طول نای، مدخل‌های نایژه‌های بعدی قابل مشاهده است.

    اگر تکه‌ای از شش را بِبُرید، در مقطع آن سوراخ‌هایی را مشاهده می‌کنید که به سه گروه قابل تقسیم‌اند. نایژه‌ها، سرخرگ‌ها و سیاهرگ‌ها. لبه نایژه‌ها به علت دارا بودن غضروف، زبر است و به این ترتیب از رگ‌ها قابل تشخیص است. سرخرگ‌ها دیواره محکم‌تری نسبت به سیاهرگ‌ها دارند و به همین علت، برخلاف سیاهرگ‌ها دهانه آن‌ها حتی در نبود خون هم باز است اما دهانه سیاهرگ‌ها در نبود خون بسته است.

    حجم‌های تنفسی

    مقدار هوایی که به شش‌ها وارد یا از آن خارج می‌شود به چگونگی دم و بازدم ما بستگی دارد. بنابراین، حجم‌های مختلفی از هوا را می‌توان به شش وارد و یا از آن خارج کرد. حجم‌های تنفسی را با دستگاه دَم‌سنج (اسپیرومتر) اندازه می‌گیرند. نموداری که دم‌سنج از دم و بازدم‌های فرد رسم می‌کند، دَم‌نگاره (اسپیروگرام) نامیده می‌شود. تحلیل دم‌نگاره در تشخیص درست بیماری‌های ششی کاربرد دارد.

    به مقدار هوایی که در یک دم عادی وارد یا در یک بازدم عادی خارج می‌شود حجم جاری می‌گویند. حجم جاری حدود mL ۵۰۰ است. از حاصل ضرب حجم جاری در تعداد تنفس در دقیقه، حجم تنفسی در دقیقه به دست می‌آید.

    اما می‌دانیم که با دم یا بازدم عمیق می‌توانیم مقدار بیشتری هوا را به شش‌ها وارد یا از آن‌ها خارج کنیم.

    حجم ذخیره دمی، به مقدار هوایی گفته می‌شود که می‌توان پس از یک دم معمولی، با یک دم عمیق به شش‌ها وارد کرد.

    حجم ذخیره بازدمی، به مقدار هوایی گفته می‌شود که می‌توان پس از یک بازدم معمولی با یک بازدم عمیق از شش‌ها خارج کرد.

    حتی بعد از یک بازدم عمیق، مقداری هوا در شش‌ها باقی می‌ماند و نمی‌توان آن را خارج کرد. این مقدار را حجم باقی‌مانده می‌نامند. حجم باقی‌مانده، اهمیت زیادی دارد؛ چون باعث می‌شود حبابک‌ها همیشه باز بمانند؛ هم‌چنین تبادل گازها را در فاصله بین دو تنفس ممکن می‌کند.

    هوای باقی مانده در شش چپ و شش راست یکی نیست.

    باید توجه کرد که بخشی از هوای دمی در بخش هادی دستگاه تنفس می‌ماند و به بخش مبادله‌ای نمی‌رسد. به این هوا که درحدود ۱۵۰ میلی‌لیتر است، هوای مرده می‌گویند. مقدار حجم‌ها در فرد سالم، به سن و جنسیت او بستگی دارد.

    ظرفیت‌های تنفسی

    ظرفیت تنفسی، مجموع دو یا چند حجم تنفسی است.ظرفیت حیاتی مقدار هوایی است که پساز یک دم عمیق و با یک بازدم عمیق می‌توان از شش‌ها خارج کرد و برابر با مجموع حجم‌های جاری، ذخیره دمی و ذخیره بازدمی است.ظرفیت تام، حداکثر مقدار هوایی است که شش‌ها می‌توانند در خود جای دهند و برابر است با مجموع ظرفیت حیاتی و حجم باقی‌مانده.

    در نمودار اسپیروگرام، بخش‌های بالارو نشان دهنده دم و بخش‌های پایین‌رو نشان دهنده بازدم هستند.

    حجم ذخیره دمی نسبت به حجم ذخیره بازدمی بیشتر است.

    ظرفیت حیاتی شامل حجم ذخیره دمی، حجم ذخیره بازدمی و حجم جاری‌ست.

    ظرفیت تام شامل حجم ذخیره دمی، حجم ذخیره بازدمی، حجم جاری و حجم باقی‌مانده است.

    از آن‌جایی که حجم تنفسی در دقیقه از حاصل ضرب حجم جاری در تعداد تنفس در دقیقه به دست می‌آید، سایر حجم‌های تنفسی در حجم تنفسی در دقیقه موثر نمی‌باشند.

    هوای مرده آخرین هوایی است که هنگام دم وارد دستگاه تنفسی می‌شود و اولین هوایی‌ست که حین بازدم از دستگاه تنفس خارج می‌شود.

    دقت کنید فرایندهایی که از K تا L و از N تا O انجام می‌شود غیرفعال هستند. یعنی با دم عادی انجام می‌شود و دم عادی لزوما پانصد میلی‌لیتر هوا را جابه‌جا نمی‌کند.

    هیچ‌کدام از حجم‌های تنفسی به تنهایی یک ظرفیت تنفسی را تشکیل نمی‌دهند. درواقع ظرفیت تنفسی از دو یا چند حجم تنفسی تشکیل می‌شود.

    انواع دم

    ۱-فقط حجم جاری به دستگاه تنفس وارد شود می‌شود. در این شرایط حجم هوای درون شش‌ از ۲۵۰۰ میلی‌لیتر به ۳۰۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    ۲-حجم جاری و ذخیره دمی به دستگاه تنفس وارد می‌شود. در این حالت حجم هوای درون شش از ۲۵۰۰ میلی‌لیتر به ۶۰۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    ۳- حجم جاری و ذخیره بازدمی به دستگاه تنفس وارد شود. در این جا حجم هوای درون شش از ۱۲۰۰ به ۳۰۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    انواع بازدم

    فقط حجم جاری از دستگاه تنفس خارج شود. در این شرایط حجم هوای درون شش از ۳۰۰۰ میلی‌لیتر به ۲۵۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    حجم ذخیره دمی و جاری از دستگاه تنفس خارج شود. حجم هوای درون شش از ۶۰۰۰ به ۲۵۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    حجم جاری و حجم ذخیره بازدمی از دستگاه تنفس خارج شود. حجم هوای درون شش از ۳۰۰۰ به ۱۲۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    حجم ذخیره دمی، حجم جاری، و حجم ذخیره بازدمی از دستگاه تنفس خارج شود. حجم هوای درون شش از ۶۰۰۰ میلی‌لیتر به ۱۲۰۰ میلی‌لیتر می‌رسد.

    سایر اعمال دستگاه تنفسی

    تکلم: حنجره محل قرارگیری پرده‌های صوتی است. این پرده‌ها حاصل چین‌خوردگی مخاط به‌سمت داخل‌اند. پرده‌های صوتی صدا را تولید می‌کنند. شکل‌دهی به صدا به وسیله بخش‌هایی مانند لب‌ها و دهان صورت می‌گیرد.

    سرفه و عطسه: چنانچه ذرات خارجی یا گازهایی که ممکن است مضر یا نامطلوب باشند به مجاری تنفسی وارد شوند، باعث واکنش سرفه یا عطسه می‌شود؛ در این حالت هوا با فشار از راه دهان (سرفه) یا بینی و دهان (عطسه) همراه با مواد خارجی به بیرون رانده می‌شود.

    در افرادی که دخانیات مصرف می‌کنند، به علت از بین رفتن یاخته‌های مژک‌دار مخاط تنفسی، سرفه راه موثرتری برای بیرون راندن مواد خارجی است و به همین علت این‌گونه افراد به سرفه‌های مکرر مبتلا هستند.

    وضعیت زبان کوچک و اپی‌گلوت در وضعیت‌های مختلف
    زبان کوچکاپی‌گلوت
    عطسهپایینبالا
    سرفهبالابالا
    بلعبالاپایین

    تنظیم تنفس

    دم، با انقباض میان‌بند و ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی آغاز می‌شود. انقباض این ماهیچه‌ها با دستوری انجام می‌شود که از طرف مرکز تنفس در بصل‌النخاع صادر شده است.

    تنفس، مرکز دیگری هم دارد که در پل مغز، واقع است و با اثر بر مرکز تنفس در بصل‌النخاع، دم را خاتمه می‌دهد. مرکز تنفس در پل مغز می‌تواند مدت زمان دم را تنظیم کند.

    با پایان یافتن دم، بازدم بدون نیاز به پیام عصبی، با بازگشت ماهیچه‌ها به حالت استراحت و نیز ویژگی کشسانی شش‌ها انجام می‌شود.

    افزایش کربن‌دی‌اکسید و کاهش اکسیژن خون نیز از عوامل مؤثر در تنظیم تنفس‌اند.

    قبلا نیز خوانده بودیم که مرکز بلع در بصل‌النخاع نیز می‌تواند با تاثیر بر مرکز تنفس در بصل‌النخاع آن را مهار کند.

    خودآزمایی: سایر اعمال دستگاه تنفسی + تنظیم تنفس

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    خودآزمایی جامع

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • تنوع تبادلات گازی – گفتار سوم تبادلات گازی

    تنوع تبادلات گازی – گفتار سوم تبادلات گازی

    در تک سلولی‌ها و جانورانی مثل هیدر که همه سلول‌های بدن می‌توانند با محیط تبادلات گازی داشته باشند، ساختار ویژه‌ای برای تنفس وجود ندارد.

    در سایر جانوران ساختارهای تنفسی ویژه‌ای وجود دارد که ارتباط سلول‌های بدن را با محیط فراهم می‌کنند. در این جانوران چهار روش اصلی دیده می‌شود:
    ۱-تنفس نایدیسی
    ۲-تنفس پوستی
    ۳-تنفس آبششی
    ۴-تنفس پوستی

    تنفس نایدیسی

    تنفس نایدیسی در حشرات دیده می‌شود.

    در سخت پوستان که دسته دیگر بندپایان هستند تنفس آبششی وجود دارد.

    نایدیس‌ها لوله‌های منشعب و به هم مرتبطی هستند که از طریق منافذ تنفسی به خارج راه دارند.

    منافذ تنفسی در ابتدای نایدیس قرار دارند.

    منافذ نایدیس‌ها در دو طرف بدن و در سینه و شکم دیده می‌شوند. این منافذ در سر وجود ندارد. البته انشعابات پایانی در همه جای بدن دیده می‌شود.

    نایدیس به انشعابات کوچکتری تقسیم می‌شود. انشعابات پایانی که در کنار همه سلول‌های بدن قرار می‌گیرد بن‌بست بوده و دارای مایعی‌ست که تبادلات را ممکن می‌کند.

    از آنجایی که تبادل O2 و CO2 به صورت محلول انجام می‌شود انشعابات پایانی دارای مایع است.

    ترکیب دیواره انتهای نایدیس‌ها با ابتدای آن متفاوت است.

    در این جانوران دستگاه گردش مواد نقشی در انتقال گازهای تنفسی ندارد.

    همولنف اکسیژن و کربن دی اکسید دارد، اما در انتقال گازهای تنفسی نقشی ندارد(این جمله را باید بیشتر بررسی کنم).

    تنفس پوستی

    این نوع تنفس در کرم خاکی و دوزیستان وجود دارد.

    دوزیستان در دوران نوزادی تنفس آبششی دارند.

    در تنفس پوستی شبکه مویرگی زیرپوستی با مویرگ‌های فراوان وجود دارد و گازها با محیط اطراف از طریق پوست مبادله می‌شوند.

    سطح پوست در جانورانی که تنفس پوستی دارند مرطوب نگه داشته می‌شود.

    تنفس از طریق پوست می‌تواند به معنی آبشش‌های پراکنده پوستی هم باشد. درواقع تنفس از طریق پوست و تنفس پوستی با هم فرق دارند.

    تنفس آبششی

    آبشش در بی‌مهرگان

    ساده‌ترین آبشش‌ها برجستگی‌های کوچک و پراکنده پوستی هستند، مانند آبشش‌های ستاره دریایی.

    اکسیژن پس از عبور از دولایه سلولی وارد مایعات بدن می‌شود.

    پوست ستاره دریایی دو لایه بافت سلول مکعبی‌ست (نه بافت دولایه‌ی مکعبی).

    لایه بیرونی پوست ستاره دریایی سلول‌های بزرگ‌تری نسبت به لایه درونی دارد. مجرایی که مایعات بدن در آن قرار دارد در محل برجستگی به پوست چسبیده و در سایر مناطق از پوست فاصله دارد.

    در سایر بی‌مهرگان مثل سخت‌پوستان آبشش‌ها به نواحی خاص محدود می‌شود. در سخت‌پوستان ماده دفعی نیتروژن‌دار از آبشش‌ها دفع می‌شود.

    بی‌مهرگان آبشش‌دار دو دسته هستند: دسته اول که آبشش پراکنده پوستی دارند (ستاره دریایی) و دسته دوم بی‌مهرگانی که (نه همه بی‌مهرگان) آبشش آن‌ها به نواحی خاص محدود است (مثل برخی از سخت پوستان).

    آبشش در ماهی‌ها و نوزاد دوزیستان

    تبادل گاز از طریق آبشش بسیار کارآمد است.

    ماهی‌ها دو جفت کمان آبششی دارند که در دو طرف سر قرار گرفته است.

    هر آبشش ماهی از چند کمان، هر کمان از چند رشته و هر رشته از چند تیغه تشکیل شده است.

    هر کمان از دو ردیف رشته آبششی تشکیل شده است.

    در کمان آبششی یک جفت رگ دیده می‌شود که هر دوی آن‌ها سرخرگ هستند. سرخرگ با خون روشن سرخرگ پشتی و سرخرگ با خون تیره سرخرگ شکمی‌ست.

    رشته‌های آبششی با دور شدن از کمان باریک‌تر می‌شوند.

    سرخرگ دارای خون تیره به رشته‌های آبششی نزدیک‌تر است.

    جهت حرکت خون در تیغه‌های آبششی از تیره به روشن و جهت حرکت آب در طرفین این تیغه‌ها از روشن به تیره است.

    جهت حرکت خون در تیغه‌های یک کمان یکسان است؟ نه.

    در دو ردیف رشته‌های موجود در یک کمان آبششی، سرخرگ‌ها به هم نزدیک‌تر و سرخرگ‌های با خون روشن از هم دورتر هستند.

    خون کم اکسیژن آبشش از سرخرگ شکمی می‌آید و خون پراکسیژن از آبشش به سرخرگ پشتی می‌رود.

    تنفس ششی

    حلزون از نرم‌تنان خشکی‌زی‌ست که برای تنفس از شش استفاده می‌کند.

    حلزون پمپ فشار مثبت و منفی ندارد. این ویژگی برای مهره‌داران است.

    در مهره‌داران شش‌دار سازوکارهایی وجود دارد که باعث می‌شود جریان پیوسته‌ای از هوای تازه در مجاورت بخش مبادله‌ای برقرار شود. این سازوکارها به سازوکارهای تهویه‌ای شهرت دارند.

    مهره‌داران دو نوع سازوکار تهویه‌ای متفاوت در تهویه دارند.

    پمپ فشار مثبت

    این سازوکار در دوزیستان بالغ وجود دارد. این سازوکار چگونه انجام می‌شود؟

    در این سازوکار ابتدا هوا از طریق بینی وارد حفره دهانی می‌شود.

    سپس غورباقه به کمک ماهیچه‌های دهان و حلق با حرکتی شبیه قورت دادن هوا را با فشار به شش‌ها می‌راند. در این حالت قورت دادن بینی بسته است.

    پمپ فشار منفی

    پرندگان و پستانداران سازوکار فشار منفی دارند. که در آن هوا به وسیله مکش حاصل از فشار منفی وارد شش‌ها می‌شود.

    پرندگان به علت پرواز نسبت به سایر مهره‌داران انرژی بیشتری مصرف می‌کنند و بنابراین به اکسیژن بیشتری نیاز دارند. پرندگان علاوه‌بر شش‌ دارای ساختارهایی به نام کیسه‌های هوادار بوده که کارایی تنفس آن‌ها را نسبت به پستانداران افزایش می‌دهد.

    پرندگان ۹ کیسه هوادار دارند که هر شش با پنج کیسه در ارتباط است.

    پرندگان دیافراگم ندارند.

    خودآزمایی جامع

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • ساز و کار دستگاه تنفس در انسان – گفتار اول تبادلات گازی

    ساز و کار دستگاه تنفس در انسان – گفتار اول تبادلات گازی

    چند موضوع اولیه

    ارسطو معتقد بود نفس کشیدن باعث خنک شدن قلب می‌شود. او نمی‌دانست که هوا مخلوطی از چند نوع گاز است، بنابراین هوای دمی و بازدمی را از نظر ترکیب شیمیایی یکسان می‌دانست.

    مقایسه هوای دمی و بازدمی نشان می‌دهد که این دو هوا با هم متفاوت هستند. هوای دمی اکسیژن بیشتری دارد اما در هوای بازدمی کربن دی‌اکسید نسبت به هوای دمی بیشتر است.

    هم در هوای دمی و هم در هوای بازدمی اکسیژن از کربن دی اکسید بیشتر است. درواقع:

    اکسیژن هوای بازدمی از اکسیژن هوای دمی کمتر و کربن‌اکسید هوای بازدمی از کربن‌دی‌اکسید هوای دمی بیشتر است.

    دستگاه گردش خون، خون را از اندام‌های بدن جمع‌آوری می‌کند و به سوی شش‌ها می‌آورد. این خون به خون تیره معروف است. خون تیره در شش‌ها کربن‌دی‌اکسید را از دست می‌دهد، از هوا اکسیژن می‌گیرد و به خون روشن تبدیل می‌شود.

    خون روشن توسط دستگاه گردش خون به اندام‌ها و سلول‌ها فرستاده می‌شود. به این ترتیب همواره به سلول‌های بدن اکسیژن می‌رسد و کربن‌دی‌اکسید از آن‌ها دور می‌شود.

    اینگونه نیست که خون تیره اکسیژن نداشته باشد! خون تیره نسبت به خون روشن کربن دی‌اکسید بیشتر و اکسیژن کمتر دارد.

    چرا سلول‌ها نیاز به اکسیژن دارند؟

    انرژی مواد مغذی مثل گلوکز باید به انرژی ذخیره شده در ATP تبدیل شود. واکنش خلاصه شده این تبدیل به این صورت است:

    ATP + آب + کربن‌دی‌اکسید <—- ADP و فسفات + اکسیژن + گلوکز

    این واکنش تنفس سلولی نام دارد و دلیل نیاز ما به اکسیژن را توجیه می‌کند.

    چرا کربن‌دی‌اکسید باید دور شود؟

    یکی از علت‌های زیان بار بودن کربن‌دی‌اکسید این است که می‌تواند با آب واکنش داده، کربنیک اسید تولید کند و PH را کاهش دهد. این تغییر PH باعث تغییر ساختار پروتئين‌ها می‌شود که می‌تواند عملکرد پروتئين‌ها را مختل کند.

    چرا عملکرد پروتئین‌ها مهم است؟

    از آنجا که بسیاری از فرایندهای سلولی را پروتئين‌ها انجام می‌دهند؛ از بین رفتن عملکرد آن‌ها اختلال گسترده‌ای را در کار سلول‌ها و بافت‌ها ایجاد می‌کند. درواقع افزایش کربن‌دی‌اکسید خطرناک‌تر از کاهش اکسیژن است.

    بررسی شکل

    ۱-شش چپ کمی کوچکتر است و در آن یک فرو رفتگی وجود دارد که محل قرارگیری قلب است.

    خودآزمایی: چرا نفس می‌کشیم؟

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    بخش‌های عملکردی دستگاه تنفس

    از نظر عملکرد می‌توان دستگاه تنفس را به دو بخش اصلی به نام‌های بخش هادی و بخش مبادله‌ای تقسیم کرد.

    بخش هادی

    بخش هادی از مجاری تنفسی‌ای تشکیل شده است که هوا را به درون و بیرون دستگاه تنفسی هدایت می‌کنند. این بخش هوای ورودی را از ناخالصی‌ها، مثل میکروب‌های بیماری‌زا و ذرات گرد و غبار، پاکسازی و نیز، گرم و مرطوب می‌کنند تا برای مبادله گازها با خون آماده شود. از بینی تا نایژک انتهایی به بخش هادی تعلق دارد.

    ابتدای مسیر ورود هوا در بینی از پوست نازکی پوشیده شده است که موهای آن، مانعی در برابر ورود ناخالصی‌های هوا ایجاد می‌کند. با پایان یافتن این پوست، مخاط مژک‌دار در بینی آغاز می‌شود که در سراسر مجاری هادی ادامه پیدا می‌کند. این مخاط، سلول‌های مژک‌دار فراوان و ترشحات مخاطی دارد. در این ترشحات مواد ضد میکروبی وجود دارد.

    در ابتدای مجاری هادی مخاط مژک‌دار قرار ندارد. درواقع آن قسمت از پوست مودار تشکیل شده است.

    ترشحات مخاطی، ناخالصی‌های هوا را ضمن عبور به دام می‌اندازد. مژک‌ها با حرکت ضربانی خود، ترشحات مخاطی و ناخالصی‌های به دام افتاده در آن را به سوی حلق می‌رانند. در آنجا یا به دستگاه گوارش وارد شده،‌ شیره معده آن‌ها را نابود می‌کند یا به خارج از بدن هدایت می‌شوند.

    ترشحات مخاطی هوا را مرطوب می‌کنند. مرطوب کردن هوا برای تبادل گازها ضرورت دارد. گازهای تنفسی تنها در صورتی که محلول در آب باشند می‌توانند بین شش‌ها و خون مبادله شوند.

    در بینی، شبکه وسیع از رگ‌هایی با دیواره نازک وجود دارد که هوا را گرم می‌کند. این شبکه به سطح درونی بینی بسیار نزدیک است، بنابراین آسیب‌پذیری بیشتری دارد و آسان‌تر از دیگر نقاط دچار خون‌ریزی می‌شود.

    بررسی شکل مخاط نای

    ۱-ضخامت ماده مخاطی در سراسر بخش هادی یکسان نیست.
    ۲-در شکل سه نوع سلول دیده می‌شود: سلول‌های استوانه‌ای بدون مژک، سلول‌های استوانه‌ای مژکدار و سلول‌هایی کوچکی که در کنار این‌ها قرار دارند. هر سه نوع سلول با غشای پایه در تماس هستند.
    ۳-سلول‌های کوچکی که در شکل با نام سلول‌های قاعده‌ای معرفی شده‌اند با ماده مخاطی در تماس نیستند.
    ۴-مژک سلول‌های مژکدار به طور کامل درون ماده مخاطی قرار دارد و با هوا در تماس نیست.

    هوا با عبور از بینی دهان یا هر دو به حلق وارد می‌شود. حلق گذرگاهی ماهیچه‌ای‌ست که هم هوا و هم غذا از آن عبور می‌کند. انتهای حلق به یک دو راهی ختم می‌شود. در این دوراهی، حنجره در جلو و مری در پشت قرار دارد.

    حنجره در بالای نای واقع است و در تنفس دو کار مهم انجام می‌دهد. یکی آنکه دیوار غضروفی آن، مجرای عبور هوا را باز نگه می‌دارد و دیگر آنکه درپوشی غضروفی به نام «برچاکنای» دارد که مانع ورود غذا به مجرای تنفسی می‌شود.

    برای انجام هر دو کار حنجره غضروف لازم است.

    دیواره نای حلقه‌ّای غضروفی شبیه به نعل اسب یا حرف C دارد که مجرای نای ار همیشه باز نگه می‌دارند. دهانه غضروف (دهانه حرف C) به سمت مری قرار دارد. در نتیجه حرکت لقمه‌های بزرگ غذا در مری با مانعی روبه‌رو نمی‌شود.

    بررسی شکل حلق و حنجره

    ۱-غضروف C شکل برای نای استفاده می‌شود نه حنجره.
    ۲-حنجره شامل برچاکنای و پرده‌های صوتی‌ست.
    ۳-نای در جلوی مری قرار دارد. تا زمانی که مری خالی باشد قطر نای از مری بیشتر است.
    ۴-ضخامت استخوان سقف دهان از جلو به عقب کاهش می‌یابد.
    ۵-پرده‌های صوتی دو عدد هستند که با برخورد هوا به آن‌ها صدا تولید می‌شود.

    حلقه‌های غضروفی نای

    ۱-دقت کنید تمام سطح جلویی نای از غضروف پوشیده نشده و بین غضروف‌ها را بافت پیوندی پر می‌کند.

    بررسی شکل ساختار بافتی دیواره نای

    دیواره نای از چهار لایه تشکیل شده است:
    ۱-لایه بیرونی: این لایه از جنس بافت پیوندی‌ست. این لایه در بخشی از نای که در مجاورت مری قرار دارد، با لایه بیرونی مری یکی می‌شود.
    ۲-لایه غضروفی-ماهیچه‌ای: ضخیم‌ترین دیواره نای است. در این لایه ماهیچه در قسمتی از نای قرار دارد که با مری در تماس است. بخش غضروفی در این لایه C شکل است.
    ۳-لایه زیر مخاط: ضخامت آن به نسبت لایه غضروفی کمتر و به نسبت لایه مخاطی بیشتر است. در این لایه غدد ترشحی ماده مخاطی قرار دارند. این غدد ترشحات خود را از طریق مجرایی به سطح درونی نای می‌فرستند.
    ۴-لایه مخاطی: نازک‌ترین و داخلی‌ترین لایه دیواره نای است. بافت پوششی این لایه از نوع استوانه‌ای مژک‌دار است.

    نای در انتهای خود به دو شاخه تقسیم می‌شود نایژه‌های اصلی را پدید می‌آورد. هر نایژه اصلی به یک شش وارد شده، در آنجا به نایژه‌های باریک‌تر تقسیم می‌شود. همچنان که از نایژه اصلی به سمت نایژه‌های باریک‌تر پیش می‌رویم، از مقدار غضروف کاسته می‌شود. انشعابی از نایژه که دیگر غضروفی ندارد، نایژک نامیده می‌شود.

    به علت نداشتن غضروف نایژک‌ها می‌توانند تنگ و گشاد شوند. این ویژگی نایژگ‌ها به دستگاه تنفس امکان می‌دهد تا بتواند مقدار هوای ورودی یا خروجی را تنظیم کند. آخرین انشعاب نایژک در بخش هادی، نایژک انتهایی نام دارد.

    بررسی شکل انشعابات نای

    ۱-نایژه اصلی چپ طول بیشتر و نایژه اصلی راست قطر بیشتری دارد. نایژه اصلی راست زودتر منشعب می‌شود. نایژه راست انشعابات بیشتری می‌دهد.
    ۲-بخشی از دستگاه تنفس که خارج از قفسه سینه قرار دارد: بینی، حلق، حنجره و بخشی از نای.
    ۳-غضروف در نای C شکل است، در نایژه‌های اصلی به صورت حلقه‌های کامل قرار دارد و در بقیه نایژه‌ها به صورت قطعه قطعه قرار دارد.

    بخش مبادله‌ای

    بخش مبادله‌ای با حضور اجزای کوچکی به نام حبابک مشخص می‌شود. نایژکی را که روی آن حبابک وجود دارد، نایژک مبادله‌ای می‌نامیم. نایژک مبادله‌ای در انتهای خود به ساختاری شبیه به خوشه انگور ختم می‌شود که از اجتماع حبابک‌ها پدید آمده است. هر یک از این خوشه‌ها را یک کیسه حبابکی می‌نامند.

    مخاط مژک‌دار در طول نایژک مبادله‌ای به پایان می‌رسد، بنابراین در محل حبابک‌ها، این مخاط وجود ندارد.

    بررسی شکل بخش مبادله‌ای

    ۱-محل دو شاخه شدن نای بالاتر از قلب و خارج از شش‌ها قرار دارد.
    ۲-بخش ابتدایی نایژه اصلی خارج است شش قرار دارد.
    ۳-بخشی از نایژک‌های مبادله‌ای بالاتر از نایژه‌های اصلی قرار دارند.
    ۴-حبابک‌ها لزوما هم اندازه نیستند. همچنین حبابک‌ها لزوما در خوشه حبابکی حضور ندارند.
    ۵-در بخش مبادله‌ای نایژک‌ها هم با خون اکسیژن را مبادله می‌کنند.

    مقایسه نایژه اصلی راست و چپ

    *

    نایژه اصلی چپنایژه اصلی راست
    دیرتر منشعب می‌شودزودتر منشعب می‌شود
    در سطح پایین‌تری منشعب می‌شوددر سطح بالاتری منشعب می‌شود
    قطر کمتری داردقطر بیشتری دارد
    ابتدای آن در خارج از شش قرار داردابتدای آن در خارج از شش قرار دارد
    توانایی تنگ و گشاد کردن مجاری خود را نداردتوانایی تنگ و گشاد کردن مجاری خود را ندارد

    در حبابک‌ها، گروهی از سلول‌های دستگاه ایمنی بدن به نام درشت‌خوار مستقر شده‌اند. این سلول‌ها، باکتری‌ها و ذرات گرد و غباری را که از مخاط مژک‌دار گریخته‌اند نابود می‌کنند. در درشت‌خوارها سلول‌هایی با ویژگی بیگانه‌خواری و توانایی حرکت‌اند. این سلول‌ها نه فقط در کیسه‌ها حبابکی شش‌ها، بلکه در دیگر نقاط بدن نیز حضور دارند.

    هنگام نفس کشیدن حجم کیسه‌های حبابکی تغییر می‌کند. لایه نازکی از آب، سطحی از حبابک را که در تماس با هواست پوشانده است؛ بنابراین حبابک به علت وجود نیروی کشش سطحی آب، در برابر باز شدن مقاومت می‌کند. ماده‌ای به نام عامل سطح فعال(سورفاکتانت) که از بعضی سلول‌های حبابک‌ها ترشح می‌شود، با کاهش نیروی کشش سطحی، باز شدن حبابک‌ها را آسان می‌کند. در بعضی از نوزادان که زودهنگام به دنیا آمده‌اند، عامل سطح فعال به مقدار کافی ساخته نشده است وبنابراین به سختی نفس می‌کشند.

    دقت کنید در نوزادانی که زودهنگام به دنیا می‌آید سورفاکتانت ساخته شده است، اما مقدار آن به اندازه کافی نیست.

    اطراف حبابک‌ها را مویرگ‌های خونی فراوان احاطه کرده‌اند و به این ترتیب امکان تبادل گازها بین هوا و خون فراهم شده است.

    دیواره حبابک از دو نوع سلول ساخته شده است. نوع اول سنگ‌فرشی و فراوان‌تر است. نوع دوم با ظاهری کاملا متفاوت به تعداد خیلی کمتر دیده می‌شود و ترشح عامل سطح فعال را بر عهده دارد. درشت‌خوارها با اینکه درون حبابک دیده می‌شوند اما جز سلول‌های دیواره حبابک طبقه بندی نمی‌شوند.

    برای اینکه اکسیژن و کربن‌دی‌اکسید بین هوا و خون مبادله شوند این مولکول‌ها باید از ضخامت دیواره حبابک‌ها و دیواره مویرگ‌ها عبور کنند. هر دو دیواره از بافت پوششی سنگ‌فرشی یک لایه ساخته شده‌اند که بسیار نازک است. در جاهای متعدد بافت پوششی حبابک و مویرگ هر دو غشای پایه مشترک دارند؛ در نتیجه مسافت انتشار گازها به حداقل ممکن رسیده است.

    بررسی شکل ساختار حبابک‌ها

    ۱-یاخته‌های نوع دوم دارای زوائد غشایی هستند.
    ۲-یاخته‌ای که در حبابک دیده می‌شود ودارای زوائدی‌ست: ماکروفاژ و نوع دوم.
    ۳-یاخته‌ای که جز حبابک دیواره است و دارای زوائدی‌ست: نوع دوم.
    ۴-ماکروفاژ جز دیواره حبابک نیست.
    ۵-در دیواره حبابک منافذی برای ارتباط آن‌ها وجود دارد.
    ۶-در جایی از سلول نوع دوم که هسته وجود دارد سلول ضخیم‌تر است.
    ۷-هسته سلول سنگفرشی حبابک از مویرگ بزرگتر است.
    ۸-غشای پایه بین حبابک و مویرگ در همه جای شش یک لایه نیست.

    خودآزمایی: بخش‌های عملکردی دستگاه تنفس

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    حمل گازها در خون

    کار دستگاه تنفس با همکاری دستگاه گردش خون کامل می‌شود. خون، اکسیژن را به سلول‌ها می‌رساند و کربن‌دی‌اکسید را از آن‌ها می‌گیرد وبه سمت شش‌ها می‌آورد تا از بدن خارج شود.

    نقش گلبول قرمز در حمل گازهای تنفسی

    گلبول قرمز سرشار از هموگلوبین است. غلظت اکسیژن خونی که از قلب به شش‌ها می‌رود کمتر از غلظت اکسیژن در هوای حبابک‌ها است؛ در نتیجه در شش‌ها اکسیژن به هموگلوبین می‌پیوندد و در مجاورت بافت‌ها که غلظت اکسیژن به علت مصرف شدن توسط سلول‌ها کاهش یافته است، اکسیژن از هموگلوبین جدا و به سلول‌ها داده می‌شود. پیوستن کربن‌دی‌اکسید به هموگلوبین و یا گسستن از آن نیز تابع غلظت کربن‌دی‌اکسید است. در بافت‌ها، کربن‌دی‌اکسید به هموگلوبین متصل و در شش‌ها از آن جدا می‌شود.

    کربن‌مونوکسید، مولکول دیگری‌ست که می‌تواند به هموگلوبین متصل شود با این تفاوت که وقتی متصل شد، به‌آسانی جدا نمی‌شود. محل اتصال این مولکول به هموگلوبین، همان محل اتصال اکسیژن است. بنابراین کربن‌مونوکسید با اتصال به هموگلوبین مانع پیوستن اکسیژن می‌شود و چون به آسانی جدا نمی‌شود ظرفیت حمل اکسیژن را در خون کاهش می‌دهد. این وضعیت ممکن است چنان شدید باشد که منجر به مرگ شود. از این رو کربن مونوکسید گازی سمی به شمار می‌شود. تنفس این گاز باعث مسمومیت می‌شود و به گازگرفتگی شهرت دارد.

    حمل اکسیژن و کربن‌دی‌اکسید در خون چگونه انجام می‌شود؟

    ۱-اکسیژن در خون به دو روش حمل می‌شود:

    روش اول حل شدن در خوناب است که بخش کمی از اکسیژن به صورت محلول حمل می‌شود.

    بیشترین مقدار حمل اکسیژن در خون نیز به وسیله هموگلوبین انجام می‌شود.

    ۲-کربن‌دی‌اکسید در خون به سه روش حمل می‌شود:

    روش اول حل شدن خوناب است که بخش کمی از کربن‌دی‌اکسید به صورت محلول حمل می‌شود.

    روش دوم حمل شدن توسط هموگلوبین است، اما هموگلوبین در ارتباط با حمل کربن‌دی‌اکسید نقش کمتری نسبت به حمل اکسیژن دارد.

    بیشترین مقدار کربن‌دی‌اکسید نیز به صورت یون بی‌کربنات در خون حمل می‌شود. در گلبول قرمز، آنزیمی به نام کربنیک‌انیدراز هست که کربن‌دی‌اکسید را با آب ترکیب می‌کند و کربنیک‌اسید پدید می‌آورد. کربنیک‌اسید به سرعت به یون هیدروژن و بی‌کربنات تجزیه می‌شود. یون بی‌کربنات از گلبول قرمز خارج و به خوناب وارد می‌شود. با رسیدن به شش‌ها کربن‌دی‌اکسید از ترکیب یون بی‌کربنات آزاد می‌شود و از آنجا به هوا انتشار می‌یابد.

    خودآزمایی: حمل گازها در خون

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    خودآزمایی جامع

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • تنوع گوارش در جانداران – گفتار سوم گوارش و جذب مواد

    تنوع گوارش در جانداران – گفتار سوم گوارش و جذب مواد

    جانداران از نظر گوارش به چهار دسته تقسیم می‌شوند:
    ۱-جاندارانی که گوارش ندارند.
    ۲-جاندارانی که تنها گوارش درون‌سلولی دارند.
    ۳-جاندارانی که ابتدا گوارش برون‌سلولی و سپس گوارش درون‌سلولی دارند.
    ۴-جاندارانی که لوله گوارش و گوارش برون‌سلولی دارند.

    در این گفتار در مورد هر کدام از این دسته‌ها صحبت خواهیم کرد.

    دسته اول: جانداران فاقد گوارش

    برخی جانداران مواد مغذی را به‌طور مستقیم از محیط دریافت می‌کنند. این جانداران می‌توانند تک سلولی یا پر سلولی باشند. تک سلولی‌ها مواد مغذی را از سطح سلول و پرسلولی‌ها مواد مغذی را از سطح بدن دریافت می‌کنند. این نوع از جانداران مواد را از آب دریا دستگاه گوارش یا مایعات بدن جانوران میزبان دریافت می‌کنند.

    در ادامه با کرم کدو آشنا می‌شویم.

    کرم کدو

    کرم کدو دهان و دستگاه گوارش ندارد. این کرم مواد مغذی را از سطح بدن جذب می‌کند.

    کرم کدو جز کرم‌های پهن است.

    سر کرم کدو نازک است و هر چه به انتهای بدن کرم نزدیک می‌شویم بدن او ضخیم‌تر می‌شود.

    بند‌های بدن کرم کدو اندازه یکسانی ندارد.

    دسته دوم: جانداران دارای گوارش درون‌سلولی

    برخی از تک سلولی‌ها با واکوئول گوارشی گوارش درون‌سلولی را انجام می‌دهند.

    کمی بالاتر از کتاب درسی

    اسفنج یک پرسلولی‌ست که گوارش برون سلولی ندارد. با اسفنج‌ها جلوتر آشنا می‌شویم اما در مورد گوارش آن‌ها در کتاب درسی چیزی وجود ندارد. شما هم تا همین حد بدانید کافی‌ست.

    واکوئول گوارشی

    پارامسی یک آغازی مژک‌دار است و در آب شیرین زندگی می‌کند. واکوئول گوارشی در پارامسی وجود دارد.

    پارامسی از طریق مژک‌ها غذا را به حفره دهانی منتقل می‌کند.

    چند نکته

    پارامسی به عنوان یک تک‌سلولی غذا را از سطح سلول دریافت می‌کند نه از سطح بدن، زیرا در آن‌ها اصلا بدن شکل نمی‌گیرد.

    پارامسی مژک‌دارد نه تاژک.

    مژک‌های اطراف دهان پارامسی بلندتر هستند.

    در انتهای حفره دهانی و در منفذ دفعی مژک وجود ندارد.

    پارامسی حفره دهانی دارد و غذا را به دهان منتقل نمی‌کند.

    در انتهای حفره‌ی دهانی پارامسی کیسه‌ای غشایی به نام واکوئول غذایی شکل می‌گیرد.

    واکوئول غذایی در سیتوپلاسم حرکت می‌کند و بعد لیزوزوم به آن می‌پیوندد.

    با پیوستن لیزوزوم واکوئول گوارشی می‌گیرد و غذا گوارش پیدا می‌کند. سپس مواد گوارش یافته از واکوئول خارج می‌شود و واکوئول دفعی شکل می‌گیرد.

    همه‌ی مواد درون واکوئول غذایی گوارش پیدا نمی‌کند.

    در مرحله آخر مواد گوارش نیافته از منفذ دفعی خارج می‌شود.

    پارامسی یک منفذ دفعی دارد و به کار بردن منافذ دفعی اشتباه است.

    یک نکته در مورد دفع در پارامسی

    در مورد دفع مواد دفعی در پارامسی می‌دانیم:

    اگر در مورد پارامسی کلمه واکوئول دفعی به کار رفت ما دو کاندید داریم،

    اول، واکوئول دفعی غذا

    دوم، واکوئول‌های انقباضی (فصل پنج)

    که دفع در اولی با اگزوسیتوز و دفع در دومی با مچاله شدن صورت می‌گیرد. پس هر واکوئول دفعی مواد گوارشی را خارج نمی‌کند.

    در پارامسی مواد دفعی با انتشار هم می‌توانند از آن خارج شوند. مثلا co2 می‌تواند با انتشار خارج شود.

    دسته سوم: جاندارانی که ابتدا گوارش برون‌سلولی و سپس گوارش درون‌سلولی دارند

    جانداران دارای حفره گوارشی (مثل پلاناریا و هیدر) ابتدا گوارش برون‌سلولی و سپس گوارش درون‌سلولی دارند.

    حفره گوارشی

    حفره گوارشی یک حفره منشعب پر از مایعات است.

    این حفره یک راه ورود و خروج دارد. درواقع مسیر حرکت غذا در این حفره دو طرفه است.

    گوارش در هیدر

    در هیدر به کمک بازوها غذا به سمت دهان کشیده می‌شود و سپس از طریق دهان به حفره گوارشی وارد می‌شود.

    با ورود غذا به حفره گوارشی برخی از سلول‌ها آنزیم‌هایی را ترشح می‌کنند. به کمک این آنزیم‌ها ابتدا گوارش برون سلولی انجام می‌شود و سپس غذا با درون‌بری به سلول‌های این حفره وارد می‌شود.

    در این سلول‌ها گوارش غذا به صورت درون‌سلولی ادامه پیدا می‌کند.

    بررسی شکل هیدر

    به صورت کلی در نظر داشته باشید که هیدر دو لایه سلولی دارد.

    سلول‌های بیرونی شکل مکعبی و سلول‌های درونی شکل استوانه‌ای دارد.

    سلول‌های درونی یا تاژک ندارند و یا دو تاژک دارند. سلول‌های درونی استوانه‌ای و سلول‌های بیرونی مکعبی هستند.

    بررسی یک مشکل

    طبق شکل فقط سلول‌هایی که دو تاژک دارند ذرات غذایی را برای گوارش درون‌سلولی دریافت می‌کنند. متن کتاب اما این موضوع را بیان نمی‌کند و فقط به گفتن این جمله بسنده می‌کند: سلول‌های این حفره ذره‌های غذایی را با درون‌بری دریافت می‌کنند.

    حالا تکلیف چیست؟ باز هم می‌خواهم یک حرف مسخره بزنم: هر دو را در نظر داشته باشید. هر چند که اگر بخواهیم درست‌تر عمل کنیم بهتر است بگوییم غذا برای گوارش وارد سلول‌های استوانه‌ای دو تاژکی می‌شود.

    چند نکته ترکیبی

    حفره گوارشی در پلاناریا در تمام بدن انشعاباتی دارد. در پلاناریا و هیدر حرکت بدن به حرکت مواد کمک میکند.

    هیدر شبکه‌ی عصبی (نه شبکه‌ها) دارد. گوارش آن ابتدا برون سلولی‌ست و سپس درون سلولی می‌شود. بعضی از سلول‌های حفره دهانی غذا را جذب می‌کنند.

    دسته چهارم: لوله گوارش یا جاندارانی که فقط گوارش برون‌سلولی دارند.

    این لوله در اثر تشکیل مخرج شکل می‌گیرد و امکان جریان یک طرفه غذا را فراهم می‌کند.

    در این لوله غذا به مونومر‌ها تجزیه می‌شود و سپس این مونومرها توسط سلول‌ها جذب می‌شود.

    ملخ

    ملخ حشره‌ای گیاه‌خوار است. در ادامه با فرایند گوارش و آناتومی دستگاه گوارش ملخ بیشتر آشنا می‌شویم.

    آناتومی دستگاه گوارش ملخ

    آرواره‌های ملخ خارج از دهان قرار دارد.

    غده‌های بزاقی در سر این جانور قرار ندارند. این غده‌ها زیر مری و نزدیک آن قرار گرفته‌اند. مجرای مشترک این غده‌ها به دهان تخلیه می‌شود.

    بعد از دهان مری قرار دارد. بخش انتهایی مری در ملخ حجیم شده و چینه‌دان نام دارد.

    چینه‌دان در ملخ هم‌سطح با مری‌ست. در پرنده دانه‌خوار چینه‌دان پایین‌تر از مری قرار می‌گیرد.

    بعد از چینه‌دان پیش معده قرار دارد. پیش معده بخشی کوچک با دیواره دندانه‌دار است.

    فرایند گوارش

    در ملخ غذا توسط آرواره‌ها خرد شده و سپس وارد دهان می‌شود.

    غذا سپس از طریق مری به چینه‌دان می‌رود. چینه‌دان محل نرم شدن و ذخیره شدن غذاست.

    بعد از چینه‌دان غذا به پیش معده وارد می‌شود. پیش معده دندانه‌هایی دارد که به خرد شدن بیشتر مواد غذایی کمک می‌کند.

    آنزیم‌های معده و کیسه‌های معده به پیش معده وارد می‌شود و باعث گوارش شیمیایی غذا در پیش‌معده می‌شوند.

    جذب غذا در معده صورت می‌گیرد.

    مواد گوارش نیافته از روده و راست روده می‌گذرد و از مخرج خارج می‌شود.

    بررسی یک اختلاف

    گوارش غذا در کیسه‌های معده تمام می‌شود یا معده؟

    این بحث در کتاب درسی بررسی نشده، اما در تست‌ها ممکن است به آن‌ها بربخورید.

    در برخی تست‌ها کیسه‌های معده و در برخی دیگر معده محل تمام شدن گوارش است. بهتر است هر دو را در نظر داشته باشید هر چند که این موضوع در کتاب درسی بررسی نشده است.

    چند نکته ترکیبی و تکمیلی

    ملخ خون ندارد و غذا بعد از جذب در معده وارد همولنف می‌شود.

    در ابتدای روده باریک مواد دفعی همولنف توسط لوله‌های مالپیگی به درون روده تخلیه می‌شود.

    پرنده دانه‌خوار

    در مورد لوله گوارش پرنده دانه‌خوار نکات زیر را بدانید:

    ابتدای مری پرنده دانه خواری چین خوردگی‌هایی وجود دارد.

    در پرنده دانه‌خوار همانند کرم چینه‌دان وجود دارد.

    بعد از چینه‌دان معده قرار دارد که یک بخش باریک است. بخش عقبی معده سنگدان نام دارد که یک بخش ماهیچه‌ای‌ست و در گوارش مکانیکی نقش دارد. سنگدان به بخش پشتی جانور نزدیک است.

    بعد از چینه‌دان روده قرار دارد. بخش‌هایی از روده در نزدیکی پاها قرار دارد. اگر دقت کنید بین کبد و روده مجرایی وجود دارد که کبد را به روده متصل می‌کند.

    مخرج در نزدیکی دم جانور قرار دارد.

    چند نکته

    در پرنده و کرم چینه‌دان بزرگترین بخش لوله گوارش است با این تفاوت که در پرنده پایینتر از مری و در کرم هم‌سطح و بالاتر از مری قرار دارد.

    چینه دان را هر پرنده‌ای ندارد. درواقع چینه‌دان برای پرنده دانه‌خوار است.

    پاهای پرنده چهار انگشت دارد که سه تا از آن‌ها به سمت جلو و یکی به سمت عقب است.

    نشخوارکنندگان

    پستانداران نشخوارکننده نظیر گاو و گوسفند، معده چهار قسمتی دارند.

    این جانوران به سرعت غذا می‌خورند و غذا وارد سیرابی می‌شود. در این بخش گوارش میکروبی آغاز می‌شود.

    غذا بعد از سیرابی وارد نگاری می‌شود به مری می‌رود و به دهان برمی‌گردد. حالا غذا به طور کامل جویده شده و دوباره وارد سیرابی می‌شود. بیشتر حالت مایع پیدا می‌کند و سپس به نگاری می‌رود.

    مواد بعد از نگاری به هزارلا می‌رود و تا حدودی آبگیری می‌شود.

    بعد از هزارلا غذا وارد شیردان می‌شود. در شیردان گوارش آنزیمی آغاز می‌شود و آنزیم‌های گاو وارد عمل می‌شوند.

    در سیرابی فقط گوارش کربوهیدرات‌ها انجام می‌شود.

    در کل گاو گوارش آنزیمی به گوارش میکروبی مقدم است، در معده گوارش میکروبی به گوارش آنزیمی مقدم است.

    نگاری حالتی اسفنجی و سوراخ سوراخ داشته و در بخش بالایی خود منفذی دارد که به هزارلا راه دارد.

    شیردان سمت متصل به هزارلا قطر زیاد و در سمت متصل به روده باریک قطر کمتری دارد.

    خودآزمایی جامع

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

  • جذب مواد و تنظیم فعالیت لوله گوارش – گفتار دو گوارش و جذب مواد

    جذب مواد و تنظیم فعالیت لوله گوارش – گفتار دو گوارش و جذب مواد

    ورود مواد به محیط داخلی بدن جذب نام دارد.

    ورود غذا به سلول پوششی لایه مخاطی جذب محسوب نمی‌شود. این یعنی جذب زمانی اتفاق می‌افتد که غذا وارد مایع بین سلولی بشود.

    ما در دهان، معده، روده باریک و روده بزرگ جذب داریم و در مری جذب وجود ندارد.

    در دهان، معده و روده باریک جذب غذا وجود دارد اما در روده بزرگ فقط آب و یون جذب می‌شود.

    جذب مواد در روده باریک

    بافت‌شناسی روده باریک

    چین حلقوی چیست؟

    در ساختار روده باریک، چین‌های حلقوی دیده می‌شود. این چین‌ها در شکل کاملا مشخص هستند.

    در ساختار چین حلقوی روده مخاط و زیر مخاط دیده می‌شود.

    زیر مخاط با ماهیچه‌ی مخاط در تماس است، نه با سلول پوششی. ماهیچه مخاطی را می‌توانید به خوبی در شکل ببینید.

    پرز چیست؟

    روی چین‌های حلقوی پرزهای فراوانی دیده می‌شود.

    پرز از دو نوع سلول پوششی دارای ریزپرز و سلول ترشح کننده ماده مخاطی تشکیل شده است.

    پرز در ساختار خود فقط لایه‌ی مخاطی را دارد.

    ریز پرز چیست؟

    غشای سلول‌های پرز به سمت روده باریک چین خوردگی دارد. به این چین خوردگی‌های غشایی ریز پرز می‌گویند.

    ریز پرز چین خوردگی در سطح غشاست.

    یاخته ترشح کننده ماده مخاطی ریز پرز ندارد.

    گلوتن و سلیاک

    گلوتن پروتئینی‌ست که در گندم و جو وجود دارد. در بیماری سلیاک این پروتئین باعث تخریب سلول‌های پرزها و ریزپرزهای روده باریک می‌شود. در این بیماری سطح جذب مواد کاهش پیدا می‌کند و بسیاری از مواد مورد نیاز بدن جذب نمی‌شود.

    در بیماری سلیاک چین‌های حلقوی روده از بین نمی‌رود.

    در تخریب گلوتنی فقط مخاط آسیب می‌بیند.

    جذب مواد

    مواد گوناگون از سلول‌های پوششی هر پرز عبور می‌کنند و به شبکه مویرگی درون پرز و سپس جریان خون وارد می‌شوند.

    در هر پرز مویرگ بسته لنفی نیز وجود دارد. لنف در مویرگ‌های لنفی جریان دارد و از آب و مواد دیگر تشکیل شده است. مولکول‌های حاصل از لیپید‌ها ابتدا به مویرگ‌های لنفی و سپس به جریان خون وارد می‌شوند. لیپیدها در کبد یا بافت چربی ذخیره می‌شوند. در کبد از این ترکیبات لیپوپروتئین ساخته می‌شود.

    HDL و LDL

    hdl با جذب کلسترول از رسوب آن در دیواره رگ جلوگیری می‌کند.

    حتی وقتی hdl زیاد باشد رسوب کلسترول انجام می‌شود اما این رسوب کمتر است. یادتان باشد که hdl با دیواره سرخرگ کار دارد نه سیاهرگ.

    نکات پیشرفته‌تر

    بیماری‌ها

    در سلیاک جذب کاهش پیدا می‌کند. این کاهش می‌تواند در جذب ویتامین B12، فولیک اسید و کلسیم مشاهده شود.

    کاهش B12 و فولیک اسید می‌تواند به روند ساخت سلول‌ها ضربه بزند.

    کاهش کلسیم می‌تواند باعث به نوعی بیمار استخوانی منجر شود.

    در افراد چاق LDL زیاد می‌شود. این افراد مستعد سکته مغزی هستند. طراح تست می‌تواند به جای کلمه سکته مغزی از عبارت نوعی بیماری مغزی استفاده کند تا تست را پیچیده کند.

    افراد چاق مستعد دیابت نوع دو، انواعی از سرطان، تنگ شدن سرخرگ‌ها و سکته قلبی شود.

    خودآزمایی اول

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    روده بزرگ و دفع

    روده بزرگ از دو بخش روده کور و کولون‌ها تشکیل شده است.

    روده کور ابتدای روده بزرگ است. موادی که از روده خارج می‌شود ابتدا به روده کور و سپس به کولون‌ها وارد می‌شود.

    روده کور به آپاندیس ختم می‌شود.

    ادامه روده کور از کولون بالارو، کولون افقی و کولون پایین‌رو تشکیل شده است.

    روده بزرگ پرز ندارد. سلول‌های پوششی مخاط آن ماده مخاطی ترشح می‌کنند اما آنزیم گوارشی ترشح نمی‌کنند.

    بعد از روده بزرگ راست روده قرار دارد که جزئی از روده بزرگ نیست. در انتهای راست روده بنداره‌های داخلی (ماهیچه صاف) و خارجی (ماهیچه مخطط) قرار دارند.

    فعالیت بنداره داخلی راست روده غیرارادی و فعالیت بنداره خارجی ارادی‌ست.

    مواد جذب نشده و گوارش نیافته، سلول‌های مرده و باقی‌مانده شیره‌های گوارشی وارد روده بزرگ می‌شوند. روده بزرگ آب و یون‌ها را جذب می‌کند. حرکات راست روده آهسته انجام می‌شود.

    سرعت حرکت مواد در بخش‌های مختلف لوله گوارش یکسان نیست. مثلا سرعت حرکت مواد در مری بیشتر و در روده بزرگ آهسته‌تر است.

    مدفوع در روده بزرگ به شکل جامد درمی‌آید و سپس وارد راست روده می‌شود. سرانجام دفع به صورت ارادی انجام می‌شود.

    دقت کنید مدفوع در راست روده تشکیل نمی‌شود. مدفوع در روده بزرگ تشکیل شده و چیزی که به راست روده وارد می‌شود مدفوع است.

    بررسی شکل روده بزرگ

    آپاندیس از محل اتصال روده کوچک و روده بزرگ پایین‌تر قرار می‌گیرد.

    روده کوچک به روده کور متصل می‌شود نه به کولون‌ها.

    کولون بالا رو کوتاه‌ترین و کولون پایین‌رو بلندترین کولون روده باریک است.

    رأس کلون پایین رو از انتهای کولون بالارو بالاتر می‌ایستد.

    کولون افقی از دو کولون دیگر جلوتر قرار گرفته است. کولون پایین‌رو هم از دو کولون دیگر عقب‌تر قرار گرفته است.

    کولون بالارو و کولون افقی جلوتر از روده باریک قرار دارند، اما کولون پایین به پشت روده باریک می‌رود(با توجه به شکل صفحه ۱۸).

    روده بزرگ از بیرون برخلاف روده کوچک چین خورده است.

    بنداره خارجی مخرج پایین‌تر و بزرگتر از بنداره داخلی آن است.

    خودآزمایی دوم

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    گردش خون دستگاه گوارش

    خون بخش‌هایی از دستگاه گوارش به طور مستقیم به قلب برنمی‌گردد؛ بلکه از راه سیاهرگ باب ابتدا به کبد و سپس از راه سیاهرگ‌های دیگر به قلب می‌رود.

    خون بخش‌هایی مثل دهان و ابتدای مری وارد سیاهرگ باب نمی‌شود.

    فقط خون اندام‌های دستگاه گوارش وارد سیاهرگ باب نمی‌شود. مثلا خون طحال که بخشی از دستگاه گوارش نیست نیز وارد سیاهرگ باب می‌شود.

    پس از خوردن غذا میزان جریان خون دستگاه گوارش افزایش می‌یابد تا نیاز آن برای فعالیت بیشتر تامین شود و مواد مغذی جذب شده به کبد منتقل شوند.

    در کبد از مواد جذب شده، گلیکوژن و پروتئين ساخته می‌شود و موادی مانند آهن و برخی ویتامین‌ها نیز در آن ذخیره می‌شوند.

    کبد محل پروتئين‌سازی است.

    خون اندام‌هایی که در شکل می‌بینید توسط سیاهرگ باب به کبد می‌رود. این یعنی خون این اندام‌ها به طور غیرمستقیم به قلب برمی‌گردد.

    اولا یادتان نرود: مری و دهان هم گردش خون دارند، اما خون آن‌ها به کبد نمی‌رود و مستقیم به قلب می‌ریزد.

    سیاهرگ باب از معده، طحال، پانکراس، کولون‌ها، روده باریک و آپاندیس خون می‌گیرد.

    سیاهرگ باب از سه شاخه درست می‌شود:

    شاخه اول را طحال و بخش مقعر معده می‌سازد.
    در شاخه دوم خون بخش محدب معده و پانکراس به شاخه‌ای که از کولون پایین‌رو و راست روده می‌آید وصل می‌شود.
    و شاخه سوم از روده باریک، کولون بالا‌رو، آپاندیس و روده کور ساخته می‌شود.

    سیاهرگ فوق کبدی در سطحی بالاتر از بنداره انتهای مری قرار دارد.

    سیاهرگ خروجی از طحال از پشت معده عبور می‌کند.

    نکات پیشرفته‌تر

    کمی بیشتر در مورد گردش خون لوله گوارش

    در کبد مویرگ‌ها بین دو سیاهرگ قرار دارد.

    سرخرگ داخل روده از آئورت منشا می‌گیرد. سیاهرگ آن به سیاهرگ باب می‌ریزد.

    رگ لنفی پس از دریافت چربی‌ها به مجرای لنفی چپ می‌ریزد. مجرای لنفی چپ به رگ زیرترقوه‌ای چپ و مجرای لنفی راست به رگ زیرترقوه‌ای راست می‌ریزد.

    مجرای لنفی چپ از سیاهرگ زیرترقوه‌ای راست عبور می‌کند. چربی‌ها بعد از عبور از قلب به کبد می‌رود. در کبد یا ذخیره می‌شود و یا به صورت لیپوپروتئین در می‌آید.

    مواد محلول در آب اول به کبد می‌رود و بعد به بزرگ سیاه رگ زیرین می‌ریزد.

    اگر کبد ماده‌ای به خون ریخت که به استخوان برود لزوما اریتروپویتین نیست و می‌تواند یک ماده معدنی (آهن) باشد.

    تنظیم فرایندهای گوارشی

    دستگاه گوارش یک مرحله خاموشی نسبی و یک مرحله فعالیت شدید دارد.

    این دستگاه باید به ورود غذا پاسخ مناسبی بدهد؛ یعنی شیره‌های گوارشی به موقع و به اندازه کافی ترشح و حرکات لوله گوارش به موقع انجام شوند.

    فعالیت دستگاه گوارش با دیگر بخش‌های بدن مثل دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس باید هماهنگ شود.

    فعالیت دستگاه گوارش مانند بخش‌های دیگری بدن، توسط دستگاه عصبی و هورمونی تنظیم می‌شود.

    تنظیم عصبی دستگاه گوارش

    تنظیم عصبی دستگاه گوارش را بخشی از دستگاه عصبی به نام دستگاه عصبی خودمختار انجام می‌دهد.

    فعالیت دستگاه عصبی خودمختار ناخودآگاه است. مثلا وقتی به غذا فکر می‌کنیم بزاق ترشح می‌شود. با فعالیت دستگاه عصبی خودمختار، پیام عصبی به غده‌های بزاقی می‌رسد و بزاق ترشح می‌شود. دیدن غذا و بوی آن نیز باعث افزایش ترشح بزاق می‌شود.

    انجام فعالیت‌های گوارشی با فعالیت بخش‌های دیگر بدن نیز باید هماهنگ شود. مثلا هنگام بلع و عبور غذا از حلق، مرکز بلع در بصل النخاع فعالیت مرکز تنفس را که در نزدیک آن قرار دارد مهار می‌کند؛ در نتیجه نای بسته و تنفس برای زمانی کوتاه، متوقف می‌شود.

    فعالیت دستگاه گوارش با بخش‌های دیگر مثل دستگاه گردش خون نیز هماهنگ است.

    متوقف شدن تنفس فقط هنگام عبور غذا از حلق و ورود آن به مری رخ می‌دهد، نه در کل فرایند بلع.

    همان‌طور که در ساختار لوله گوارش دیدیم، در دیواره این لوله شبکه‌ها سلول‌های عصبی وجود دارند. این شبکه‌ها که شبکه‌های عصبی روده‌ای نامیده می‌شوند، تحرک و ترشح را در لوله گوارش تنظیم می‌کنند. شبکه‌های عصبی روده‌ای می‌توانند مستقل از دستگاه عصبی خودمختار فعالیت کنند. اما دستگاه عصبی خودمختار با آن‌ها ارتباط دارد و بر عملکرد آن‌ها تاثیر می‌کند.

    تنظیم هورمونی دستگاه گوارش

    در بخش‌های مختلف معده و روده سلول‌هایی وجود دارند که هورمون می‌سازند. این هورمون‌ها به خون می‌ریزند و همراه با دستگاه عصبی، فعالیت‌های دستگاه گوارش را تنظیم می‌کنند. سکرتین و گاسترین از این نوع هورمون‌ها هستند.

    سکرتین از دوازدهه به خون ترشح می‌شود و با اثر بر لوزالمعده موجب می‌شود ترشح بی‌کربنات افزایش یابد.

    گاسترین از معده ترشح و باعث افزایش ترشح اسید معده و پپسینوژن می‌شود.

    افزایش ترشح گاسترین می‌تواند سبب افزایش ترشح سکرتین نیز شود.

    مقایسه هورمون‌های سکرتین و گاسترین

    برای استفاده بهتر موبایل را به حالت افقی درآورید.

    گاسترینسکرتین
    اندام ترشح‌کنندهمعدهروده
    اندام هدفمعدهپانکراس
    نقشافزایش ترشح اسید معده و پپسینوژنافزایش ترشح بی‌کربنات
    نتیجه کاهش ترشح آناختلال در گوارش پروتئين‌ها
    افزایش PH معده
    کاهش ترشح سکرتین از دوازدهه
    اختلال در فعالیت آنزیم‌های فعال در فضای روده
    نتیجه افزایش ترشح آنکاهش PH معده
    افزایش ترشح سکرتین از دوازدهه
    افزایش بی‌کربنات ورودی به دوازدهه

    خودآزمایی سوم

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.

    خودآزمایی جامع

    به سوالات زیر به صورت بله و خیر پاسخ دهید و سپس پاسخنامه را بررسی کنید.